پریشون ِ زینب
بی سامون ِ زینب
شلوغه تو گودال
نرو جون ِ زینب
پاشو ای برادر
جلو چشم مادر
تو خوردی زمین و
اومد شمر با خنجر
من و می دید
خنجر رو حنجر می كشید
وحشیونه شمر پلید
سر از تن ِ تو می برید
***
خدایا پرم سوخت
خدا معجرم سوخت
زآتیش خیمه
تمام سرم سوخت
سنان نیزه داره
تنم لرزه داره
میترسم برادر
چشم هرزه داره
كو قمرم
دارن میان سمت حرم
با چی بپوشونم سرم
حالا كه سوخته معجرم
حزینه ام
یه دنیا غم تو سینه ام
میترسم از این كوفیا
دلواپس سكینه ام
غوغاشده
برا سرت دعوا شده
خودم دیدم برادرم
سرت رونیزه جا شده
دلم شكست
وای از چشم خولی مست
بابام كجاست تا ببینه
دشمن تو دستم و بست
***
مادرم و نزن،نزن نزن
از كوچه خوندن دردسر داره
كی از حال حسن خبر داره
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید