فایل اشعار مذهبی ومداحی به صورت word
استفاده باذکرصلوات بلامانع است کپی برداری باذکرمنبع بلامانع است .
کلیک فرمائید.
| لینک فایل | حجم فایل |
| ماه_رمضان.doc | 45.500 KB |
| مهدی2.doc | 172.500 KB |
| 67.500 KB | |
| مسلم_بن_عقیل_++++++++-----------------.doc | 41.500 KB |
| کربلا.doc | 32.500 KB |
| لینک فایل | حجم فایل |
| و++++------مناجات_با_خدا.doc | 58.000 KB |
| و+++++مدح------.doc | 43.000 KB |
| ولادت_امام_حسین_)ع(.doc | 233.000 KB |
| مهدی_91-1.doc | 434.000 KB |
| ولادت_امام_حسن_عسکری.doc | 87.500 KB |
| ولادت_حضرت_مهدی.doc | 106.000 KB |
| ولادت_حضرت_علی(ع9.doc | 268.000 KB |
| ولادت_جوادالائمه.doc | 127.500 KB |
| ولادت_حضرت_علی_91-2.doc | 78.000 KB |
| ولادت_حضرت_علی.doc | 265.500 KB |
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : پنجشنبه 01 اسفند 1392 |
فایل اشعار مذهبی ومداحی به صورت word
استفاده باذکرصلوات بلامانع است کپی برداری باذکرمنبع بلامانع است .
کلیک فرمائید.
| لینک فایل | حجم فایل |
| رقیه.doc | 100.500 KB |
| شعر91-3.doc | 154.500 KB |
| شهادت.doc | 52.000 KB |
| ریزد_از_چشمم_ستاره.doc | 319.000 KB |
| لینک فایل | حجم فایل |
| شهادت_امام_جواد.doc | 60.500 KB |
| شهادت_حضرت_معصومه.doc | 41.500 KB |
| شهادت.doc | 52.000 KB |
| شهادت_امام_جواد(ع).doc | 77.500 KB |
| شهادت_امام_صادق.doc | 44.000 KB |
| لینک فایل | حجم فایل |
| عروسی.doc | 95.500 KB |
| شهادت_مسلم.doc | 56.000 KB |
| عاشورا------------------------.doc | 38.000 KB |
| عصر_عاشورا.doc | 37.500 KB |
| قاسم_بن_الحسن.doc | 39.000 KB |
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : پنجشنبه 01 اسفند 1392 |
فایل اشعار مذهبی ومداحی به صورت word
استفاده باذکرصلوات بلامانع است کپی برداری باذکرمنبع بلامانع است .
کلیک فرمائید.
|
2- __علی_اصغر__د______--------------.doc
3- __و__علی_اکبر----------.doc
5- 22رقیه.doc
6- اربعین.doc
7- اسارت.doc
12-
|
| لینک فایل | حجم فایل |
| حضرت_زهراشهادت+++++++---.doc | 100.500 KB |
| حضرت_عباس.doc | 76.500 KB |
| حضرت_زهرا2.doc | 346.000 KB |
| ,++++----محرم.doc | 36.000 KB |
| حر.doc | 30.000 KB |
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : پنجشنبه 01 اسفند 1392 |
هر وقت بابا به خانه حضرت زهرا (س) می آمد ؛ دختر می دوید و دست بابا را میبوسید . پدر هم سینه زهرا را می بویید و بر دستان زهرا (س) بوسه می زد . یا رسولالله !امشب دیگر حضرت زهرا (س) قصد ملاقات شما را کرده اند .شب شهادت بی بی دوعالم است . دوباره همدیگر را ملاقات می کنید ؛ اما ای رسول خدا (ص) ! اگر امشبدیدی دختر جوانت قد کمان و خمیده شده است ، تعجب نکن . این همان دختر جوان توست ؛اگر دیدی دست به دیوار میگیرد و راه می رود تعجب نکن. این همان فاطمه است . آقاجان!اگر امشب خواستی مثل دفعات قبل دست دخترت را ببوسی ؛ آهسته تر ببوس آخر این دستآزرده است این دست حتی برای قنوت نماز هم به سختی بلند می شود .....
دخترم ! خوش آمدی جای تو در دنیا نبود
بی وجود تو صفا در گلشن عقبی نبود
جان بابا بارها مرگ از خدا کردم طلب
بی تو جز خون جگر در دیده ی زهرا نبود
دخترم آن شب که من دست علی دادم تورا
جای پنج انگشت سیلی در رخت پیدا نبود
جان بابا ! نقش این سیلی گواهی می دهد
هیچ کس مثل من و مثل علی تنها نبود
دخترم روزی که ماه رخت سیلی زدند
هر چه می پرسم بگو آیا علی آنجا نبود
جان بابا ! بود اما دستهایش بسته بود
چاره ای جز صبر بین دشمنان او نبود
دخترم آیا حسینم دید مادر را زدند
شاهد این صحنه آیا بود زینب یا نبود ؟
جان بابا !لرزه بر اندامشان افتاده بود
ذکرشان جز یا رسول الله و یا اماه نبود
دخترم !با آن همه احسان که دید امت ز من
بوسه ی گل میخ در اجر ذوی القربی نبود
جان بابا !خانه پرگردید از دشمن ولی
هیچ کس جز فضه و دیوار و در با ما نبود
دخترم !چون سینه ی مجروح تو آسیب دید
درد آن جز در درون سینه ی بابا نبود
شاعر:میثم
منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست
انتشارات:صبح امید
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 |
امام حسین (ع) همراه امیرالمومنین (ع) دور از چشم مردم کنار قبر مادرش می آمدودستان کوچکش را به سینه ادب می گذاشت و می فرمود : ( السلام علیک یا اماه ) سلاممادر .....قبر مادر را زیارت می کرد اما نمی دانم این چرخ زمانه چطور گشت که حضرتزهرا (س) باید جواب این ملاقات و زیارت را درون تنور خولی پس بدهد . درون تنور رانگاه کرد . دید سر خونین و خاک آلود به خاکستر های تنور آغشته شده است .......
ای شه غرقه به خون ؛ من به فدای سرتو
جان مادر به فدای تو و چشم تر تو
جای مهمان نشنیدست کسی کنج تنور
مطبخ خولی دون گشته چرا بستر تو
از پی دیدنت ای شه ز گلستان بهشت
تا تنور آمده با آه و فغان مادر تو
آخر ای خسرو مظلوم گناه تو چه بود
که لب تشنه بریدند سر از پیکر تو
سرت اینجا و تن پاک تو در کرب و بلا
به سرت گریه کنم یا به تن اطهر تو
ایشه تشنه چرا بی کس و تنها شده ای
گو چه شد قاسم ناشاد و علی اکبر تو ؟
گیسوانی که زدم شانه به صد ناز و نیاز
غرق خون کرد چرا قاتل بد اختر تو
من از بهر تو اینگونه پریشان شده ام
وای بر حال دل خواهر غم پرور تو
منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست
انتشارات:صبح امید
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 |
فرات یکی از چهار نهری است که مهریه حضرت زهرا (س) قرار گرفت . امام باقر (ع)فرمود : ( جعلت لها فی الارض اربعه انهار : فرات ونیل مصرو نهروان و نهر البلخ ) یعنی چهار نهر فرات ؛ نیل ؛ نهروان و بلخ ؛ در رویزمین برای حضرت زهرا (س) قرار داده شد اما در کربلا از آبی که مهریه ی مادر امامحسین (ع) بود ؛ ممانعت کردند .
لب تشنه هیچ کس سر مرغی نمی برد
گیرم حسین محرم سر خدا نبود
آبی که کرده بود علی مهر فاطمه
خاکم به سر مگر به حسینش روا نبود
از بهر جسم دو صد پاره ی حسین
ای دل مگر کفن به جز از بوریا نبود
منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست
انتشارات:صبح امید
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 |
حضرت زهرا (س) بین درو دیوار قرار گرفت و محسن شش ماهه اش سقط شد . این یک ششماهه بود که اینطور شهید شد .من یک شش ماهه دیگری را هم سراغ دارم که اسم او هممحسن بود (محسن بن الحسین ).کاروان اسرای اهل بیت به سمت شام در حرکت بودند . یکیاز همسران امام حسین (ع) بچه ای در رحم داشت که او را محسن نامیده بودند . آنقدردر طول مسیر این خاندان را اذیت کردند ؛ آزار روحی دادند ؛از این شهر به آن شهر درمنظر نامحرمان عبور دادندکه این خانم در یکی از منازل به نام (مشهد السقط) (بر اثرشدت ناراحتی و سختی و مشکلات راه ) بچه اش را سقط کرد .
ز کوفه تا به شام محنت کشیدم
به جز زخم زبان چیزی ندیدم
به پشت بامها با سنگ و خاشاک
زدند بر فرق مما آن قوم ناپاک
نمودند شهر شام آذین هرجا
دم دروازه ماندیم روز و شب ها
ز بس مار ا شماتت ها نمودند
از این کوچه به آن بازار بردند
منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست
انتشارات:صبح امید
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 |
موقعی که حضرت موسی(ع) می خواست برای مدتی امت را تنها بگذارد و با خدای خودشخلوت کند و به عبادت بپردازد امت را به برادرش هامون سپرد . در نبود موسی (ع) مردمگوساله پرست شدند .حضرت هارون هم هر چه می گفت در آنها اثری نمی کرد . حضرت موسی(ع) که برگشت واوضاع مردم را دید بسیار ناراحت شد و حضرت هارون را مواخذه کرد .هارون در جواب گفت : ( این ام القوم استضعفونی و کادوایقتلوننی ) ای پسر مادرم !این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا به قتلبرسانند . در غربت امیرالمومنین (ع) همین بس که آن هنگامی که مردم به خانهامیرالمومنین (ع) هجوم آوردند و در خانه را آتش زدند سیلی و تازیانه و غلاف شمشیرنثار حضرت زهرا (س) کردند ؛ گریبان امیرالمومنین (ع) را گرفتند و به زور او را بهسمت مسجد کشاندند ؛ حضرت علی (ع) رو به قبرستان رسول خدا (ص) کرد و جواب هارون بهموسی (ع) را گفت :( ابن ام ان القوم استضعفونی و کادوایقتلوننی ) ای پسر مادرم (یا رسول الله (ص) ) این قوم مرا ضعیف کردند ونزدیک بود مرا به قتل برسانند .......
زد به جان آتش مرا افسردنت
با جسارت سوی مسجد بردنت
دیدمت تنها میان دشمنان
با سلیمان کینه ی اهریمنان
دیدم آنجا بازی تقدیر را
روبهی بسته است دست شیر را
گفتم ای حق نمک نشناخته
دین علم کرده به قرآن تاخته
ای تو قلب قبله خون کرده چرا
سوی مسجد می کشانی قبله را
هر که باشد اهل قبله گو بیا
قبله اینست و منم قبله نما
آن که آمد از درون قبله اوست
تا بداند اوست مغز و کعبه پوست
قبله بهر قبله باشد روی او
کعبه قامت بسته بر ابروی او
اختیار از اوست گرچه جبر بست
تو نبستی دست او را صبر بست
او به روی دوش احمد پا زده است
تیشه او بر ریشه ی بتها زده است
نیست سرپیچی از او ؛درحد شمس
شاهد من ماجرای رد شمس
این که بستی دست او را حیدر است
فاتح بدر و حنین و خیبر است
دست هایی را که صدها بت شکست
کس نمی بندد به غیر از بت پرست
او کلید فتح در مشت داشت
او زره در جنگها بی پشت داشت
ذوالفقار خون اگر بیرون کشد
مرگتان از خون مگر بیرون کشد
منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست
انتشارات:صبح امید
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 |
در فتح مکه شخصی به نام (هبار بن اسود ) زینب ؛ دختر رسول خدا (ص) را که محملشتر بود ؛ با نیزه ترساند و همین باعث شد که فرزندی كه در رحمش بود ،سقط شود .پیامبر (ص) برای خون هبار بن اسود احترامی قائل نشد (یعنی کشتن هبار را جایزدانست). یا رسول الله !اگر چنین است ؛ پس حکم کسانی که به خانه ی دخترت ؛ حضرتزهرا (س) هجوم آوردند ؛ سیلی و تازیانه زدند ؛ مادر و فرزند هر 2 را شهید کردندچیست ؟ای رسول خدا ! نبودی ببینی به جای حکم قصاص چگونه از قاتلان دخترت تقدیر وتشکر می کردند . حضرت عباس (ع) ازامیرالمومنین (ع) پرسید ؛ چرا عمر از قنفذ مالیات نگرفت ؛ همان گونه که از دیگرانمی گرفت ؟ حضرت علی (ع) به اطراف خود نگاه کرد و قطرات اشک از چشمانش سرازیر شد وفرمود : ( برای این که از ضربتی که قنفذ با تازیانه به فاطمه (س) زده بود تشکرکند. فاطمه (س) وقتی که از دنیا رفت ؛ اثر آن تازیانه مثل بازوبند در بازویش ماندهبود.
عمر به خاطر این چنین از قنفذ ؛ تفقد کرد . من نمی دانم چگونه توانستند ؛ ازشمر ذی الجوشن تشکر کنند. فاطمه (س) وقتی از دنیا رفت ،اثر آن تازیانه مثل بازوبنددر بازویش مانده بود .
عمر به خاطر این ضربه این چنین از قنفذ ، تفقد کرد . من نمی دانم چگونهتوانستند از شمر ذی الجوشن تشکر کنند ؛ آن زمانی که روی بدن مطهر نشسته و خنجرکشیده بود .......
منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست
انتشارات:صبح امید
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 |
مصیبت مدینه از بعضی جهات از کربلا هم سخت تر است ؛ چون شمر در کربلا حمله کردو نیزه ی خود را به خیمه ی امام حسین (ع) کوبید و فریاد زد : آتش بیاورید تا اینخیمه را با اهلش آتش بزنم . بانوان حرم صیحه زدند و از خیمه بیرون آمدند . 2تن ازلشکریان ابن زیاد ؛ شمر را در این کار مذمت کردند و گفتند : آیا مامور قتل کودکانو زنان شده ای ؟
آیا امیر تو ؛ از کشتن مردان خشنود نمی شود !شمر با شنیدن این سخنان حیا کرد واز سوزاندن زنان و کودکان که در خیمه بودند ؛ منصرف گردید . این جا شمر با این کهفرد ی احمق و تهی مغز بود و حیا نمی کرد ؛ در این مورد تحت تاثیرسخنان آن 2حیا کرد؛ ولی آنکسی که کنار در خانه علی (ع) آمد از سخنان بقیه حیا نکرد ؛ دستور داد هیزمآوردند ؛ در را آتش زدند ؛ به درون خانه حمله ور شدند ؛ با تازیانه و غلاف شمشیر........صاحب خانه را مجروح سا ختند ......
حبل کین بر گردن حبل المتین افتادهاست
لرزه بر عرش برین و رکن دین افتاده است
کاش از مهدی بپرسم کی امام منتقم !
مادرت زهرا چرا روی زمین افتاده است !
آتش کین میخ در را چون گل آتش نمود
روی سینه جای میخ آتشین افتاده است !؟
از سر شب تا سحر با دیده ی گریان ؛علی
روی قبر فاطمه زار و حزین افتاده است
منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست
انتشارات:صبح امید
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 |