پایگاه شعرمذهبی به شمادوست گرامی خوش آمدمی گوید اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً - دوست گرامي شما مي توانيد اشعارخويش رابه وب سايت ماارسال تانمايش داده شود- شما مي توانيد جهت استفاده از اشعار شاعرومداح اهل بيت برادرحاج مهدي جهان ميهن باسبک جديد به لينک واقع در موضوعات سايت وياوب سايت شخصي ايشان مراجعه نماييد www.zeynabiuon@mailsara.comیاwww.zeynabiuon@mihanmail.irارسال فرمائید




   


   
موضوعات مطالب
فایل های اشعارمذهبی (به صورت word)
متن اشعارعیدغدیرخم
استخاره
شگفتی های قرآن
متن اشعارحربن ریاحی
متن اشعارسالروز ازدواج حضرت علی(ع) وحضرت زهرا(س)
متن اشعارشهادت امام جواد(ع)
تحقیق آماده (دانشگاه .دبیرستان.دبستان.راهنمایی)
اشعارحرکت کاروان کربلا
متن اشعارشب دهم محرم (عاشورا)
متن اشعارشب نهم محرم
متن اشعارشب هشتم محرم
متن اشعارشب هفتم محرم
متن اشعارشب ششم محرم
متن اشعارولادت حضرت معصومه
متن اشعاردهه کرامت
اشعارولادت امام رضا(ع)
متن اشعارمراسم عروسی- دامادی
اشعارسالروز تخریب بقیع
متن اشعارعیدسعیدفطر
متن اشعاراستقبال از محرم
متن اشعارشب اول محم
متن اشعارشب دوم محرم
متن اشعارشب پنجم محرم
متن اشعارشبهای قدر(لیله القدر)
متن اشعارولادت امام حسن مجتبی(ع)
متن اشعاروفات حضرت خدیجه (س)
متن اشعاررحلت پیامبر(ص)
صفحه تبلیغات وخریدوفروش رایگان اجناس شما(اقتصادی)
روزنامه ها وخبرنامه های کشوری
متن اشعارماه مبارک رمضان
متن اشعارصلواتی
اشعارولادت امام زمان (عج)
صفحه سیاسی
متن اشعارولادت حضرت علی(ع)
متن اشعارولادت امام جواد(ع)
متن اشعارماه رجب
متن اشعارولادت امام محمدباقر(ع)
متن اشعارولادت حضرت زهرا(س)
اشعاروفات حضرت ام البنین (س)
صفحه برچسب های وبلاک
متن شعردرباره کاظمین
متن شعردرباره نجف
متن شعر درباره سامرا
متن شعردرباره کربلا
متن شعردرباره مدینه
متن اشعارسیزده بدر
متن اشعار درمدح امام زمان(عج)
مباحث حقوقی(برای دانشجویان رشته های حقوق )
متن اشعار دهه فاطمیه
متن اشعاردرباره کربلا
متن اشعار مسلم بن عقیل (ع)
متن اشعارحضرت رقیه (س)
متن اشعارحضرت علی اکبر(ع)
متن اشعار حضرت علی اصغر(ع)
متن اشعارمناجات باخدا
متن اشعارامام رضا(ع)
متن اشعارمحرم
متن اشعارولادت امام سجاد(ع)
تصاویروعکس های مداحان اهل بیت (ع)
متن اشعارولادت حضرت عباس(ع)
متن اشعار شهادت امام سجاد(ع)
متن اشعار شهادت امام باقر(ع)
متن اشعار شهادت حضرت زهرا(س)
متن اشعار شهادت امام حسن مجتبی (ع)
متن اشعار رسوا.. (ص)
متن اشعارحضرت علی (ع)
متن اشعارامام زمان (عج)
صفحه اطلاع رسانی پایگاه بیت الائمه(ع)
متن اشعار سینه زنی امام حسین (ع)
متن اشعار حضرت عباس (ع)
متن اشعارولادت پیامبر(ص) وامام صادق(ع)
شهادت امام حسن عسکری (ع)
عکس های تاریخی وقدیمی مشهد(حرم امام رضا(ع))
کتابخانه الکترونیکی
دانلود نوحه (صوتی وتصویری)
اشعارشاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان (میهن)
متن اشعاروفات حضرت زینب(س)
متن اشعار اربعین حسینی
متن اشعارولادت امام حسن عسکری (ع)
تصاویر متحرک
تصاویر متحرک
متن اشعاروفات حضرت معصومه (ص)
احادیث حضرت زهرا(س)
اشعارشهادت امام صادق(ع)
متن اشعارعیدمبعث
متن اشعارولادت حضرت رقیه(س)
متن اشعاردرباره عیدنوروزوبهار
فروشگاه بیت الائمه(س)
متن اشعارولادت امام حسین (ع)
متن اشعارشب سوم محرم
متن اشعارشب چهارم محرم
متن پیامک روز زن -همسر
متن اشعارروز عرفه
لینک مستقیم به مطالب وب سایت های دوستان
مطالب متفرقه وب سایت
نويسندگان وب سایت
آمار و امكانات
»تعداد بازديد امروز: 1176

طراح قالب

Template By:

درباره وبگاه

وب سایت پایگاه شعربیت الائمه (ع)باترویج اشعارمذهبی ونوحه وسینه زنی و... طراحی گردیده که به یاری خداونظرات شمادوستان کارخویش راادامه ودرزمینه ائمه اطهار(ع)گام برمی دارد.
آرشيو مطالب
» متن شعر


 

 







شور

باز این دل در هوس یاره

مجنون كوی علمداره

كاری كن برای من عباس

قلبم در حسرت دیداره

كارم روز و شب شده فریاد

تو صحن جامع و گوهرشاد

آخر كربلام و میگیرم

آقا از پنجره ی فولاد

همه هستم فدای تو

دلم مستم فدای تو

ارباب

باز امشب به تو بدهكارم

جونم و دست تو میسپارم

جون مادرت قسم ارباب

بی اندازه من دوست دارم

كی مثل تو اینقدر آقاست

كی مثل تو پرچمش بالاست

كی مثل تو كربلا داره

كی مثل تو زائرش زهراست

همه هستم فدای تو

دلم مستم فدای تو

ارباب

«در نخلستان ساحل»

خادم الشهداء

دوشنبه 2 اردیبهشت 1392

به میدان چون که می رفت آن جوان آهسته آهسته

    ز جسم شه برون می رفت جان آهسته آهسته

چنان هجران او بر قلب ثارالله گران آمد

                            که پشت شاه ، خم شد چون کمان آهسته آهسته

حسین آن شمع خلوتگاه اسرا خداوندی

                            تبسّم بر لب و اشکش روان آهسته آهسته

جوانان جمله رفتند و سپس شد نوبت عباس

                حریم عشق شد بی پاسبان آهسته آهسته

ز نخلستان ساحل چون که سوی خیمه می آید

                عدو شد سدّ راه آن جوان آهسته آهسته

چو تیر سنگدل دشمن بر آن مشک پر آب آمد

                دگر شد ناامید آن قهرمان آهسته آهسته

چو در هنگام بی دستی به دست دشمنان افتاد

                برادر جان همی گفت آن زمان آهسته آهسته

رخ ماه بنی هاشم ، نمی گویم دگر چون شد

                به زیر پردة خون شد نهان آهسته آهسته

زیک سو لشکر دشمن ، ز سویی مانده شه تنها

                بشد نزدیک ختم داستان آهسته آهسته

به دریای بلا چون کشتی آل نبی بشکست

                به تاریکی فرو می شد جهان آهسته آهسته

شهیدان غوطه ور در خون اسیران غرقه در حیرت

    سکوت اندر فضا شد حکمران آهسته آهسته

مبادا این که اصغر را ، ز خواب خوش کند بیدا

    همی نالید زنگ کاروان آهسته آهسته

نماند از کاروان بر جا ، به غیر از خیمه سوزان

                که می زد شعله ها بر آسمان آهسته آهسته

پس از آن قتل و غارتها در آن صحرا خداوندا

                چه می جست آخر آن شب ساربان آهسته آهسته

شبا با یاد حرم می خوابم

می بینم كه زائر اربابم

واسه ی شش گوشه ،دلم بونه داره

یه گوشه تو حرم،آشیونه داره

شبای كربلا،شبای رویامه

ضریح و گنبدش، تو قاب چشمامه

***

با سوز روضه هات، دل من میسوزه

یه قطره اشكت به، دو عالم می ارزه

از اون روز اول ،نوشتی تو چشمام

بدون تو حتی، بهشتم نمی خوام

دل مجنونم ،به شور و شینه

قرار قلبم، فقط حسینه

امیری حسین فنعم الامیر

خود جبرئیل مست، عطر و بوی تو

شب جمعه میشه، زائر كوی تو

فرشته ها میشن، دخیل گل یاس

همه سینه زنات، می رن كف العباس

شبای روضه، كه چشمام دریاست

فرات چشمم، برای سقاست

حرم شده فكر هر روزم

زداغ هجر تو میسوزم

جواز نوكریمونو باطل نكن

حالا كه دستمو گرفتی ول نكن

حرم ندیده ما رو زیر گل نكن

ثارالله،ثارالله

آقام آقام آقام آقام آقام حسین

 ثارالله

روی لبم آه افسوسه

حسرت این نوكر پابوسه

تو روضه هات دلم رو عاشق میكنم

دلم رو خوش به این دقایق میكنم

اگه نیام زیارتت دق می كنم

ثارالله،ثارالله

تا كه میاد اسمت رو لبها

ستاره میباره از چشم ها

امید من به چشمای دریاییمه

كه روشناییه شب تنهاییمه

بخر آقا كه این همه داراییمه

یا حُسین، یا حُسین

كاش می مردم برایت یا حُسین

نیزه می خوردم برایت یا حُسین

كاش نزد فاطمه من هم سرم

هدیه می بردم برات یا حُسین

یا حُسین، یا حُسین

كاش دستم بر ردایت می رسید

پاسخ من در ندایت می رسید

صوت جان سوز و نوای این دلم

كاش بر سوز صدایت می رسید

یا حُسین، یا حُسین

من خجالت از تو مولا میكشم

آه شرم از روی زهرا می كشم

تو لبانت تنشنه من سیراب آب

نعره بر این جسم رسوا  می كشم

یا حُسین، یا حُسین

معنی سعادتی ، هادی هدایتی

بهترین شهادتی ، كشته ی ولایتی

لایق سیادتی، اباالفضل

اباالفضل،اباالفضل

شاه باوفایی و شهیدكربلایی و

شاهد بزم مایی و شمع خدانمایی و

شورش سینه هایی و  اباالفضل

اباالفضل،اباالفضل

چشم دلگشایی و چشمه ی نینوایی و

چاوش نوحه هایی و چهره ی دلربایی و

چاره ی درد مایی و اباالفضل

اباالفضل،اباالفضل

یا حُسین، یا حُسین

نور خیمه گاهی ویكنفره سپاهی و

به خواهرت پناهی و صلابت نگاهی و

به عرش تكیه گاهی و اباالفضل

اباالفضل،اباالفضل

یا حُسین، یا حُسین

ای پدر و مادر من به فدای لب عطشان تو

نیزه و شمشیر و سنان، كفن پیكر عریان تو

بر سر نی جلوه كنان،سر هم چون مه تابان تو

مظلوم،حُسین،مظلوم،حُسین

ببار ای بارون ببار شبیه مجنون ببار به حال ما خون ببار ای بارون

عُمرَم تو عاشقی سِیر میشه عاقبت من به خیر میشه

اگر باشم در خونه ی ارباب خوبم...

به یاد صحن و سرای عشق به یاد کرببلای عشق

دلم می گیره بهونه ی ارباب خوبم...

من به دعای مادرت سینه زنِ تو شدم آقا

از وقتی که یادم میاد میومدم به این روضه ها

روزیم کن آقا که بِشَم مُحرمِ حرم کربلا

آقام آقام ای آقا...ثارا...

سعادت زندگی من شیرینیِ بندگیِ من

حلاوت ذکر قدسیِ ارباب حسینه

خراب وادیِ میخونه بی نوای درِ این خونه

آبرو دار و عزیزترین تو عالمینه

خدا روزی رو نیاره که جدا بِشم از این بساط

آقا ایشالّا که بشم فدای همه ی نوکرات

آرزومه که بمیرم گوشه ی حرم کربلات

آقام آقام ای آقا... ثارا...

همیشه مأنوسِ عشقتم والِه و پابوس عشقتم

شهید صحرای ماریه غریب مادر

شب غمم نداره سحر تن تو مونده بدونِ سر

جرم و گناهش آخه چیه ای قوم کافر

شما گفتید آقا بیاد ، کوفیای بَد و نانجیب

نامردیِ که عزیز فاطمه (سلام الله علیها) بشه اینجا غریب

بمونه بین قتلگاه بی کفن و خَدُّ التّریب

آقام آقام ای آقا...ثارا...

]

زینب و کرب وبلا

زینب و شام بلا

مظهر عشق و وفا

خواهر خون خدا

سیدی یا مظلوم یا ابا عبدالله

عصمت الله علی

زینب و زینبی

در کلاس صبر تو

صد چو ایوب نبی

مست و حیران توأم

دیده بر خان توأم

من فقیر کرم و لطف و احسان توأم

ذکر تسبیح و دعا

کعبه اهل ولا

نور چشم و دیده کوثر آل عبا

همره خون خدا

رفته ای کرب و بلا

دسته گلهای تو شد

پرپر از جور جفا

چون که شد روز بلا

روز قتل شهدا

دست و پا میزد گلم

زیر تیغ و نیزه ها

یک طرف خنجر کین

یک طرف قحطی آب

یک طرف حرمله و

یک طرف طفل رباب

خصم کین دشنه به دست

بر روی سینه نشست

بهر شادی خدا

حرمت شاه و شکست

از قفا ضربه زد و

سر جدا شد ز بدن

پیکرش بی کفن و

پاره پاره شده تن

خیمه های شه دین

شده اند غارت کین

لرزه افتاده زغم

بر سراپای زمین

 

هوای حسین،هوای حرم

هوای شب جمعه زد به سرم

روانه  شوم به سوی ضریح

بگیری اگر زیر بال و پرم

به زیر علم،قدم به قدم

روانه شدم رو به سوی حرم

بدون حسین بدون جنون

خدا چه شود آخر عاقبتم

حسین مولا،حسین مولا

بده صدقه به راه خدا

بده شب جمعه تو كرببلا

نفس نزنم نفس نكشم

بدون تو یا سید الشهداء

لباس غمت به قامت من

صدا زدن تو  عبادت من

اگر بشود به لطف شما

زیارت شش گوشه قسمت من

حسین آقام،حسین آقام

دلم زغمت شكسته شده

زدوری تو زار و خسته شده

كه رشته ی دل ز روز ازل

به پای ضریح تو بسته شده

چه موی كنان به سینه زنم

به غصه و داغ تو سر شكنم

خوشم كه شود به لحظه ی مرگ

لباس سیاه شما كفنم

حسین آقام،حسین آقام

خاك دل من تربت حسین و اشكم آب فرات ِ

المنت لله دلم مسافر كشتی نجات ِ

یاحسین ای مشق شبهای من

ای ذكر لبهای من

لیلی لیلای من

یا حسین دارو ندار خدا

وقف تو ای سر جدا

عبدم تو آقای من

یا حسین یا سیدی یاحسین،یا سیدی یا حسین،یا سیدی یا حسین

خدا دوتا دست داد بهم تا كه همیشه سینه زنت شم

تو قتیل اشكی و پس وظیفمه كه گریه كنت شم

یا حسین دلم پریشان تو

بی سرو سامان تو

دستم به دامان تو

یاحسین تویی آقای كریم

جایی جز این جا نریم

خلیلی مهمان تو

یا حسین یا سیدی یاحسین،یا سیدی یا حسین،یا سیدی یا حسین

هر كسی نداره تو رو تموم زندگیش بی ثمر شد

اوقات خوش آن بود كه بین مجلس عزای تو سر شد

یاحسین خاك تو قلب زمین

فطرس و روح الامین

خادم صحنت همین

یا حسین ای قبله ی دل حسین

دل فانی فی الحسین

یا الرحم الراحمین

یا حسین یا سیدی یاحسین،یا سیدی یا حسین،یا سیدی یا حسین

هر جا که می روم ز غمت دیده پر نم است

هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است

یک لحظه بی محبت تو کی کشم نفس

دنیای بی حسین برایم جهنم است

عمری گریستم که موظف به گریه ام

گر نه فلک بگریه شود باز هم کم است

در مکتب تو بحث سیاه و سفید نیست

نام تو افتخار خداوند عالم است

شرح غلام ترک تو متن کتاب هاست

یک موی به قیمت صد جام و صد جم است

مریم که در کتاب خدا ذکر نام اوست

یک زینب تو اسوه و استاد مریم است

انگشتری که هست در انگشت مصطفی

بی شهد نام نامی تو نقش خاتم است

یک کشتی نجات به امت دهد نجات


نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : چهارشنبه 05 تیر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» اشعارولادت حضرت رقیه (س)












 

داشت آن روز زمین قصه ای از سرمی خواند

قصه ی دیگری از یاس معطر می خواند
رخ مولود چنان با رخ مادر می خواند
که پدر زیر لبی سوره ی کوثر می خواند
خانه غوغا شده ،انگار زمان برگشته
نکند حضرت زهرا(س) به جهان برگشته
نه فقط دور و بر خانه ی او همهمه است
عرض تبریک به ارباب برای همه است
زینب(س) آیینه به کف بر لبش این زمزمه است
به خدا خون علی(ع) در رگ این فاطمه(س)است
دختری که نفسش جلوه ی زهرا(س) دارد
پدرش بوسه به دستش بزند جا دارد
فاطمه(س) پر زده اما برکاتش باقی است
راه باز است ببینید صراطش باقی است
هم خدا هست هم این قوم حیاتش باقی است
حال اگر نیست پیمبر(ص) صلواتش باقی است
کار خورشید به ناخواه درخشندگی است
کار هر لحظه ی این طایفه بخشندگی است
تو که بالای سرت نور امامت داری
جزء این طایفه ای دست کرامت داری
محشری گشته به پا باز قیامت داری
چون که بر دوش ابالفضل(ع) اقامت داری
وقت پرواز تو افلاک به هم می ریزد
تا می آیی به زمین خاک به هم می ریزد
آمدی نازترین یاس معطر باشی
در دل خسته ی ما عاطفه پرور باشی
آمدی چند بهاری گل اکبر باشی
نفسی هم شده همبازی اصغر باشی
باز لبخند بزن عشق خریدار تو است
کاشف الکرب اباالفضل شدن کار تو است
تو که در دلبری ازما مثَل بابایی
اسم بابا که می آری غزل بابایی
چشم بد دور چه شیرین بغل بابایی
ساده،شیرین و صمیمی عسل بابایی

م به دم می وزد از هر نفست بوی بهشت
دختر حضرت اربابی و بانوی بهشت
***
...
عاشقم عاشق عشقی که تو در آن باشی
عشق من شهر دمشقی که تو در آن باشی
زائری آمده در قلب تو جا می خواهد
صحن زیبای تورا دیده، صفا می خواهد
یک نفر آمده و اذن دعا می خواهد
او مسیحی است ولی از تو شفا می خواهد
باز باشوق یکی چادر کوچک آورد
دختری نذر نگاه تو عروسک آورد
یاد آن روز می افتم که اسیرت کردند
اول کودک ات بود که پیرت کردند...

این کیست که بهشت شده رو نمای او

قصری هزار آینه شد سرسرای او

 

آمیخته به عصمت و توحید و معرفت

زرّینه خشت محکم اول بنای او

 

بانوی ماهتاب دمیده است تا فقط

هنگام خواب قصه بگوید برای او

 

سمت نگاه مشرقی اش صبح دائم است

خورشید سالهاست نشسته به پای او

 

عطر هزار باغچه گل در ترنّمش

شهر بهار ساکن سبز هوای او

 

آئینه تداعی لبخند فاطمه است

انگار روبرو شده با خنده های او

 

وقتیکه از سپر مدینه طلوع کرد

خورشید زندگانی خود را شروع کرد

 

از شاخه طلایی طوبی که چیده شد

در ساق عرش عطر رهایی وزیده شد

 

در صُلب سیب مهر تبلور نمود و بعد

در پوشش طهارت محض آفریده شد

 

شیوا ترین سلام سپیده به آفتاب

در لحظه تلألوء سبزش شنیده شد

 

تلفیقی از هدایت و نور است این شهاب

خطی که روی صفحه ظلمت کشیده شد

 

قبل از شروع خلقت عالم کمال یافت

آنروز متصّف به صفات حمیده شد

 

اشراق مهر سجده به خاک زمین اوست

تکوین عشق ، معجزه کمترین اوست

 

صبح ولادتش همه جا عطر سیب داشت

گل بانویی که ایل و تباری نجیب داشت

 

نیلوفر عفاف به قنداقه اش دخیل

گلبوسه نسیم زعطرش نصیب داشت

 

می آمد از طراوت گلخانه خدا

بیخود نبود رایحه ای دلفریب داشت

 

شیرین زبان قافله نازدانه ها

تن پوشی از حریر پر عندلیب داشت

 

از وقت آفرینش نور مطهرش

با نام پاک فاطمه اُنسی عجیب داشت

 

تنها سه ماه آخر عمر سه ساله اش

اندازه سه قرن فرازو نشیب داشت

همه دنيا مي‌دونند تاج سرم رقيه است
مي و ميخونه و جام و ساغرم رقيه است
مي‌گه حضرت حسين بن علي به زيرِ لب
به خدا شبيه زهرا مادرم رقيه است

 

يا رقيه يا رقيه (3)
* * *
چون ملائك اومدند برا شفاعت صف به صف
دست شادي مي‌زنند در آسمونا كف به كف
از لب افلاكيان اين زمزمه اومد به گوش
همه عشقا يه طرف عشق رقيه يه طرف

 

يا رقيه يا رقيه (3)
* * *
دلربايي مي‌كند باغ و بهارِ عالمين
دل شده از مقدم رقيه در شادي و شين
با وجودش دلرباي اهلِ خانه مي‌شود
دلربايي حضرت سلطان عشق مولا حسين

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

امشب نسیم عشق درعالم وزیده است

شهدجنون به کام دل ماچکیده است

 مستی خودش شده است خراب شراب ما

عقل ازسرتمامی مستان پریده است

 امشب فرشته از سربازار آسمان

صدهدیه بهر دیدن دلبرخریده است

 حال وهوای عرش خدا داده برزمین

گویاکه شاهکار دگرآفریده است

 تاکوچه های شهرمدینه به شوق وشور

مامور وحی دلشده باسر دودیده است

 گویادوباره سوره کوثرشده نزول

گویادوباره حضرت زهرا رسیده است

 خورشید عشق بر رخ مهتاب خنده زد

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد

 *****************

به به چه جشن وشور وسروری بپاشده

شهرمدینه نه همه جاکربلاشده

 امشب حسین مادرخود رادوباره دید

به به  به اوچه گنج عظیمی عطاشده

 عباس داشت آرزوی روی فاطمه

شکرخدا که حاجت اوهم روا شده

 آیابراستی بود این نور- فاطمه؟

یاروح اوبه جسم دگرجابجا شده

 این دختراست یاکه بودحوری بهشت

حوریه هم به حسن رخش مبتلا شده

این گل بود زباغ گلستان عاطفه

تنها برای دامن زینب سوا شده

 خورشیدعشق بررخ مهتاب خنده زد

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد

*****

این یاس نوشکفته نگاهش بهاری است

بهرحسین آخرچشم انتظاری است

 مثل تمام پاک نهادان اهل بیت

او از نژاد ونسل شه ذوالفقاری است

 گویاستاره آمده بر پشت بام ماه

وقتی به روی دوش عمو درسواری است

 یک هدیه:سینه ریز و دوتاگوشوار ناب

اکبرخرید وگفت که این یادگاری است

 هرقدرناز اوبکشد بازهم کم است

بهرحسین دخترک ته تغاری است

 عباس وقاسم وعلی اکبر وحسین

دور وبرش عجب صف عشق وحصاری است

 اوظاهرش سه ساله ولی پیرمعرفت

وقتش بیاید اوصنم جان نثاری است

 خورشید عشق بررخ مهتاب خنده زد

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد

 **

 ازعطرسیب غرق ونگاهش پرازاثر

دارد نمک به چهره و کامش پرازشکر

 پابرزمین اگربزند میشودطلا

رخ گربسوی شب بکشدمیشودسحر

مریم کنیزملتمس خانواده اش

موسی خمیده دربراو گشته تاکمر

 بااین همه مقام کسی یاری اش نکرد

درشهرشام وکوفه که اوبودخونجگر

 درد دل شکسته خود رابریده جان

یکشب برای راس پدرگفت مختصر

 ازبس دویده ام وسط کوچه های شهر

ناخن زپای زخمی من کنده شد پدر

 خورشید عشق بررخ مهتاب خنده زد

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد

شعر ولادت حضرت رقیه (س)

امشب نسیم عشق درعالم وزیده است

شهدجنون به کام دل ماچکیده است

 مستی خودش شده است خراب شراب ما

عقل ازسرتمامی مستان پریده است

 امشب فرشته از سربازار آسمان

صدهدیه بهر دیدن دلبرخریده است

 حال وهوای عرش خدا داده برزمین

گویاکه شاهکار دگرآفریده است

 تاکوچه های شهرمدینه به شوق وشور

مامور وحی دلشده باسر دودیده است

 گویادوباره سوره کوثرشده نزول

گویادوباره حضرت زهرا رسیده است

 خورشید عشق بر رخ مهتاب خنده زد

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد

 *****************

به به چه جشن وشور وسروری بپاشده

شهرمدینه نه همه جاکربلاشده

 امشب حسین مادرخود رادوباره دید

به به  به اوچه گنج عظیمی عطاشده

 عباس داشت آرزوی روی فاطمه

شکرخدا که حاجت اوهم روا شده

 آیابراستی بود این نور- فاطمه؟

یاروح اوبه جسم دگرجابجا شده

 این دختراست یاکه بودحوری بهشت

حوریه هم به حسن رخش مبتلا شده

این گل بود زباغ گلستان عاطفه

تنها برای دامن زینب سوا شده

 خورشیدعشق بررخ مهتاب خنده زد

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد

*****

این یاس نوشکفته نگاهش بهاری است

بهرحسین آخرچشم انتظاری است

 مثل تمام پاک نهادان اهل بیت

او از نژاد ونسل شه ذوالفقاری است

 گویاستاره آمده بر پشت بام ماه

وقتی به روی دوش عمو درسواری است

 یک هدیه:سینه ریز و دوتاگوشوار ناب

اکبرخرید وگفت که این یادگاری است

 هرقدرناز اوبکشد بازهم کم است

بهرحسین دخترک ته تغاری است

 عباس وقاسم وعلی اکبر وحسین

دور وبرش عجب صف عشق وحصاری است

 اوظاهرش سه ساله ولی پیرمعرفت

وقتش بیاید اوصنم جان نثاری است

 خورشید عشق بررخ مهتاب خنده زد

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد

 **

 ازعطرسیب غرق ونگاهش پرازاثر

دارد نمک به چهره و کامش پرازشکر

 پابرزمین اگربزند میشودطلا

رخ گربسوی شب بکشدمیشودسحر

مریم کنیزملتمس خانواده اش

موسی خمیده دربراو گشته تاکمر

 بااین همه مقام کسی یاری اش نکرد

درشهرشام وکوفه که اوبودخونجگر

 درد دل شکسته خود رابریده جان

یکشب برای راس پدرگفت مختصر

 ازبس دویده ام وسط کوچه های شهر

ناخن زپای زخمی من کنده شد پدر

 خورشید عشق بررخ مهتاب خنده زد

امشب رقیه آمده ارباب خنده زد

 

 



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : چهارشنبه 05 تیر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» post

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای با حضور تو دنیای دیگری است

 روز طلوع سبز تو فردای دیگری است

بوی بهشت می وزد از کوچه باغ ها

 خاک زمین بهاری گل های دیگری است

 گل های مریم از گل نرگس معطرند

 عیسی اسیر نام مسیحای دیگری است

 دیگر زمان از این همه تکرار خسته است

 تاریخ بیقرار قضایای دیگری است

 فردای بی تو باز شبی از سیاهی است

 فردای با تو روز به معنای دیگری است

 با هر غروب جمعه دلم زار می زند

 چشم انتظار جمعه ی زیبای دیگری است

------------------

 

آن کس که بر غلامیتان مفتخر شده

اهل بکا و شامل فیض سحر شده

دل از جهان بریده و در راه وصل تو

کوچه به کوچه در پی تو در به در شده

هر کس چشیده طعم شراب نگاه تو

او عاشق بلا و اسیر شرر شده

از غیر بی نیاز شود نوکر شما

یارا تو خواستی که گدا معتبر شده

از لطف و مهربانی خود بر دلم نکاه

آقا چرا دعای دلم بی اثر شده؟

دستم رها مکن دل ما را نگاهدار

دنیا پر از عدو  و جهان در خطر شده

 ---------------------

فرشتگان سما ائتلاف مي كردند

 به گرد بستر نرگس طواف مي كردند

 

 به زير سايه ي محراب سبز گهواره

 پيمبران  خدا  اعتكاف  مي كردند

 

 و رودهاي بهشتي به اشك شوق ظهور

  زلال آبي خود را مضاف مي كردند

 

 تمام دوزخيان را ملائكه  ز عذاب

 به يمن خنده ي مهدي معاف مي كردند

 


قمررخان سماوات تيغ  مژگان را

 به محض ديدن پلكش غلاف مي كردند

 

 پريوشان به كنار ضريح چشمانش

 به زشت بودن خود اعتراف مي كردند

 

 مقربان الهي  براي  ديدن  او

 خريدهاي  كلان كلاف  مي كردند

 

 چقدر مردم عاشق  كبوتر دل را

 روانه سمت حوالي  قاف  مي كردند

 

 سحر در اوج نگاهش، هزار اختر را

 منجمان فرج  اكتشاف  مي كردند

-------------------

حافظ آیات

دل شود امشب شکوفا در زمین

می زند لبخند شادی بر زمین

آسمان ِ دل تبسم می کند

روی ماهت را تجسم می کند

ای مسیح آل پیغمبر سلام

انتهای سوره ی کوثر سلام

ای کتاب رازهای مرتضی

یادگار حضرت خیرالنسا

ای صفات تو صفات انبیا

حاصل جمع ِ تمام اولیا

ای قدمهایت صراط المستقیم

حافظ آیات قرآن کریم

ای امام صالحان در روی خاک

اکفیانی اکفیان روحی فداک

السلام ای آفتاب پشت ابر

السلام ای  اوج قله، کوه صبر

السلام ای آخر هر دلخوشی

عاقب از غم تو ما را می کُشی

السلام ای فخر آدم در زمین

یادگار حضرت روح الامین

تو تمام چارده نور مبین

جلوه ی زیبای ربُ العالمین

تو حدیث ناب عترت در زمین

زاده حیدر امیر المومنین

تو همان نوری که از روز ازل

کرد خالق روی ماهت بی بدل

تو سرشت ناب از نسل علی

نور رب در جلوه ی تو منجلی

عمر تو تاریخ ساز عالم است

مبداء آن از رسول خاتم است

ترسم آخر من نبینم روی تو

صورت زهرائی و دلجوی تو

تو کجائی شیعه می خواند تو را

پس نمی گوئی جوابش را چرا

کی می آیی دل تمنایت کند

تا که روزی بوسه بر پایت کند

کی می آیی عقده از دل وا کنم

روضه خوانی پیش تو آقا کنم

کی می آیی کربلا را تاب نیست

در میان خیمه دیگر آب نیست

وای بر طفل رباب و اضطراب

خیمه خیمه جستوی جرعه آب

آب نَبوَد تا که سیرابش کند

جرعه ای نوشاند و خوابش کند

کربلا و یک بیابان اشک و آه

شیرخواره در میان قتلگاه

نام تو آمد در آنجا بر زبان

کی می آیی حضرت صاحب زمان

ای خوش آن روزی فرج برپا شود

با دو دست فاطمه امضا شود

------------------

 



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : یکشنبه 02 تیر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن اشعارصلواتی



 

 

 






اوّل خوانیم خدا را ، سید انبیا را ،علی مرتضی را،
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
صلوات را خدا گفت جبرئیل بارها گفت در شان مصطفی گفت
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
شاه نجف علی است سر ور دین علی است شیر خدا علی است
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
یارب به حق زهرا شفیع روز جزا یعنی که خیر النساء
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
بعد از علی حسن بود چون غنچه در چمن بود ،نور دو چشم من بود
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
بوی حسین شنیدیم چون گل شکفته دیدیم به مدعا رسیدیم
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
زین العباد ، سجاد است و مظهر عبادت ،آن  اسیر شهر کربلا
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
باقر امام دین است نور خدا یقین است فرزند عابدین است
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
جعفر امام ششم ، هست ناشر دین احمد و  حیدر
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
موسای با سعادت با ذکر و با عبادت سر دار با جلالت
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
هشتم رضا امام است از ضامنی تمام است شاه غریب بنام است
صلی علی محمد صلوات برمحمد
ما شیعه تقی ایم خاک ره نقی ایم محتاج عسکری ایم
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
مهدی به تاج و نورش با احمد ورسولش نزدیک شد ظهورش
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
________________________________________
اگرخواهي شوي رهبر
برو در مسجد و منبر 
کــلام الله بخوان از بَر
بگو صلوات به پيغمبر
به حکم خالق داور
گذشت از نه فلک برسر
مـحمد شافع مــحشر
بگو صلوات به پيغمبر
اگر تو مرد هشياري
به سوزدل کني زاري
زبـانت را بـکن جــاري
بگو صلوات به پيغمبر
اگرخواهي‌جمال‌اي‌دوست
شفاعت‌برسرآن‌کوست
نجات اندر حضور اوست
بگو صلوات به پيغمبر
مـحمد شـافع محشر
 به درگاه خـدا رهبر
اگر خواهي شوي برتر
بگو صلوات به پيغمبر
اگـر تو مـرد دينداري
 ز راه ديـن خبر داري
به هر گــامي که برداري
 بگوصلوات به پيفمبر
ازاين دنيا مشو غافل
که پرمکرست و بي‌حاصل
ز من بشنو دمي اي دل
 بگو صلوات به پيغمبر
کـجا رفتند عزيزانت
پدر با اهل و خويشانت
ز بــهر نور ايـــــــمانــت
 بگو صلوات به پيغمبر
مشو در بند سيم و زر
 بکن خوفي تو از محشر
بسوز چون عود درمجمر
بگو صلوات به پيغمبر
چه در فصل بهار و گل
بشو مستانه چون بلبل
بر آر از سينه ات غلغل
بگو صلوات به پيغمبر
مـحمد سـيد الانـور
 شـفيع الامـتان يک سر
دهــانت کن پر از شـکر
 بگو صلوات به پيغمبر
________________________________________
بر احمد و جمال حیدر صلوات
بر فاطمه پاک و مطهر صلوات
بر مِهر وجود یازده نور جلی صلوات
بر جمله شافعین محشر صلوات
________________________________________
اول به نبی حضرت خاتم صلوات
دوم به علی شیر دو عالم صلوات
سوم به گل وجودِ پاک زهرا
چهارم به حسن خونجگر غم صلوات
از بهر حسین آن شه کرب و بلا
وآن تشنه‌ی در مقتلِ ماتم صلوات
________________________________________
شاهنشه لامکان ، مکان را صلوات
آن جان جهان ، جهان را صلوات
زیبنده زندگی جاوید علی ع است
آن مظهر حی مستعان را صلوات
________________________________________
از عرش صداي ربنا مي آيد
آواي خوش خدا خدا مي آيد
گفتست نبي خدا گناهش بخشد
هر کس که به فاطمه فرستد صلوات
________________________________________
بر چهره زیبای محمد صلوات
برگنبد خضرای محمد صلوات
سر تا به قدم آینه او زهراست
تقدیم به زهرای محمد صلوات
________________________________________
با نام حسن به قلبها گل بزنید
با یک صلوات تا بقیع پُل بزنید
فرمود که هر وقت گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
________________________________________
بی حبّ علی و آل او در عرصات
هرگز نخرند از کسی صوم و صلاة
در حشر نتیجه می دهد عشق حسین
دیگر همه هیچ ، برمحمد صلوات
________________________________________
هر که دارد به دلش آرزوي کربلا صلوات
 يا شود زائر آن دشت پر بلا صلوات
 از سه ساله حسين گيرد برات صلوات
 گويد بر دل سوخته ي زينب صلوات
________________________________________
از بهر حسین آن شه کرب و بلا صلوات
وآن تشنه‌ی در مقتلِ ماتم صلوات
بر ساقي تشنه لب ابا الفضل صلوات
________________________________________
بر ساقي تشنه لب مشك به دهن صلوات
بر دو  دست قطع شده عباس صلوات
بر فرق شكافته خونين شبهه حيدري
بر معرفت و عشق برادري ابوالفضل صلوات
________________________________________
بر حضرت سجاد و صفایش صلوات
او روح دعاست بر دعایش صلوات
از پرده غیب جلوه گر شد رخ او
بفرست برای رو نمایَش صلوات
________________________________________
آنکه ز مهر  چهارده محروم است
محرومی او به نزد حق معلوم است
در نزد خدا وسیله، روز جزا
ما را ، صلوات چهارده معصوم است
________________________________________
مذهب جعفری و ایده احمد دارم
لِلّه الحمد که این دولت سرمد دارم
من ز خود هیچ ندارم که بدان فخر کنم
هر چه دارم همه از آل محمد ص دارم
________________________________________
بابی است به دنیای کرامت صلوات
رازی است ز اسرار امامت صلوات
فرمود خداوند به موسی که کند
رفع عطش از اهل قیامت با صلوات
________________________________________
به روی رضا ، شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
در پناه نگه اش که شادند همه
بفرست بر این روح کرامت صلوات
________________________________________
هر که دارد به دلش آرزوي قبر رضا
هر كه خواهد در گدائي توانگر شود و غنا
هر كه خواهد كه شود گره كار شيعه باز
بر غريب الغربا شاه خراسان  فرستد صلوات
________________________________________
شد باز به روی ما باب برکات
ای غرق گنه رسید کشتی نجات
زن دست به دامان جواد و بفرست
بر احمد و آل او دمادم صلوات
________________________________________
جان را تو صفا ده ، به صفای صلوات
هم راز ملک شو ، به نوای صلوات
بر هر چه خدای ، قیمتی داده ولی
گلزار بهشت است بهای صلوات
________________________________________
خوانند فرشتگان مکرر صلوات
چون هست ز هر ذکر نِکوتر صلوات
توحید و نبوت و امامت هر سه
چون در نگری جمع بُوَد در صلوات
________________________________________
بر جلوه ی روی  مهدی  صلوات
بر جذبه ی هر نگاه مهدی صلوات
ما را نوبد چو هدیه یی در  خور او
بفرست به پیشگاه مهدی صلوات
________________________________________
زبان گشا تو اى عبدخدا بگو صلوات
 به وقت صبح و به وقت مسا بگو صلوات
حبيب خالق يكتا بُوَد رسول اَنام
به روى انور آن مصطفا بگو صلوات
على وصىّ  بلافصل احمد مختار
به عشق شيرخدا مرتضا بگو صلوات
شفيعه دوسرا مادر حسين و حسن
به نام فاطمه خيرالنّسا بگو صلوات
زحُسن روى حَسن مهرُخان همه شده  مات
به يادگارعلى مجتبا بگو صلوات
چو شمع گريه كن و همچو نى بسوز و بنال
به شاه بى كفن كربلا بگو صلوات
چهارمين شه شيعه امام زين العباد
به اشك ديده آن پارسا بگو صلوات
محمدبن على باقرالعلوم جهان
به علم و مرتبتش بى ريا بگو صلوات
امام جعفر صادق رئيس مذهب ما
به صدق آن ششمين پيشوا بگو صلوات
امام موسى كاظم انيس گوشه مَحبس
به روح اقدس او بارها بگو صلوات
رضاست ضامن آهو اميد بى كس و يار
به ياد شاه خراسان رضا بگو صلوات
جواد معدن جود است و سرو باغ سخا
به جود و قامت آن مه لقا بگو صلوات
امام دهّم علىّ‏النّقى چراغ هُدى
به نور چهره آن رهنما بگو صلوات
امام عسگرى آن دستگيرقوم عنود
به دوّمين حسن دلربا بگو صلوات
گرعاشقى به امام زمان هميشه صلوات
به حجّت بن حسن كن دعا بگو صلوات
________________________________________
بشنو سخنی اگر که خواهی حسنات
 فرمود پیمبر آن بهار برکات
 هر کس صلواتی بفِرستد بر من
 ده مرتبه حق بر او فرستد صلوات ..
________________________________________
نشود ناطقه اش لال به هنگام ممات
هر زبانی که فرستد به محمد صلوات
________________________________________
صحبتي شد كه خدا باب نجاتي بفرست
تلخي ذائقه را شاخه نباتي بفرست
مي‏رسد با علم سبز، امامت بر دوش
از چه خاموش نشستي صلواتي بفرست  
________________________________________
بر نور جمال پاک احمد صلوات
برعطر وجود حی سر مد صلوات
بر وجه نکوی وخلق نکوی رسول
بر خاتم انبیاء محمد و آل محمد صلوات
________________________________________
آن دم که حق جمله عالم آفرید
صدايي از حق برگوش عرشيان رسيد
گفت حق اين ذكر را دائم بگوئيد
صلوات بر محمد  و آل محمد شد پديد
________________________________________
بر محمد تو بگو از دل‌ و جان‌ صلوات‌
به‌ علی‌ حیدر صفدر شه‌ خوبان‌ صلوات‌
به‌ رخ‌ انور آن‌ سرو خرامان‌ صلوات‌
به‌ قد سرو چمان‌ ماه‌ درخشان‌ صلوات‌
به‌ لب‌ خشک‌ حسین‌ شاه‌ شهیدان‌ صلوات‌
به‌ علی‌ بن‌ حسین‌ عابد دانا صلوات‌
به‌ همان‌ باقر و آن‌ علم‌ فراوان‌ صلوات‌
به‌ همان‌ مذهب‌ پاک‌ از سر ایمان‌ صلوات‌
بر سر تربت‌ آن‌ مظهر ایمان‌ صلوات
به‌ غریب‌الغربا شاه‌ خراسان‌ صلوات‌
به‌ همان‌ گنبد پُر نور زرافشان‌ صلوات‌
عسکری‌ را تو به‌ لعل‌ لب‌ خندان‌ صلوات
به‌ همان‌ مهدی‌ غایب‌ شه‌ خوبان‌ صلوات
________________________________________
اول به وجود پاک آن یکّه پناه
با نیت قرب او بگو یا الله
دوم به رسول حق جمیع حسنات
بفرست مسلمان به محمّد صلوات
سوم به علی مخزن اسرار حیات
بر حضرت فاطمه نگارش صلوات
چهارم به حسن منشاء خیر و برکات
بفرست به خون دل دمادم صلوات
پنجم به حسین دین قتل العبرات
بر کرب و بلا و اهل بیتش صلوات
بر هشت امام کرم و وجود و برات
بر گل رخ صاحب الزمان گو صلوات
________________________________________
خوش رحمتي است ياران، صلوات بر محمد
گوئيم از دل و جان، صلوات بر محمد
گر مؤمني و صادق، با ما شوي موافق
کوري هر منافق، صلوات بر محمد
در آسمان فرشته، مهرش بجان سرشته
بر عرش خوش نوشته صلوات بر محمد
صلوات اگر بگوئي، يابي هر آنچه جويي
گر تو ز خيل اوئي صلوات بر محمد
اي نور ديده ما، خوش مجلسي بيارا
ميگو خوشي خدا را، صلوات بر محمد
مانند گل شکفتيم، در لطيف سفتيم
خوش عاشقانه گفتيم، صلوات بر محمد
والله ديده من از نور اوست روشن
جان من است و من تن، صلوات بر محمد
گفتيم با دل و جان با عاشقان خوبان
شادي روي ياران، صلوات بر محمد
بي شک علي ولي بود، پرورده نبي بود
شاه همه علي بود، صلوات بر محمد
گويم دعاي سيد، خوانم ثناي سيد
جانم فداي سيد، صلوات بر محمد
خوش گفت نعمت الله رمزي زلي مع الله
خوش گو به عشق الله، صلوات بر محمد
________________________________________
حق داده به ما وعده خير و حسنات
هم وعده جنات سراسر نعمات
خواهي كه شود نصيب تو اين بركات
بفرست مدام بر محمد (ص) صلوات
________________________________________
از ازل بر ذرات جهان تا عرصات
رسد از آبروي آل محمد (ص) بركات
چه بدبخت باشد هر كس ز جهل
بشنود نام محمد (ص) نفرستد صلوات
________________________________________
اگرخواهي شوي رهبر
برو در مسجد و منبر 
کــلام الله بخوان از بَر
بگو صلوات به پيغمبر
به حکم خالق داور
گذشت از نه فلک برسر
مـحمد شافع مــحشر
بگو صلوات به پيغمبر
اگر تو مرد هشياري
به سوزدل کني زاري
زبـانت را بـکن جــاري
بگو صلوات به پيغمبر
اگرخواهي‌جمال‌اي‌دوست
شفاعت‌برسرآن‌کوست
نجات اندر حضور اوست
بگو صلوات به پيغمبر
مـحمد شـافع محشر
 به درگاه خـدا رهبر
اگر خواهي شوي برتر
بگو صلوات به پيغمبر
اگـر تو مـرد دينداري
 ز راه ديـن خبر داري
به هر گــامي که برداري
 بگوصلوات به پيفمبر
ازاين دنيا مشو غافل
که پرمکرست و بي‌حاصل
ز من بشنو دمي اي دل
 بگو صلوات به پيغمبر
کـجا رفتند عزيزانت
پدر با اهل و خويشانت
ز بــهر نور ايـــــــمانــت
 بگو صلوات به پيغمبر
مشو در بند سيم و زر
 بکن خوفي تو از محشر
بسوز چون عود درمجمر
بگو صلوات به پيغمبر
چه در فصل بهار و گل
بشو مستانه چون بلبل
بر آر از سينه ات غلغل
بگو صلوات به پيغمبر
مـحمد سـيد الانـور
 شـفيع الامـتان يک سر
دهــانت کن پر از شـکر
 بگو صلوات به پيغمبر
________________________________________
از اول دهــر تــا قيــامت برکـــات
 تعـداد هـمه خلق جهان و ذرات
از اهل بهشت وقدسيان وملکوت 
 بر احمد وال او هميشه صلوات
________________________________________
روی زمین و آسمان ها و کرات
در بین مناجات و تمام کلمات
زیبا تر از این دعا ندیده است کسی   
بر خاتم انبیاء محمد صلوات
________________________________________
بر خلق خوش و خوي محمد (ص) صلوات
بر عطر گل روي محمد (ص) صلوات
در گلشن سر سبز رسالت گوييد
بر چهره گل بوي محمد (ص) صلوات
________________________________________
گرديده شعار هر مسلمان صلوات
تاريخچه عترت و قرآن صلوات
بر شيعه بود نشانه مهر علي
ازازل تا به ابد بر محمد و علي صلوات
________________________________________
شد باز به روي خلق باب بركات
خواهي تو اگر ز درگه دوست برات
بفرست ز جان و دل به آواي جلي
بر خاتم انبياء محمد (ص) صلوات
________________________________________
بيرون ز عدد بگو و بي حد صلوات
بر آل محمد و محمد صلوات
ز انجا كه دعا استجابت شده است
بر جمله اذكار سرامد صلوات
________________________________________
گفتم كه لبت، گفت لبم آب حيات
گفتم دهنت، گفت زهى حب نبات
گفتم سخن تو، گفت حافظ گفتا
شادى همه لطيفه گويان صلوات
________________________________________
بر چهرۀ پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود میسر ، بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات
________________________________________
يارب از غيب به ما برگ و براتي بفرست
تلخي ذائقه را شهد و نباتي بفرست
تو هم اي بنده اگر شکر گذاري به خداي
بر خود و آل محمد صلواتي بفرست
________________________________________
بر خاتم انبياء محمد مصطفي(ص) صلوات
بر علي حيدر كرار داماد پيامبر  صلوات
بر فاطمه بنت پيامبر همسر حيدر صلوات
 بر حسن و حسين  آل مطهر صلوات
________________________________________
بر ساقي تشنه لب مشك به دهن صلوات
بر دو  دست قطع شده عباس صلوات
بر فرق شكافته خونين شبهه حيدري
بر معرفت و عشق برادري ابوالفضل صلوات
________________________________________
بر سجده و سجاده عشق محمد (ص)صلوات
ر قار حرا و نماز و مقام محمد(ص) صلوات
بر آخرين دين رحمت و پيامبر آن صلوات
بر علی و فاطمه و آل مُطَهَّر صلوات
________________________________________
برخیز و بیا! شبِ نجات آمده است
از عالم غیب برات امده است
شادی روی محمد، يك  باغ گل است
گل خنده به لب، در صلوات امده است
________________________________________
گر فکر رهایی ز غم و راه نجاتی
در روز و شب خواهی ثمراتی
باید به کوری دو چشمان حسودان
بر احمد و آلش بفرستی صلواتی
________________________________________
خواهم كه شوم معتكف كوي محمد
 بر ديده نهم تربت خوش بوي محمد
اي اهل نظر كن نظر از روي حقيقت
تا آنكه به بيني همه جا روي محمد
در دير و حرم رفتم و ديدم كه به صد ناز
در گوش رسد بانگ هياهوي محمد
افتاد گذارم ز قضا سوي گلستان
ديدم كه زهر طرف رسد بوي محمد
دل برده ز كف و ز سر مردان خدا
هوش مستانه صف نرگس جادوي محمد
در عالم توحيد به تحقيق نديدم
مردي به يدو خلق خوش و خوي محمد
دل گشته ز شوق رخ آن شمع دل افروز
آشفته تر از طرة گيسوي محمد
ژوليده مخور غم كه شود درد تو درمان
از نگهت جان پرور و از بوي محمد
________________________________________
چو تكوين جهان را ساز كردند
نخست از نور او آغاز كردند
محمد (ص) مصطفاي آفرينش
محمد (ص) نور چشم اهل بينش
شب اسرا چو در عرش خدا گشت
فكان قاب قوسينش سزا گشت
محمد(ص) شافع روز پسين است
محمد(ص) رحمة للعالمين است
محمد(ص) فاتح بدر و حنين است
محمد (ص) مرشد راه حسين است
محمد (ص) هم بشير و هم نذير است
محمد(ص) در دو عالم بي نظير است
محمد(ص) محرم اسرار عشق است
محمد (ص) مطلع انوار عشق است
محمد (ص) صاحب دختي چو زهراست
محمد (ص) زينت ام ابيـهاسـت
محمد (ص) معجزه خلق الهي است
كه بي نورش سياهي در سياهي است
چو درياي وجودش بي كران است
در اوصافش سخن بس ناتوان است.
________________________________________
كتابم قرآن است و دين محمد [ص]
همين بود ازيرا گزين محمد [ص]
يقينم كه من هر دوان را بورزم
يقينم شود چون يقين محمد [ص]
كليد بهشت و دليل نعيم
حصار حصين كيست؟ دين محمد [ص]
________________________________________
در وقت اذان صلواتي بفرست
در شروع هر كاري صلواتي بفرست
در وقت نماز و هر كاري
وقت و بي وقت صلواتي بفرست



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : یکشنبه 02 تیر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن سرودولادت حضرت مهدی (ع)











 

 

 

 

ز بام عرش مي‌آيد اشارت‌هاي پنهاني
تمام لحظه‌ها پر مي‌شود از عطر عرفاني

صداي عشق ميآيد از آنسوي نهايتها
معطر ميشود عالم از اين آواي سبحاني

 

 


نواي سبز توحيد است تا هفت آسمان جاري
نواي آشناي نغمه هاي سبز قرآني

به سمت نور ميخواند کسي دلهاي شيدا را
به بزم عشق ميخواند کسي ما را به مهماني

کسي از جنس گلها از تبار آبي دريا
ودست مهربانش چاره درد و پريشاني

کسي وامي کند دروازه هاي روشنايي را
که تا پايان بگيرد قصه شبهاي ظلماني

زلبخندش شکوفا ميشود باغ گل نرگس
زلبخندي زلال و روشن و شفاف و روحاني

حضورش نورميبخشد تمام بزم هستي را
زنورش ميشود هر جاي اين عالم چراغاني

سرود عشق ميخواند فلک از شوق ديدارش
سرود مهرميخواند دل، اين درياي توفاني

گل فرياد ميرويد زحجم خاک از شوقش
به پايان ميرسد چشم انتظاري هاي طولاني

بساط شادمانيها مهيّا گشته در هر جا
رسيده فصل گلها، فصل زيباي گل افشاني

نصيب عاشقان از فيض ديدار گل رويش
نگاهي آفتابي، ديدهاي از شوق، باراني

چراغ روشني بايد شبستان ولايت را
وميتابد به صحن عشق آن خورشيد کنعاني
 
به زيرسايه سبزش جهان آسوده ميماند
گلستان ميشود عالم از اين مولود نوراني


--------------

 

 

 

 

شعر به مناسبت ولادت امام زمان (عج)


غمزۀ دوست

جز سر کوی تو ای دوست ندارم جایی
در سرم نیست به جز خاک درت سودایی


بر در میکده و بتکده و مسجد و دیر
سجده آرم که تو شاید نظری بنمایی



مشکلی حل نشد از مدرسه و صحبت شیخ
غمزه ای تا گره از مشکل ما بگشایی


این همه ما و منی، صوفی درویش نمود
جلوه ای تا من و ما را ز دلم بزدائی


نیستم نیست، که هستی همه در نیستی است
هیچ و هیچ که در هیچ نظر فرمایی


پی هر کس شدم از اهل دل و حال و طرب
نشنیدم طرب از شاهد بزم آرایی


عاکف درگه آن پرده نشینم شب و روز
تا به یک غمزۀ او قطره شود دریایی

-------------

 هدیه خدایى
طاووس كبریایى!اى هدیه خدایى!
تو دیدنى‏ترینى، اى دیدنى، كجایى؟
هر دیده مست راهت، غمدیده در پناهت
خشكیده یاس عالم در حسرت جدایى
اى آسمان اوّل!اى سایبان آخر!
اى چشم چشمه عشق! رحمى به بینوایى
آرام‏تر كه من هم با كودكان بیایم
پایى نمانده دیگر، جز دست بر دعایى
سخت است بى‏تو بودن، سخت است بى‏تو ماندن
سخت است بى‏تو، بى‏تو، بى‏یار دلربایى
هر درد را دوائى، هر سینه را صفایى
دنیاست غرق ظلمت، تو نور و روشنایى
اى یادگار دیروز،اى ماندگار فردا
اى بى‏قرار امروز، جانا چه آشنایى
آسان نمى‏توان رفت از خوان رحمت تو
بگذار تا بمانم در زیر گرد پایى
اُمّید نااُمیدان، مهدى سرت سلامت
سنگ است قلب بى‏تو، ننگ است بى‏وفایى
سید جعفر علوى اُمید
 
 
 
 
 
 هیاهوى قیامت
كیست این توفان كه آسایش ندارد خنجرش
جز هیاهوى قیامت نیست نام دیگرش
بال اگر بگشاید آنى آسمان گم مى‏شود
جبرئیلى سر برون مى‏آورد از هر پرش
آفرینش وامدار اوست عرش و فرش نیز
واى اگر خورشید را روزى براند از درش
او مى‏آید، آسمان از شوق، آتش مى‏شود
دانه‏هاى كهكشان اسپندهاى مجمرش
علیرضا قزوه
 
 
 
 
 
 انتظار
اى آنكه در نگاهت حجمى زنور دارى
كى از مسیر كوچه قصد عبور دارى؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابى
اى آنكه در حجابت دریاى نور دارى
من غرق در گناهم، كى مى‏كنى نگاهم؟
برعكس چشمهایم چشمى صبور دارى
از پرده‏ها برون شد، سوز نهانى ما
كوك است ساز دلها، كى میل شور دارى؟
در خواب دیده بودم، یك شب فروغ رویت
كى در سراى چشمم، قصد ظهور دارى؟
 سیدعباس سجادى
 
 
 
 
اى تو خورشید
پلك این پنجره خسته اگر باز شود
آسمان با دل بى‏حوصله دمساز شود
كیست در كوچه  دلواپسى‏ام جز غم تو
تا دمى با من غربت‏زده همراز شود؟
بى‏تو اى همدم آبى‏تر از آهنگ طلوع!
بشكند بامم اگر تشنه پرواز شود
داغ تلخى‏ست به پیشانى خورشید اگر
آسمان با شب دلمرده هم‏آواز  شود
اى تو خورشید! به پا خیز كه با چشمانت
قفل صد صبح دل‏انگیز خدا باز شود
جلیل آهنگرنژاد
 
 
 
 
آخر یكى خواهد آمد
چشم‏انتظاران خسته! آخر یكى خواهد آمد
گرد و غبار نشسته! آخر یكى خواهد آمد
تا دستهاى جدایى كوتاه گردد، سرانجام
شمشیرهاى شكسته! آخر یكى خواهد آمد
تا تیره شام بلند یلدا بسوزد سحر از
ققنوسهاى خجسته، آخر یكى خواهد آمد
آه اى زمین شقاوت، از ابرهاى شفاعت
پیوسته پُر، یا گسسته، آخر یكى خواهد آمد
زین پیش در چشمهایش دشتى غزل مى‏رمیدند
از آن غزالان رسته، آخر یكى خواهد آمد
على‏اصغر نیكو
 
 
 
 
 
 
آغاز سبز زمین
مى‏بارد از دستش اعجاز، مردى كه بالانشین است
تا عاشقى را بفهمید، هان! فرصت آخرین است!
سحرى بكن با عصایت، تا نیل چشمم بخشكد
چشمان من رود رود است، دستان من گندمین است
ماییم و گاهى تغزّل، در كوچه باغ مزامیر
شعرى بخوان از زبورت؛ تصنیفِ گل، دلنشین است!
ارزانیت باد قلبم، ارزانیت باد شعرم؛
این است دار و ندارم؛ دار و ندارم همین است!
مى‏روید امواج دریا در پهنه داغ و آتش
آن روز آغاز عشق است، آغاز سبز زمین است.

 

-----------------------




نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : یکشنبه 02 تیر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن سرودولادت حضرت مهدی (ع)2

 

 

 

 

 

 

 

 

بـارون شـادی مـیـاد از( آسمونا2)

شب غصه ها سحر شد (آی عاشقا2)

قاصدک خبر آورد از (سمت خدا2)

قـیـامـت بـه پا شد میون عالم بالا

میخونه فرشته توی گوش کهکشونا

میاد از آسمون (آخرین خورشید زهرا2)

نورانــیــه شـبــامـون

کوچه پس کوچه هامون

چراغونیه واسه جشن آقامون

یا مهدی ای گل نرگس

تـوی انـتـظـار دلامـون (دریا می شه۲)

این روزا که تو چشامون(غوغا می شه۲)

بـرات کـربـبـلامـون (امـضـا می شه۲)

مـیـاد اون کـسی که نفس مسیحا داره

میاد اون کسی که خاک پاهاش شفا داره

مـیـادو تـو دسـتـش پــرچم کربلا داره

توی خونه احسـاس

پیچید عطر گل یاس

اومده منتقم حضرت عباس

یا مهدی ای گل نرگس

----------------

کبـوتـر قـلبم داره بازم بهونه

پراشو وا کرده راهی جمکرونه

طبق طبق گل روی دست زمینه

آقـام امـیـد دل مـسـتـضعفینه

پیمونه شده دیگه لبالب

پروازم بده سامرا امشب

گل نرگس ابا صالح

آوردن آقا رو وقتی از آسـمـونـا

انگاری که دادن یه نفسی به دنیا

حرفاشو امشب کرده خدا خلاصه

برای انسان این اخرین کلاسه

انبیا همه مست و غلامش

یارب کی میاد روز قیامش

گل نرگس اباصالح

---------------------

به خاطر یاره همه جا بهاره

اومده اباصالح ودل غصه نداره

پره گلابه چشمه های دل

طراوتـه تو  هر  نوای  دل

دوباره تازه شد هوای دل

شب شب رازه

میخونـــه بازه

دوباره بهـار رسـیـده

بوی گل یاس پیچیده

خدا خودشو تو چشم یار ما کشیده

(ای گل نرگس بیا ) 3 بیا گل نرگس

طلا شده هرمس میکـنه دلا حس

کوچه به کوچه پر شده از بوی گل نرگس

میخونه آسمون به عشـق یـار

سر اومـده زمـان انتـظـار

اومده واســـــه دلا قــرار

وقـت نیــازه

میخونه بــازه

دلا همه مست عشقه

کار همه دسـت عشقه

خلقت آسمون یه ضرب شصت عشقه

(ای گل نرگس بیا ) 3 بیا گل نرگس

نگی به غلامـت دیگه نمیخوامت

دل من مجنون شده افتاده به دامت

میشه یه بار منــو نگا کنی

کبوتـرم کنی رهــا کنی

زائــرگـــنبد طـــلا کنی

دل دیگه سـازه

میخونـــه بازه

دل من آروم نداره

همیشه در انتظاره

آقا بیادو شمشیر حیدرو بیاره

(ای گل نرگس بیا ) 3 بیا گل نرگس

یه صدایـی اومـد شادی شده بی حد

اومده به دنیا آخرین نواده احمد

شب شروع زندگـانیه

شب حکومت جهـانیه

شب نـــدای آسمانیه

شب گل نازه

میخونه بازه

دلتو بزن به دریا

حالا همه دستابالا

همگی دعا کنیم برا ظهور آقا

(ای گل نرگس بیا ) 3 بیا گل نرگس

-----------------

 

من زیـر بارونم دوباره

روی گونـه هامه ستاره

چشمای من در انتظاره

(مهدی بیا2)

همه عشق وامیدو باورم می خونه

سر سجاده دعای مادرم می خونه

بهار دلم نگاردلم قرار دلم (ای گل نرگس بیا)

دل بی عشق تو دل نمی شه

کعبه جز خاک وگل نمی شه

دینم بی تو کامل نمی شه

(مهدی بیا2)

ابـرو بـاد و مـه و خـورشید و فـلک میخونن

همه ی اهل زمین وآسمون جن وملک میخونن

بهار دلم نگار دلم قرار دلم(ای گل نرگس بیا)

مهـرت تو دلها کرده ریـشـه

دوست دارم آقــا هـمـیشـه

صاحبم غیر از تو کی می شه ؟

(مهدی بیا2)

قنوت خسته تو شبای من میخونه

دعای عهد روی لبای من می خونه

بهار دلم نگار دلم قرار دلم (ای گل نرگس بیا)

امشب سامراهم می خونه

دشت کربلا هم می خونه

کعبه خدا هم می خونه

(مهدی بیا2)

این صدای نفسای باده که می خونه

این صدای هوی ذوالفقاره که می خونه

بهار دلم نگار دلم قرار دلم (ای گل نرگس بیا)

 

 

----------------

 

 

 

 



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : یکشنبه 02 تیر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن سرودولادت حضرت مهدی (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شبای بی کسی سر شد

شــاه و گــدا برابر شد

دیگــه زمـیـن منور شد شب وروزش

امشب گلای رازقی وا شد گره ی عاشقی وا شد دعاهای حیدر ثمر داد

وا شـــد درای عالم بالا  بـه روی مردم دنیا  تا خدا به نرگس پسر داد

خدا بازم  بـا زمـیـنـیا مهربون شده

حالا وقت زندگی توی آسمون شده

دیگه فصل عاشقی پیرو جوون شده

یابن فاطمه آقا

چشای عـاشقم خیسه

کشیدن آسمون ریسه

که شب مرگ ابلیسه شب نوره

از نو خونه ی عشق و میسازم اومده فصل پروازم داره نفسم تازه میشه

حـالا کــه در رحمـتـی بـازه لباس بندگی تازه به تن من اندازه میشه

دل عیسی عــمــریه پیِ یک نگاهشه

ســـر مــوسی زیر سایه ی سرپناهشه

ولی زهرا خیلی وقته که چشم به راهشه

یابن فاطمه آقا

شبی که مهدی زهرا

پامی زاره توی دنیا

نمی خوام از خدا الا رخ ماهش

با اون همه جا می شه گلبارون همه ی بلبلا مجنون خدا میشه اونو ببینیم

اون روز یکی روی لبش خنده یکی یه دنیا شرمنده روبروی چشماش می شینیم

آقایی که عمریه همه زیر دینشیم

تا بیاد مابی قرارو در شورو شینشیم

پی وقت انتقام خون حسینشیم

یابن فاطمه آقا

 

 

 



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : یکشنبه 02 تیر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» شعرامیرالمومنین

 

 

 

 

 

 

 

 

زائر حسینی

 

 

چشم من افتاده بر گنبد و بارگاهت

 

آمـده‌ام بگـردم بـه دور قتلهگاهت

 

عزیز زهرا حسین        عزیز زهرا حسین

 

****

 

چو نی‌ نوا گرفتم، به نینوا رسیدم

 

باور نمی‌کنم من، به کربلا رسیدم

 

عزیز زهرا حسین        عزیز زهرا حسین

 

****

 

منم که از عشق تو، مجنونم ای حسین جان

 

آمـده‌ام بگویـم، ممنـونم ای حسین جان

 

عزیز زهرا حسین        عزیز زهرا حسین

 

****

 

بگو تو ای کربلا، کو ماه و کو ستاره؟

 

بگو تو ای کربلا کو طفل شیرخواره؟

 

عزیز زهرا حسین        عزیز زهرا حسین

 

بگو تو ای کربلا شبه پیمبر کجاست؟

 

بگو تو ای کربلا علیّ‌اکبر کجاست؟

 

عزیز زهرا حسین        عزیز زهرا حسین

 

****

 

آمــده‌ام ببینـم خیمــۀ آل هـاشم

 

خواهد دلم بمیرم در حجله‌گاه قاسم

 

عزیز زهرا حسین        عزیز زهرا حسین

 

****

 

بگو تو ای علقمه کو عشق و احساس من؟

 

دستم بـوَد بـه سینه کو دست عباس من؟

 

عزیز زهرا حسین        عزیز زهرا حسین

علیرضا فولادی-ورود به کربلا

کربلا یعنی نوای العطش
روی لب ها رد پای العطش
کربلا یعنی سرا پا سوختن
تشنه لب بین دو دریا سوختن
کربلا یعنی که سقای ادب
در کنار شط بیفتد تشنه لب
کربلا یعنی حضور فاطمه
پیش سقا در کنار علقمه
کربلا یعنی تبسم بر اجل
نزد قاسم مرگ احلی من عسل
کربلا یعنی علی اصغر شدن
تشنه بردوش پدر پرپر شدن
کربلا یعنی فغان و التهاب
خیره بر گهواره چشمان رباب
کربلا یعنی که رزم حیدری
اکبر آسا غرق خون جنگ آوری
کربلا یعنی وداع زینبین
پشت خیمه با گل زهرا حسین
کربلا یعنی حضور گرگها
بر خیام یوسف آل عبا
کربلایعنی یتیمان حسین
گریه در شام غریبان حسین
کربلا یعنی شرف در یک کلام
بر حسین وکربلای او سلام
السلام ای کعبه آمال ما
ای صفا و شور و عشق و حال ما
خاک تو دارالولای اهل دل
مروه و سعی و صفای اهل دل
کربلا بوی خدایی میدهد
عطر ناب آشنایی میدهد

غلام رضا سازگار-ورود به کربلا

اینجا بهشت سرخ بدن های بی سر است
اینجا نگارخانه ی گل های پرپر است
اینجا منا و مشعر و بیت الحرام ماست
اینجا حریم قرب شهیدان داور است
اینجاست قتلگاه شهیدان راه حق
اینجا مزار قاسم و عباس و اکبر است
اینجا به جای جامه ی احرام ما به تن
زخم هزار نیزه و شمشیر و خنجر است
اینجا دو طفل زینبم افتد به روی خاک
اینجا به روی سینه ی من قبر اصغر است
اینجا برای پیکر صد چاک عاشقان
گرد و غبار کرب و بلا مشک و عنبر است
اینجا چو آفتاب سرم بر فراز نی
بر کودکان در به درم سایه گستر است
اینجا تنم به زیر سم اسب، توتیا
اینجا سرم به دامن شمر ستمگر است
اینجا به جای جای گلوی بریده ام
گلبوسه های زینب و زهرای اطهر است
اینجا به یاد العطش کودکان من
هر صبح و شام دیده ی میثم، زخون تر است

علی (ع)

آمدم بر درگهت با چشم گریان یا علی
تو کریمی عالمی من بر تو مهمان یا علی

گرچه سر تا پا گناهم زائر قبر توام
روی لطف و مرحمت از من مگردان یاعلی

بوده عمری آرزوی من که در شهر نجف
آیم و بوسم ضریحت از دل و جان یا علی

آمدم چون کعبه قبرت را بگیرم در بغل
با تو بندم بار دیگر عهد و پیمان یا علی

آمدم تا از تو پرسم از چه بعد از قرن ها
مانده قبر همسرت از دیده پنهان یا علی

آمدم تا با تو گویم سائلم در مانده ام
باز کن بر من ز رحمت باب احسان یا علی

آمدم تا با تو گویم مرغ جانم را بگیر
از کرم دور ضریح خود بگردان یا علی

آمدم تا با تو گویم آخر ای چشم خدا
یک نگه کن بر من آلوده دامان یا علی

آمدم تا با تو گویم با همه جرم و خطا
هر که هستم دوستت دارم به قرآن یا علی

ای که می دادی غذای خویش را بر قاتلت
لطف کن بر من که هستم از محبان یا علی

تا صورت پیوند جهان بود، على بود
تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود

آن قلعه گشایى که در از قلعه خیبر
برکند به یک حمله و بگشود، على بود

آن گرد سر افراز، که اندر ره اسلام
تا کار نشد راست، نیاسود، على بود

آن شیر دلاور، که براى طمع نفس
برخوان جهان پنجه نیالود، على بود

این کفر نباشد، سخن کفر نه این است
تا هست على باشد و، تا بود، على بود

شاهى که ولى بود و وصى بود، على بود
سلطان سخا و کرم و جود، على بود

هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاس
هم صالح پیغمبر و داود ، على بود

هم موسى و هم عیسى و هم خضر و هو ایوب
هم یوسف و هم یونس و هم هود، على بود

مسجود ملایک که شد آدم، ز على شد
آدم چو یکى قبله و مسجود، على بود

آن عارف سجاد، که خاک درش از قدر
بر کنگره عرش بیفزود ، على بود

هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم عابد و هم معبد و معبود، على بود

«ان لحملک لحمى» بشنو تا که بدانى
آن یار که او نفس نبى بود، على بود

موسى و عصا و ید بیضا و نبوت
در مصر به فرعون که بنمود، على بود

چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم
از روى یقین در همه موجود، على بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبى بود
آن نور خدایى که بر او بود، على بود

آن شاه سرفراز، که اندر شب معراج
با احمد مختار یکى بود، على بود

آن کاشف قرآن‏که‏خدا در همه قرآن
کردش صفت عصمت و بستود، على بود


مولانا جلال الدین مولوى

 

کعبه خلوت گه اسرا فراوان علیست
بیت حق جلوه گر از روی درخشان علیست

در جهان مرد عمل باش و علی را بشناس
که ترازوی عمل کفه و میزان علیست

ای کج اندیش مکن غصب خلافت زیرا
به خدا بعد نبی سلطنت از آن علیست

روز محشر که گذرنامه جنت طلبی
آن گذرنامه به امضاء و به فرمان علیست

دادگاهی که به فردای قیامت برپاست
حکم حکم علی و محکمه دیوان علیست

کشتن "مرحب" و بگرفتن خیبر در کف
خاطرات خوش دیباچه دوران علیست

دور شو ای پسر "عبدود" از دیده ی او
که شجاعان عرب پشه به میدان علیست

این حسینی که رئیس الشهدایش خوانند
با خبر باش که شاگرد دبستان علیست

گرچه این دیده زدیدار نجف محروم است
در عوض ریزه خور سفره احسان علیست

 

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

 

من ار به قبله رو کنم ، به عشق روی او کنم
اقامه صلوة را به گفتگوی او کنم

گر از وطن سفر کنم سفر به سوی او کنم
ز حج و بیت بگذرم طواف کوی او کنم

کز احترام مولدش حرم شده است محترم

الا که رحمت آیتی ز رحمت علی بود
همه کتاب انبیا حکایت علی بود

بهشت و هرچه اندر او عنایت علی بود
اجلّ نعمت خدا ولایت علی بود

در این ولا بگو نعم ، که هست اعظم نعم

شهی که از لسان او خدا کند خطاب را
به حکم او به پا کند قیامت و حساب را

به حبّ و بغض او دهد ، ثواب را عقاب را
منزّه است از آن که من بخوانم آن جناب را

خدیو دولت عرب امیر کشور عجم

ببخشد از تبسّمی ، وجود ممکنات را
ستاند از تکلّمی قرار کائنات را

ز لطف و قهر می دهد حیات را ممات را
اگر ز حال ما سوا بگیرد التفات را

به یک اشاره می زند بساط کون را به هم

بهشت را بهشته ام ، بهشت من علی بود
علیست آن که از رخش بهشت منجلی بود

به غیر، دیده داشتن ، نشان احولی بود
کسی است عاشق ولی که ناظر ولی بود

به دست دیگران دهد کلید گلشن ارم

به زندگی از آن خوشم که زندگی است داد او
بدان امید جان دهم که جان دهم به یاد او

به عیش وطیش و نیک وبد،خوشم درانقیاد او
الا مراد عاشقان همه بود مراد او

چه درتعب چه درطرب چه درنعم چه درنقم

تو ای علی مرتضی که نفس پاک احمدی
چو نفس پاک احمدی ظهور ذات سرمدی

ز هر علل منزّهی ز هر خلل مجرّدی
به ظاهر محمدی تو باطن محمّدی

نبی به جسم ظاهرت خطاب کرده ابن عم


فؤاد کرمانی

 

ای ولی معبودم ،سر به درگهت سودم
زائر بدی بودم رفتم ار سر کوت

یا علی خدا حافظ ، یا علی خدا حافظ

با دوچشم خونبارم من فقط تو را دارم
رو به هر طرف آرم دیده ام بود سوت

یا علی خدا حافظ یا عای خدا حافظ

لطف و رحمتت باید تا مرا بیاراید
هرکجا روم آید برمشام جان بویت

یا علی خدا حافظ ، یا علی خدا حافظ

با گناه سنگینم جلوه کن به بالینم
وقت مرگ خود چینم لاله از گل رویت

یا علی خدا حافظ ، یا علی خدا حافظ

با نگاه احسانت کن نظر به مهمانت
ای نبی ثنا خوانت ای خدا ثنا گویت

یا علی خدا حافظ ، یا علی خدا حافظ

دادی از کرم راهم حاجت از تو می خواهم
من گدای در گاهم تو کرم بود خویت

یا علی خدا حافظ ، یا علی خدا حافظ

ناله خیزد از نایم این بود تمنایم
تا دوباره باز آیم در حریم نیکویت

یا علی خدا حافظ ، یا علی خدا حافظ

 

نظر به بندگان اگر، ز مرحمت خدا کند
قسم به ذات کبریا، ز یمن مرتضی کند

خدا چو هست رهنمون، مگو دگر چرا و چون
که او کند هر آنچه را که حکمت اقتضا کند

ز قدرت یَدُ اللَّهی، کسی ندارد آگهی
وسیله‌اش بود علی ، خدا هر آن چه را کند

به جنگ بدر و نهروان، علی است یِکّه قهرمان
نگر که دست حق عیان ، قتال اشقیا کند

به روی دوش مصطفی ، نهد چو پای مرتضی
نگر به بت شکستنش ، که در جهان صدا کند

به رزم خندق و اُحُد ، به قتل عَمْرو عَبْدُوُد
خدا به دستِ دست خود ، لوای حق بپا کند

چو افضل از عبادت خلایق است ، ضربتش
علی تواند این عمل ، شفیع ما‌سِوی کند

به پیشگاه کردگار ، ز بس که دارد اعتبار
دُیون جمل


نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : پنج‌شنبه 23 خرداد 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن شعرولادت امام حسین(ع)

 

 

 

 

 

 

 

مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمد

پیک شادی ز بر حضرت جانان آمد

مژده ای دل که برای دل غمدیده ما

هدهد خوش خبر از نزد سلیمان آمد

خیز ای دل تو بیارای کنون بزم طرب

که دگر موسم اندوه به پایان آمد

مطربا نغمه نو ساز کن و پای بکوب

که به ما مژده وصل شه خوبان آمد

ساقیا باده بده خود بنما سرمستم

زان می‌ای کو به تن خسته ما جان آمد

ظلمت و تیرگی شام الم رفت کنون

روز شادی شد و خورشید فروزان آمد

غنچه‌ی دهر در این روز بخندید دگر

که به بستان علی نوگل خندان آمد

عطر پاشید به بستان که همه عطرآگین

سمن و یاسمن و سنبل و ریحان آمد

بلبل از لب به ترنم بگشاید نه عجب

که به گلذار نبی بلبل خوش خوان آمد

گوهری از صدف بحر کرم گشت عیان

که به توصیف رخش لولو مرجان آمد

نور حق جلوه به برج شرف زهرا کرد

بین به این نور که این گونه درخشان آمد

وه چه روزی است مبارک ز قدوم شه دین

موسم مغفرت و رحمت یزدان آمد

روز فرخنده میلاد حسین ابن علی(ع)

مژده‌ی خامُشی آتش نیران آمد

باعث کون و مکان منشاء ایجاد حسین

که وجودش به جهان مفخر انسان آمد

مظهر ذات خدا سبط رسول دو سرا

نور چشمان علی آن شه مردان آمد

حیف و صد حیف که در واقعه کرب و بلا

بر تن خسته او ظلم فراوان آمد

بر سر عهد و وفا در ره معشوق نگر

خود فدا کرد که سالار شهید آن آمد

ای غلامان اگرت بار گنه سنگین شد

غم مخور چونکه حسین شافع عصیان آمد

 

 

 

 

 

مرا با عشق عترت زاده مادر

مرا شیر مَحبت داده مادر

نباشد لَنگ در محشر كُمیتم

كه من از دوستان اهلبیتم

شدم از خردسالی بی اراده

ارادتمند، بر این خانواده

سر این سفره عمری ریزه‌خوارم

ولینعمت بجز ایشان ندارم

خدا داند كه بر ایشان چه داده‌ست

كه خود هم عاشق این خانواده‌ست

چُنان كعبه سیه‌پوش حسینم

غلام حلقه در گوش حسینم

مرا جز عشق او سرمایه‌ای نیست

به سر جز سایه‌ی او سایه‌ای نیست

نه هر اهل دلی دلداده‌ی اوست

كه مستی‌ها همه از باده‌ی اوست

گر اینجا مرثیت‌خوان حسینم

در آنجا هم سر خوان حسینم

بدو وابسته باشد تار و پودم

و زو باشد همه بود و نبودم

چو اینجا انتسابم با حسین است

به فردا هم حسابم با حسین است

خوش آن عاقل كه شد دیوانه‌ی او

كِشد مرغ دلش را دانه‌ی او

دلم را اشك عشقش شستشو داد

مرا در چشم مردم آبرو داد

دلی را كآتش عشقش فروزد

یقین دارم كه در دوزخ نسوزد

*****(شور-ولادت )

ولادت حضرت عباس(ع)

زندگی بی تو رو مولانمی خوام  

          بی تو من جنت الاعلا نمی خوام

     تا  توئی   ساحل   دریای  دلم   

         بی تو من مولا که دریا نمی خوام

من فقط  تورومی خوام ، تورومی خوام ، تو رومی خوام

  عیدی از دستهای تو صفاداره  

           مردن  به  پای تو صفاداره

           بزار  که   تموم   عالم بدونن      

       مهرتو ،توسینه من جا داره

دل فقط توروداره ، تورو داره ، توروداره

    عمریه  دارم  میگم  که یارمی   

          تو امید دل بی قرارمی

              تونمازوتوقنوت وتوتمام دلمی     

        توذکرتکبیره الحراممی

تو فقط عشق منی ، عشق منی ، عشق منی

مگه  چیزی   از  تو  آقا کم  میشه       

      آسمون در پیش پاهات خم میشه

 چی میشه در شب میلادت حسین(ع)    

         ببینم   دل    زائر   حرم    میشه

دل فقط حرم میخواد ،حرم میخواد، حرم میخواد

 

بی تو من هیچ شورواحساس نمی خوام  

       بی تو من حتی که الماس نمیخوام

د رشب   میلاد    تو        قسم      آقا   

     زندگی  بی تورو  عباس  نمی خوام

دل فقط عباسیه ، عباسیه ،عباسیه

روی دستای علی(ع) خنده کنون

             می بوسه علی اونو از دل و جون

     می لرزه زیرپاهاش هر نه فلک     

         آفریده    خدا     یه     پهلوون

دل فقط عباسیه ، عباسیه ،عباسیه

 

 



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» شعرکف زنی ولادت حضرت عباس (س)

 

 

 

 

 

 

*****(شور-ولادت )

ولادت حضرت عباس(ع)

زندگی بی تو رو مولانمی خوام             بی تو من جنت الاعلا نمی خوام

     تا  توئی   ساحل   دریای  دلم             بی تو من مولا که دریا نمی خوام

من فقط  تورومی خوام ، تورومی خوام ، تو رومی خوام

 

  عیدی از دستهای تو صفاداره              مردن  به  پای تو صفاداره

           بزار  که   تموم   عالم بدونن              مهرتو ،توسینه من جا داره

دل فقط توروداره ، تورو داره ، توروداره

 

    عمریه  دارم  میگم  که یارمی              تو امید دل بی قرارمی

              تونمازوتوقنوت وتوتمام دلمی              توذکرتکبیره الحراممی

تو فقط عشق منی ، عشق منی ، عشق منی

 

مگه  چیزی   از  تو  آقا کم  میشه              آسمون در پیش پاهات خم میشه

 چی میشه در شب میلادت حسین(ع)              ببینم   دل    زائر   حرم    میشه

دل فقط حرم میخواد ،حرم میخواد، حرم میخواد

 

بی تو من هیچ شورواحساس نمی خوام          بی تو من حتی که الماس نمیخوام

د رشب   میلاد    تو        قسم      آقا          زندگی  بی تورو  عباس  نمی خوام

دل فقط عباسیه ، عباسیه ،عباسیه

 

روی دستای علی(ع) خنده کنون              می بوسه علی اونو از دل و جون

     می لرزه زیرپاهاش هر نه فلک               آفریده    خدا     یه     پهلوون

دل فقط عباسیه ، عباسیه ،عباسیه

 

سروده شاعرومداح اهل بیت : حاج مهدی جهان(میهن)

 



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران