پایگاه شعرمذهبی به شمادوست گرامی خوش آمدمی گوید اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً - دوست گرامي شما مي توانيد اشعارخويش رابه وب سايت ماارسال تانمايش داده شود- شما مي توانيد جهت استفاده از اشعار شاعرومداح اهل بيت برادرحاج مهدي جهان ميهن باسبک جديد به لينک واقع در موضوعات سايت وياوب سايت شخصي ايشان مراجعه نماييد www.zeynabiuon@mailsara.comیاwww.zeynabiuon@mihanmail.irارسال فرمائید




   


   
موضوعات مطالب
فایل های اشعارمذهبی (به صورت word)
متن اشعارعیدغدیرخم
استخاره
شگفتی های قرآن
متن اشعارحربن ریاحی
متن اشعارسالروز ازدواج حضرت علی(ع) وحضرت زهرا(س)
متن اشعارشهادت امام جواد(ع)
تحقیق آماده (دانشگاه .دبیرستان.دبستان.راهنمایی)
اشعارحرکت کاروان کربلا
متن اشعارشب دهم محرم (عاشورا)
متن اشعارشب نهم محرم
متن اشعارشب هشتم محرم
متن اشعارشب هفتم محرم
متن اشعارشب ششم محرم
متن اشعارولادت حضرت معصومه
متن اشعاردهه کرامت
اشعارولادت امام رضا(ع)
متن اشعارمراسم عروسی- دامادی
اشعارسالروز تخریب بقیع
متن اشعارعیدسعیدفطر
متن اشعاراستقبال از محرم
متن اشعارشب اول محم
متن اشعارشب دوم محرم
متن اشعارشب پنجم محرم
متن اشعارشبهای قدر(لیله القدر)
متن اشعارولادت امام حسن مجتبی(ع)
متن اشعاروفات حضرت خدیجه (س)
متن اشعاررحلت پیامبر(ص)
صفحه تبلیغات وخریدوفروش رایگان اجناس شما(اقتصادی)
روزنامه ها وخبرنامه های کشوری
متن اشعارماه مبارک رمضان
متن اشعارصلواتی
اشعارولادت امام زمان (عج)
صفحه سیاسی
متن اشعارولادت حضرت علی(ع)
متن اشعارولادت امام جواد(ع)
متن اشعارماه رجب
متن اشعارولادت امام محمدباقر(ع)
متن اشعارولادت حضرت زهرا(س)
اشعاروفات حضرت ام البنین (س)
صفحه برچسب های وبلاک
متن شعردرباره کاظمین
متن شعردرباره نجف
متن شعر درباره سامرا
متن شعردرباره کربلا
متن شعردرباره مدینه
متن اشعارسیزده بدر
متن اشعار درمدح امام زمان(عج)
مباحث حقوقی(برای دانشجویان رشته های حقوق )
متن اشعار دهه فاطمیه
متن اشعاردرباره کربلا
متن اشعار مسلم بن عقیل (ع)
متن اشعارحضرت رقیه (س)
متن اشعارحضرت علی اکبر(ع)
متن اشعار حضرت علی اصغر(ع)
متن اشعارمناجات باخدا
متن اشعارامام رضا(ع)
متن اشعارمحرم
متن اشعارولادت امام سجاد(ع)
تصاویروعکس های مداحان اهل بیت (ع)
متن اشعارولادت حضرت عباس(ع)
متن اشعار شهادت امام سجاد(ع)
متن اشعار شهادت امام باقر(ع)
متن اشعار شهادت حضرت زهرا(س)
متن اشعار شهادت امام حسن مجتبی (ع)
متن اشعار رسوا.. (ص)
متن اشعارحضرت علی (ع)
متن اشعارامام زمان (عج)
صفحه اطلاع رسانی پایگاه بیت الائمه(ع)
متن اشعار سینه زنی امام حسین (ع)
متن اشعار حضرت عباس (ع)
متن اشعارولادت پیامبر(ص) وامام صادق(ع)
شهادت امام حسن عسکری (ع)
عکس های تاریخی وقدیمی مشهد(حرم امام رضا(ع))
کتابخانه الکترونیکی
دانلود نوحه (صوتی وتصویری)
اشعارشاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان (میهن)
متن اشعاروفات حضرت زینب(س)
متن اشعار اربعین حسینی
متن اشعارولادت امام حسن عسکری (ع)
تصاویر متحرک
تصاویر متحرک
متن اشعاروفات حضرت معصومه (ص)
احادیث حضرت زهرا(س)
اشعارشهادت امام صادق(ع)
متن اشعارعیدمبعث
متن اشعارولادت حضرت رقیه(س)
متن اشعاردرباره عیدنوروزوبهار
فروشگاه بیت الائمه(س)
متن اشعارولادت امام حسین (ع)
متن اشعارشب سوم محرم
متن اشعارشب چهارم محرم
متن پیامک روز زن -همسر
متن اشعارروز عرفه
لینک مستقیم به مطالب وب سایت های دوستان
مطالب متفرقه وب سایت
نويسندگان وب سایت
آمار و امكانات
»تعداد بازديد امروز: 1176

طراح قالب

Template By:

درباره وبگاه

وب سایت پایگاه شعربیت الائمه (ع)باترویج اشعارمذهبی ونوحه وسینه زنی و... طراحی گردیده که به یاری خداونظرات شمادوستان کارخویش راادامه ودرزمینه ائمه اطهار(ع)گام برمی دارد.
آرشيو مطالب
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها

حضرت فاطمه (س) در لحظه های غمبار شهادتشان به شدت می گریست . امام (ع) پرسید: چرا گریه می کنی ؟ فرمود :(ابکی لما تلقی بعدی ) ؛ بر مصیبتهایی که پس از من بهتو می رسد ؛ می گریم .

دردم این نیست که چندینست مریض احوالم

به تو سوگند به مظلومی تو می نالم

گشته ای خانه نشین قبله گه آمالم

امشب با حضرت زهرا (س) هم ناله می شویم و برای مظلومیتهای شهید تنها؛امیرالمومنین (ع) اشک بریزیم . برای آن لحظه هایی که ساقی کوثر ؛ بی کوثر شده بودو تنها همدم و یار و مونس خودش را از دست داده بود . سر در چاه غربت فرو می برد وبا چاه درد دل می کرد : ای چاه !

سخت بود تا که بگویم عدو

شرم نکرد از کتک فاطمه

ازچه بگویم نوک مسمار ، یا

پهلوی خورده ترک فاطمه

واشده یک در ولی بسته است

دستعلی یار تک فاطمه

منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات:صبح امید



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها

بعد از ازدواج حضرت زهرا (س) و امیرالمومنین (ع) پیامبر (ص) وارد خانهامیرالمومنین (ع) شد . کارهای خانه را تقسیم کرد . کار بیرون به عهده امیرالمومنین(ع) و کار منزل به عهده حضرت زهرا (س)قرار گرفت . حضرت زهرا  از این تقسیم کار خیلی خوشحال شد؛ چون دیگر لازمنبود در کوچه ها رفت و آمد کند و در معرض دید نامحرمان قرار بگیرد . فرمود : جزخدا نمیداند که از این تقسیم کار چقدر خوشحال شدم ؛ زیرا رسول خدا مرا از انجامکارهایی که مربوط به مردان است ، باز داشت .

در مدینه حضرت ختم رسل

شادمان آمد به دیدار دو گل

حیدر و زهرا پذیرایش شدند

شاد از دیدار سیمایش شدند

گشت از زیبایی خیر البشر

محفل پر نورشان پر نورتر

چند روزی بیشتر نگذشته بود

فاطمه بانوی حیدر گشته بود

مصطفی آمد کند تقسیم کار

گفت باشد دختر من خانه دار

کار بیرون با علی مرتضی ست

کار خانه قسمت خیرالنساست

فاطمه خوشحال شد از این سخن

  کرد شکر کبریای ذوالمنن

سالها بگذشت از این روز پاک

مصطفی مسموم شد روحی فداک

من نمی دانم چه شد بعد رسول

زندگانی سخت آمد بر بتول

گفته های احمدی از یاد رفت

حرمت زهرای او بر باد رفت

غصه ی او دخترش را پیر کرد

کار زهرا و علی تغییر کرد

کار بیرون با علی دیگر نبود

ذو الفقاری بر کف حیدر نبود

ای همه جانها نثار فاطمه

کار بیرون گشته کار فاطمه

رفته بیرون تا کند افشاگری

حق بگیرد از عدوی کافری

خانه دار مرتضی غمدیده شد

مرتضی از کار او شرمنده شد

مرتضی خجلت زده خانه نشین

فاطمه در کوچه ها نقش زمین

مرتضی در آتش دلوا پسی

فاطمه در کوچه های بی کسی

منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات:صبح امید



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها

علی (ع) هر وقت وارد خانه می شد و به زهرا (س) نگاه می کرد تمام غم و غصه هایشبرطرف می شد . اگر بیرون خانه مردم به او سلام نمی کردند یا اگر امیرالمومنین (ع)سلام میکرد جواب او را نمیدادند اگر غریب و تنها شده بود اگر بیرون خانه یار وهمدم و هم زبانی نداشت اما وقتی وارد خانه می شد با دیدن حضرت زهرا (س) و مهربانیو همدردی و دلداری های او آرامش می یافت . آری همیشه دیدن زهرا (س) مایه آرامش اوبود؛ اما یک وقتی رسید که با دیدن حضرت زهرا (س) آه از نهاد امیرالمومنین (ع)برخواست ؛ صورت کبود است ؛پهلو شکسته است . با غسل حضرت زهرا (س) یکایک مصائبگذشته را مرور کرد ؛ بازو ورم کرده است ؛ سینه ضرب دیده است ؛ یا امیرالمومنین(ع) بدنحبیب را با دلی شرحه شرحه غسل دادی پهلو و سینه را شکسته یافتی ،صورت و بازو راکبود دیدی ؛ اما به هر حال بدن به ظاهر سالم بود ؛ اما زینب کبری (س) وقتی آمدمقابل بدن حبیبش ، دید بدن برادر قطعه قطعه است و سر در بدن ندارد . خم شد ولبهایش را بر رگهای بریده  برادر گذاشت .

آهی کشید از دل و با دیده پر آب

با بضعه ی رسول خدا کرد این خطاب

مادر بیا که بی کس وتنها حسین توست

تنها میان لشکر اعدا حسین توست

مادر بیا وببین که در این دشت مرگبار

بی یارو بی پناه و هم آوا حسین توست

این پاره پاره تن که فتاده به روی خاک

از تشنگی به حالت اغما حسین توست

این نازنین بدن که ندارد برای من

یک جای بوسه در همه اعضا حسین توست

منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات:صبح امید



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها

اسماء به دستور حضرت زهرا (س) تابوتی را ساخت . حضرت زهرا (س) تا تابوت رادیدلبخند به لبانش نشست . بعد رسول الله (ص) این اولین لبخند حضرت زهرا (س) بود ؛ چوناین تابوت دیواره داشت و حجم بدن در آن معلوم نبود . سوال من این است روزهای آخرکه این تابوت را ساختند ؛ کجا نگه می داشتند ؟ لابد درون خانه گذاشته بودند . دراین صورت امان از دل امیرالمومنین (ع) با دیدن این تابوت چه حالی شده است فاطمهجان !این تابوت چیست که اینجاست ؟ فاطمه جان !مگر قصد رفتن داری ؟ مگر می خواهیعلی (ع) را تنها بگذاری ؟ نمی دانم وقتی زینب (س) پرسیده است که بابا این وسیله ایکه اسما ء درست کرده است چی هست ؟ امیرالمومنین (ع) چه حالی شده و چگونه جواب زینب(س) راداده است .

فغان تا عالم لاهوت می رفت

به روی شانه ها تابوت می رفت

به مژگان ترش یاقوت می سفت

سرشک از دیده می بارید و می گفت

که ای گل نیستی تابوت بویم

مگر بوی تو از تابوت بویم

جدا از تو دل آرامی ندارد

علی ؛بی تو دلارامی ندارد

چنان در ماتمش از خویش می رفت

که خون از چشم غیر و خویش می رفت

که دیده دردل  شب بلبلی را

که زیر گل نهان سازد گلی را ؟!

ز بی تابی گریبان چاک می کرد

جهانی را به زیر خاک می کرد

علی با دست خود خشت لحد چید

بساط ماتم خود تا ابد چید

دل خود را به غم دمساز می کرد

کفن از روی زهرا باز می کرد

تو گویی زان رخ گردیده نیلی

به رخسار علی می خورد سیلی

علی در خاک زهرا را نهان کرد

نهان در قطره بحر بیکران کرد

گل خود را به زیر گل نهان دید

بهار زندگانی را خزان دید

محمد علی مجاهدی(پروانه)

منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات:صبح امید



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها و علی علیه السلام

یا حضرت زهرا (س) !بی بی جان ! یادتان می آید ،آن لحظه ای را که امیرالمومنین(ع) فرمود : بچه ها بیایید با مادرتان خداحافظی کنید ؟حسنین (ع) خودشان را در آغوششما جا دادند و زار زار گریستند . طاقت نیاوردید و دستان پر مهرتان را از کفنبیرون آوردید و حسنین (ع) را در آغوش گرفتید . آنجا اگر امیرالمومنین (ع) بچه هارا از شما جدا نمی کرد ،همان جا جان می دادند ......

عرض من این است بی بی جان !امشب نوبت شما است . بیایید قبل از اینکهامیرالمومنین (ع) دستان را از کفن بیرون بیاورد و به حسنین (ع) و زینبین (س)دلداری بدهد ؛ آنها را از روی بدن بابایشان بلند کن !دیگر امیرالمومنین (ع) طاقتدیدن این صحنه ها را ندارد . کمکش کن. این حرفها مال من نیست . زبان حال حضرت زینب(س) است .

زینب به گریه گفتا مادر به خانه برگرد

خاموش گشته شمع و پروانه پر ندارد

مادر بیا حسن را از روی نعش بابا 

بردار چون که بابا تابی دگر ندارد

از دیده ی حسینت سیلاب خون روان است

 چون آسمان عمرش شمس و قمر ندارد

بر نسخه ی طبیبان دیگر چه احتیاجی

بر زخم فرق مولا دارو اثر ندارد

گویید پیرزن را بهر تهیه ی نان

بهر علی تنوری دیگر شرر ندارد

ژولیده نیشابوری

منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات:صبح امید



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها

زن وشوهری با هم دعوا کردند . مرد عصبانی شد . دست بلند کرد و سیلی محکمی بهصورت خانمش زد . از خانه بیرون آمد پشیمان شد . ظهر که به خانه برگشت ؛ معذرتخواهی کرد ...زن گفت : عیبی ندارد من هم بی تقصیر نبودم . از این به بعد هم اگرکار بدی کردم بزن اما دیگر جلوی بچه هایم مرا کتک نزن ؛ این بچه ها از صبح  که مرا زدی یک طور دیگر شده اند غذا نخوردند هیبه من نگاه می کنند .....اما جانها به قربان مظلومیت حضرت زهرا (س) که جلوی چشمبچه ها چنان سیلی به صورت او نواختند .......

سخت است پیش چشم پسر زجر مادرش

آن بی حیا زروی حسینم حیا نکرد

می دید ناله ی حسنم را ولی زکین

رحمی به ناله ی پسرم مجتبی نکرد

ای وای محسنم !که به یک لحظه زاد ومرد

مهلت نداشت گر به رخم دیده وانکرد

دشمن زخانه برد علی را کشان کشان

تنها به کشتن پسرم اکتفا نکرد

از تازیانه ؛قنفذ دون دست بر نداشت

تا دست من ز دامن مولا جدا نکرد

منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات:صبح امید



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها

بشار می گوید : خدمت امام صادق (ع) رفتم . تعارف خرما کردند . گفتم ناراحتم .بغض گلویم را گرفته است . پیرزنی از شیعیان با پهلو به زمین خورد و به ظالمین جدهات زهرا (س) لعنت فرستاد ؛ گفت : لعن الله ظالمیک یا فاطمه . نوکران حکومتی شنیدند. او را گرفتند می زدند و می بردند . امام صادق (ع) با شنیدن نام حضرت فاطمه (س)وشنیدن این جریان چنان ناراحت شد ند و گریستند که دستمال و محاسنشان از اشک پر شد. به مسجد سهله رفتند و برای آن پیرزن دعا کردند . بشار می گوید : امام صادق (ع)دعا کردند و بعد فرمودند : برویم . آن پیرزن را آزاد کردند .

یا امام صادق (ع) ! شما تا نام حضرت فاطمه را میشنیدید ؛ اینطور ناراحت میشدید ؛ پس چه می کردید اگر می بودید و می دیدید ؛ آن مصیبتی را که فرشتگان عالم بهخاطر آن به گریه افتادند ؟ آن هنگامی که امام علی (ع) فرمود ؛ بچه ها ای حسن و ایحسین (ع) بیایید و با مادرتان خداحافظی کنید . حسنین آمدند و مادر را در آغوشگرفتند و ناله زدند . همه از دیدن این صحنه به گریه افتادند  . فضای خانه یکپارچه اشک و ناله شده بود . امامعلی (ع) میگوید خدا را شاهد می گیرم که فاطمه ناله ی جان کاهی کشید . بندهای کفنباز شد و حسنین (ع) را در آغوش گرفت . ناگهان شنیدم هاتفی در آسمان صدا زد : ایعلی حسن وحسین را از سینه مادر شان بلند کن که سوگند به خدا ؛ این حالت آنها ؛فرشتگان آسمان را به گریه انداخت .

ندارد کودکی طاقت که نیلی

ز سیلی صورت مادر ببیند

مبادا مادری را دختری خرد

به وقت مرگ در بستر ببیند

ندارد طاقتی زهرای اطهر

که زینب را به چشم تر ببیند

چه جان سوز است و جان فرسا خدایا

که داغ مادری دختر ببیند

نهان کن چادر و سجاده اش را

مبادا زینب مضطر ببیند

برو دیوار و در را شستشو کن

مگر این صحنه را کمتر ببیند

منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات:صبح امید



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها

امام صادق (ع) میفرماید :( بکائون پنج نفر بودند : 1آدم (ع) 2.یعقوب (ع) 3.یوسف (ع) 4. امام سجاد (ع) 5. حضرت فاطمه (س) ).. حضرت یوسف (ع) وقتی به زندانافتاد ،از فراق پدر به قدری گریه کرد که امام صادق (ع) می فرماید : سایر زندانیانناراحت شدند و به او پیشنهاد کردند یا شب گریه کند یا روز تا آنان در یکی از ایندو وقت آسایش داشته باشند . یوسف پیشنهاد آنان را پذیرفت و به آن عمل کرد . اینحرف را به یک بزرگوار دیگری هم زدند . به امیرالمومنین (ع) گفتند : به حضرت زهرا(ع) بفرمایید :یا شب گریه کند و روز آرام بگیرد ؛یا روز گریه کند و شب آرام بگیرد ؛اما آنقدر مصیبتهای حضرت زهرا (س)  زیاد وسنگین بود ؛ آنقدر دلش شرحه شرحه و جگرش سوخته بود که مثل یوسف نتوانست قبول کند ؛لذا می رفت بیرون مدینه و آنجا ضجه و ناله می زد ...........



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها-گریز بیست و یكم

بنابر نقلی حضرت فاطمه (س) را داخل خانه ی خودش دفن کردند . عرض می کنم : مردم! دعا کنید این نقل درست نباشد ! وگرنه باید بگوییم : امان از درد دل های بچه های علی(ع) چه حالی داشتند زمانی که تنها می شدند ؟ می آمدند کنار قبر مادر گریه می کردندو ناله می زدند و می گفتند :

ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم

دیده ازدیدار رخسارش منور داشتیم

هر کسی جسم عزیزش روز بردارد ولی

ما که جسم مادر خود را به شب برداشتیم

کاش آن روزی که زهرا گفت پهلویم شکست

ما دم در ، حق حفظ جان مادر داشتیم

کاش محسن را نمیکشتند تا ما غنچه ای

یادگار از آن گل رعنای پرپر داشتیم

این درو دیوار میگرید به حال ما که ما

مادری بشکسته پهلو پشت این در داشتیم

 

************

یاد آن روزی که ما هم سایه برسر داشتیم

همچو طفلان دگر در خانه مادر داشتیم

مادر مظلومه ما رفت از دست ما

مرگ او را کی به این تعجیل باور داشتیم

اندر آن روزی که آتش بر سرای ما زدند

ما در آنجا حال مرغ سوخته پر داشتیم

آمد و رفت از جهان محسن در آن غوغا دریغ

آرزوی دیدن روی برادر داشتیم

از فراق روی مادر با پدر هر روز و شب

دو برادر بزم ماتم با دو خواهر داشتیم

با فغان گوید موید آنچه را میثم بگفت

ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم

شاعر: موید

منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات:صبح امید



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن گریز روضه ی حضرت زهرا سلام الله علیها-گریز بیستم

یا زهرا !طاقت نداشتی گریه های بچه هایت را ببینی ؛ صدای گریه ی حسنین (ع) دلترا شرحه شرحه میکرد و جگرت را میخراشید ؛ لذا دستان نوازش گرت را از کفن بیرونآوردی و حسنین (ع) را در آغوش مهرت کشیدی و آنها را تسکین دادی ؛ اما خانم جان !ای کاش در کربلا هم بودی و با آن دستان پر مهرت دخترت زینب (س) را در آغوش میکشیدیو او را اندکی تسکین میدادی و در لحظات پر التحاب و جگر خراش او را در می یافتی !بی بی جان ! اگر چه زینب دریای صبر است ؛ ولی این گودال پرخون دریا را هم به تلاطمدر می آورد . امان از این گودال !فغان از این گودال ! بی بی جان ! می دانم در طولزندگی کوتاهت سختی ها و مصیبتهای زیادی را تحمل کرده ای ؛

ولی گودال پر خون را ندیدی

در آتش قوم مجنون را ندیدی

ندیدی دست و پا می زد گل عشق

کنارش ناله می زد بلبل عشق

ثمر از باغ غم می چید زینب

بلا پشت بلا می دید زینب

امان از دوره ی سرد اسارت

امان از زینب و درد اسارت

منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست

انتشارات:صبح امید



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : سه‌شنبه 08 بهمن 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران