السلام علیک یا شیبالخضیب
شکر خدا به بزم عزایتو آمدیم
یا ایها الغریب برایتو آمدیم
تا میرسیم فاطمهخوشحال میشود
یا فاطمه برای رضایتو آمدیم
انگار انتخاب برایشما شدیم
ما از ازل به فیضدعای تو آمدیم
با ذکر حسین به معراجمیرویم
پیغمبرانه سوی حرای تو آمدیم
میخانه بهشت همین هیئتشماست
باده به نوش مست ولایتو آمدیم
ماه محرم آمده لبیکیا حسین
ما درجواب آه و نوایتو آمدیم
فردای حشر نزد تو جایینمیرویم
امروز اگربه صحنوسرای تو آمدیم
سینه سپرکنیم که اربابماشدی
ما مفتخر از اینکهگدای تو آمدیم
مانند فطرس ایم محرمکه میشود
بالی بده که سمت هوایتو آمدیم
یه جمله شنیده ام ازمقتل درج شده رو دلم،اونایی كه میگن چرا روضه ی باز میخونید؟زینب از كربلا رفت كههمین رو بگه،فرمودند:ابی عبدالله وقتی اومد،حرفاشو كه زد خواست بگه،اینجا چه خبره،ابیعبدالله سه جمله فرمود:اول فرمود: هذامقتل رجالنا ،جلوی زینب داره میگه،میدونهعاشورا شهید میشه،هنوز چند روز وقته،دومییش،هذامذبح اطفالُنا، هذایحتکُ نساءنا.دستوراومده توی خشك ترین سرزمین پیاده كنید حسین رو،صدا زد داداش این جا چه خبره؟ابیعبدالله فرمود:چرا؟صدازد داداش ازلحظه ای که اومدیم تواین صحرادیدم ریگهای بیابانبه تو سلام میکنند،اگه شما خبر داشتی حسین داره میاد كربلا میرفتی این خارهایمغیلان رو در میآوردی،میدونی خار مغیلان چیه؟اینقدر قوی است،حتی چرم رو پارهمیكنه،وقتی توی بدن كسی بره،مخصوصاً اگه طفل باشه،تشنج میگیردش،این رو گفتم برافردا شب،خارها رو جمع كنید حسین داره میاد، خیمه زنها را توپستی زد ،حضرت زینبسلام الله علیها فرمود: بابام علی هر وقت میرفت جنگ، خیمه زنها را توبلندی میزد،چراشما خیمه هارو تو پستی زدی، میخواد هرکی میاد میره میدان اهل حرم نبینه، جلوتر ازهمه خیمه عباس رو زدند،تا این یل زنده است،كسی دستش به خیمه ها نمیرسه
خیمه برپاشدو زینب غم معجرگرفت
دامن عباس را بادیدگان تر گرفت
***
با احتیاط لاله ما راپیاده کن
سه ساله ی مارا پیادهکن
عباس جان:
با احتیاط بار حرم رازمین گذار
زانو بزن وقار حرم رازمین گذار
همه رو كه پیادهكرد،جوانان مَحرم بنی هاشم اومدند،دور یك ناقه رو گرفتند،قاسم عنان مركب روگرفت،اكبر دست عمه رو گرفت،عباس زانوش رو ركاب كرد،همه ی یاران عقب رفتند،فقطمحرمها باید بیایند،هیچ كسی تا حالا قد و بالای بی بی رو ندیده.
با احتیاط تا کهنیفتد ستاره ای
میترسم آنکه گیر کند گوشوارهای
چشم مُخدرات به سمتنگاه تو
دوشیزگان محترمه درپناه تو
با حوریان رفته بهزیر نقابها
یک لحظه روبرو نشدندآفتابها
این حوریان عزیزخدایند و بس هین
این دختران کنیز خدایندو بس همین
این دختر علی است کهبالش شکستنی است
ناموس اعظم است وقارششکستنی است
از این به بعد ماهحرم آفتاب باش
عباس جان مراقب اینبا حجاب باش
این دختران من کهبیابان ندیده اند
درعمرخویش خار مغیلانندیده اند
یک لحظه هم زخیمهطفلان جدا نشو
جان رباب از دمگهواره پانشو
توهستی و اهالی اینخیمه راحتند
در زیر سایه ات همهدر استراحتند
تو هستی و به روزحرمشب نمی رسد
چشم کسی به قامت زینبنمیرسد
یک عده یوسفند یک عدهمریمند
احساس میکنم همهدلواپس همند
احساس میکنم که جوابمنمی دهند
با آب آب گفتنم آبمنمیدهند
اول مرا به نیزه ایاز حال میبرند
بعداً کشان کشان لبگودال میبرند
اینجا مکان تیر زپهلوکشیدن است
از خیمها دویدن و گیسوکشیدن است
راضیم رضایت یزدانمآرزوست
از سنگها شکستنندندانم آرزوست
من راضیم به پای خدادست و پازنم
با صورت به خاک بیفتمصدازنم
باید به روی نی سرمننیزرو شود
تا که مقام خواهر مننیز رو شود
جام بلا به دست گرفتهایم ما دوتا
این جام را الستگرفته ایم ما دوتا
میخواستیم عبد شدن رانشان دهیم
پیغمبر وعلی وحسن رانشان دهیم
از آن همه به خواهرمن ماتمش رسید
وارد شدن به مجلسنامحرمش رسید
حالا به زینب دارههشت روز دیگه رو میگه:
با احتیاط لاله ماراسوار کن
زینب بیا سه ساله مارا سوار کن
با احتیاط خسته شدنداین ستاره ها
این گوش پاره هاسرگوشواره ها
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 23 مهر 1393 |