
به دشت کربلا، جمعی پریشان ماند و من ماندم
فراز نیزهها، آوای قرآن ماند و من ماندم
من غارتزده خسته، ز هر سو راه من بسته
ز یاران خیمهها خالی، بیابان ماند و من ماندم
به گوش من طنینافکن، صدای اکبر و قاسم
که دائم اشکریزانم، به دامان ماند و من ماندم
دلم خون شد خداوندا، از این اشک عزاداران
به دنبال پدر یک طفل گریان ماند و من ماندم
به خاک و خون دو بازوی بلند و پرچم و مَشکی
میان شعلهها یک فوج عطشان ماند و من ماندم
ز تیری بسته شد راه گلوی تشنهلب اصغر
رباب از این جفای خصم، حیران ماند و من ماندم
ز طوفان بلا گلهای سرخ من همه پرپر
از این طوفان مرا یک سرو عریان ماند و من ماندم
بههم پیوست جوشان چشمههای خون و دریا شد
از این طوفان هایل موج و طوفان ماند و من ماندم
نمانده طاقتم دیگر که بینم قتلگاهش را
برفت و این دل بیتاب و سوزان ماند و من ماندم
"حسان" گویی که این مصرع زبان حال زینب بود
تهی شد باغم از گل، عطر جانان ماند و من ماندم
حسان
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : دوشنبه 02 شهریور 1394 |

برادری به تعداد نیست ، به وفاداری است؛
یوسف یازده برادر داشت وحسین (ع ) ، تنها عباس (ع) را ....
...........................................................................
علی یک دسته گل از یاس آورد
ز طوبی شاخه ی احساس آورد
میان باغی از گل های زهرا
خوشا ام البنین "عباس" آورد
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : دوشنبه 02 شهریور 1394 |
کربلا نشان داد که با شکیبایی در عطشی کوتاه؛
می توان همیشه ی تاریخ را سیراب کرد ...

نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : دوشنبه 02 شهریور 1394 |

نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : دوشنبه 02 شهریور 1394 |
پیش از آنی که عزادار محرم باشی ؛
سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی ...

نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : دوشنبه 02 شهریور 1394 |
خاک حرمت ، مهر نماز است حسین (ع)
راه تو ، همیشه چارهساز است حسین (ع)
ای خون تو دشنه بر گلوگاه ستم
از خون تو شیعه ، سرافزار است حسین(ع)

نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : دوشنبه 02 شهریور 1394 |

عاشورا روز دهم ماه محرم است. شهرت این روز نزد شیعیان به دلیل وقایع عاشورای سال ۶۱ هجری قمری است که با گاهشماری هجری خورشیدی این روز مطابق است با ۲۱ مهر ۵۹
در این روز امام حسین (ع) و یارانش در واقعه کربلا در جنگ با لشکر یزید به شهادت رسیدند و مسلمانان در آن روز سوگواری میکنند.
سابقهٔ سوگواری و برپایی عزاداری برای حسین بن علی (ع) به اولین روزهای بعد از عاشورا، در محرم سال ۶۱ هجری میرسد.
اولین مراسم سوگواری را حضرت زینب (س) در مسجد کوفه بر امام حسین (ع) برگزار کرد. قبل از آن در کنار اجساد شهدا در کربلا برگزار شد.
روز دهم محرم، روز شهادت سالار شهیدان و فرزندان و اصحاب او در کربلا است. عاشورا در تاریخ جاهلیت عرب، از روزهای عید رسمی و ملی بوده و در آن روزگار، در چنین روزی روزه میگرفتند، روز جشن ملی مفاخره و شادمانی بوده است و در چنین روزی لباسهای فاخر می پوشیدند و چراغانی و خضاب میکردند.
در جاهلیت، این روز را روزه میگرفتند. در اسلام، با تشریع روزه رمضان، آن روزه نسخ شد.
در فرهنگ شیعی، به خاطر واقعه شهادت امام حسین (ع) در این روز، عظیم ترین روز سوگواری و ماتم به حساب میآید که بزرگترین فاجعه و ستم در مورد خاندان پیامبر (ص) انجام گرفته و دشمنان اسلام و اهل بیت (ع) این روز را خجسته شمرده به شادی میپرداختند، اما پیروان خاندان رسالت، به سوگ و عزا مینشینند و بر کشتگان این روز میگریند.
امامان شیعه، یاد این روز را زنده میداشتند، مجلس برپا میکردند، بر حسین بن علی(ع) می گریستند، آن حضرت را زیارت میکردند و به زیارت او تشویق و امر می کردند و روز اندوهشان بود.
از جمله آداب این روز، ترک لذتها، دنبال کار نرفتن، پرداختن به سوگواری و گریه، تا ظهر چیزی نخوردن و نیاشامیدن، چیزی برای خانه ذخیره نکردن، حالت صاحبان عزا و ماتم داشتن و ... است.
در دوران سلطه امویان و عباسیان، شرایط اجتماعی اجازه مراسم رسمی و گسترده در سوگ اباعبدالله الحسین (ع) را نمیداد، اما هرجا که شیعیان قدرت و فرصتی یافته اند سوگواری پرشور و دامنه داری در ایام عاشورا به راه انداختهاند.
از قرنها پیش عاشورا به عنوان تجلی روز درگیری حق و باطل و روز فداکاری و جانبازی در راه دین و عقیده، شناخته شده است.
حسین بن علی(ع) در این روز، با یارانی اندک ولی با ایمان و صلابت و عزتی بزرگ و شکوهمند با سپاه سنگدل و بیدین حکومت ستم یزدی به مقابله برخاست و کربلا را به صحنه همیشه زنده عشق خدایی و آزادگی و حریت مبدل ساخت.
عاشورا گرچه یک روز بود، اما دامنه تاثیر آن تا ابدیت کشیده شد و چنان در عمق وجدانها و دلها اثر گذاشته که همه ساله دهه محرم و بویژه عاشورا، اوج عشق و اخلاص نسبت به معلم حریت و اسوه جهاد و شهادت، حسین بن علی(ع) می گردد و همه، حتی غیر شعیه، در مقابل عظمت روح آن آزادمردان تعظیم میکنند.
امام حسین(ع) که به دعوت اهل کوفه از مکه عازم این شهر بود تا به شیعیان انقلابی بپیوندد و رهبری آنان را به عهده گیرد، پیش از رسیدن به کوفه، در کربلا به محاصره نیروهای ابن زیاد در آمد و چون حاضر نشد ذلت تسلیم و بیعت با حکومت غاصب و ظالم یزیدی را بپذیرد، سپاه کوفه با او جنگیدند.
حسین و یارانش روز عاشورا لب تشنه با رشادتی شگفت تا آخرین نفر جنگیدند و به شهادت رسیدند و بازماندگان این قافله نور، به اسارت نیروهای ظلمت درآمده به کوفه برده شدند. هفتاد و دو تن یاران شهید او، بزرگترین حماسه بشری را آفریدند و یاد خویش را در دل تاریخ و وجدان بشرهای فضیلت خواه، ابدی ساختند.
عاشورا در مقایسه با بسیاری از رخدادهای دیگر، حجم کمی از وقایع را به خود اختصاص داده و آغاز و انجام آن، در برهه ای کوتاه اتفاق افتاده است. اما یکی از حوادثی است که در طول تاریخ خویش، بیشترین توجه را به خود جلب کرده و علاوه بر نقش گسترده وتاثیر عمیق اجتماعی تاریخی خود، به صورت فرهنگی ویژه با ساختاری منحصر به فرد در آمده است.
منبع:hamshahrionline.ir
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : دوشنبه 02 شهریور 1394 |
از حضرت رضا (ع) روایت شده که هر که در روز عاشورا کارهایش را تعطیل کند خداوند حوائج دنیا و آخرت او را برآورد و هر که روز عاشورا روز مصیبت و غم و اندوه و گریه او باشد خداوند روز قیامت را روز شادی و فرح او قرار دهد. چشمش به دیدار ما در آن روز روشن گردد، و هر که روز عاشورا روز سود دنیوی خود گیرد و چیزی را در آن روز بیندوزد خداوند به اندوخته اش برکت ندهد و روز قیامت او را با یزید و ابن زیاد و عمر سعد محشور سازد.
منبع : hawzah
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : دوشنبه 02 شهریور 1394 |
شعرطنزاستادروانشناسی
سالهاست که اینجاگرفتارم ،استاد چاره ای جزاین ندارم ،استاد
بشنو حرف دل این خسته عاشق کاری سراغ داری ،بیکارم استاد
ازبس که دادم شهریه های سنگین از خودمواین دانشگاه بیزارم،استاد
راستش این شش واحداضافی هم بدجوربهم ریخته افکارم ،استاد
ازتاریکی وارتفاع وهواپیمامی ترسم برای همین شب هابیدارم ،استاد
حال خوشی ندارم وبی تابم من نمی بینی رفته رنگ از رخسارم،استاد
راستی شماکه استادرواشناسی هستی به من بگو نکنه بیمارم ،استاد
درس آخرست ونمره بده برما رحمی کن به دل خسته وزارم،استاد
گفتی سخت نمی گیری امتحان را ولی باز همن من بی قرارم ،استاد
جوان بودم وپیرشدم اینجا انگشت نمای سربازارم ،استاد
تیرخلاصی رابزن وبگوقبولی شایداین باشدآخرین دیدارم،استاد
یک کلام نمره می خواهم از شما چطوری بگم عیال وارم ،استاد
تورابه کی قسم بدهم ای بزرگوار تورابخدانده آزارم ،استاد
من جزء عجایب عالمم ،چونکه بااین همه نمره داوازده شاهکارم ،استاد
بااین شهریه ثابت چهارصدتومانی چگونه دست از توبردارم ،استاد
یک سوال دارم اگربودی معلم ادبیات نمره چندمی دادی به اشعارم ،استاد
برای اینکه اذیتم نکنی درنمره دادن سلامتی شمارااز خداخواستارم ،استاد
به دل نگیر حرفهای مرا امروز از سرخنده ومزاح ست گفتارم ،استاد
می خواستم بیشتربنویسم نشد انگاررمقی ندارد خودکارم ،استاد
خودت رابه آن راه نزن می شناسی مرا من همان شاعرطنزگو،علمدارم استاد
سروده جهان مهین - بهمن ماه 1393
شعرطنز برای استادروانشناسی (جناب کاردهی )سروده علمدار(جهان میهن)
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : سهشنبه 05 اسفند 1393 |