پایگاه شعرمذهبی به شمادوست گرامی خوش آمدمی گوید اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً - دوست گرامي شما مي توانيد اشعارخويش رابه وب سايت ماارسال تانمايش داده شود- شما مي توانيد جهت استفاده از اشعار شاعرومداح اهل بيت برادرحاج مهدي جهان ميهن باسبک جديد به لينک واقع در موضوعات سايت وياوب سايت شخصي ايشان مراجعه نماييد www.zeynabiuon@mailsara.comیاwww.zeynabiuon@mihanmail.irارسال فرمائید




   


   
موضوعات مطالب
فایل های اشعارمذهبی (به صورت word)
متن اشعارعیدغدیرخم
استخاره
شگفتی های قرآن
متن اشعارحربن ریاحی
متن اشعارسالروز ازدواج حضرت علی(ع) وحضرت زهرا(س)
متن اشعارشهادت امام جواد(ع)
تحقیق آماده (دانشگاه .دبیرستان.دبستان.راهنمایی)
اشعارحرکت کاروان کربلا
متن اشعارشب دهم محرم (عاشورا)
متن اشعارشب نهم محرم
متن اشعارشب هشتم محرم
متن اشعارشب هفتم محرم
متن اشعارشب ششم محرم
متن اشعارولادت حضرت معصومه
متن اشعاردهه کرامت
اشعارولادت امام رضا(ع)
متن اشعارمراسم عروسی- دامادی
اشعارسالروز تخریب بقیع
متن اشعارعیدسعیدفطر
متن اشعاراستقبال از محرم
متن اشعارشب اول محم
متن اشعارشب دوم محرم
متن اشعارشب پنجم محرم
متن اشعارشبهای قدر(لیله القدر)
متن اشعارولادت امام حسن مجتبی(ع)
متن اشعاروفات حضرت خدیجه (س)
متن اشعاررحلت پیامبر(ص)
صفحه تبلیغات وخریدوفروش رایگان اجناس شما(اقتصادی)
روزنامه ها وخبرنامه های کشوری
متن اشعارماه مبارک رمضان
متن اشعارصلواتی
اشعارولادت امام زمان (عج)
صفحه سیاسی
متن اشعارولادت حضرت علی(ع)
متن اشعارولادت امام جواد(ع)
متن اشعارماه رجب
متن اشعارولادت امام محمدباقر(ع)
متن اشعارولادت حضرت زهرا(س)
اشعاروفات حضرت ام البنین (س)
صفحه برچسب های وبلاک
متن شعردرباره کاظمین
متن شعردرباره نجف
متن شعر درباره سامرا
متن شعردرباره کربلا
متن شعردرباره مدینه
متن اشعارسیزده بدر
متن اشعار درمدح امام زمان(عج)
مباحث حقوقی(برای دانشجویان رشته های حقوق )
متن اشعار دهه فاطمیه
متن اشعاردرباره کربلا
متن اشعار مسلم بن عقیل (ع)
متن اشعارحضرت رقیه (س)
متن اشعارحضرت علی اکبر(ع)
متن اشعار حضرت علی اصغر(ع)
متن اشعارمناجات باخدا
متن اشعارامام رضا(ع)
متن اشعارمحرم
متن اشعارولادت امام سجاد(ع)
تصاویروعکس های مداحان اهل بیت (ع)
متن اشعارولادت حضرت عباس(ع)
متن اشعار شهادت امام سجاد(ع)
متن اشعار شهادت امام باقر(ع)
متن اشعار شهادت حضرت زهرا(س)
متن اشعار شهادت امام حسن مجتبی (ع)
متن اشعار رسوا.. (ص)
متن اشعارحضرت علی (ع)
متن اشعارامام زمان (عج)
صفحه اطلاع رسانی پایگاه بیت الائمه(ع)
متن اشعار سینه زنی امام حسین (ع)
متن اشعار حضرت عباس (ع)
متن اشعارولادت پیامبر(ص) وامام صادق(ع)
شهادت امام حسن عسکری (ع)
عکس های تاریخی وقدیمی مشهد(حرم امام رضا(ع))
کتابخانه الکترونیکی
دانلود نوحه (صوتی وتصویری)
اشعارشاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان (میهن)
متن اشعاروفات حضرت زینب(س)
متن اشعار اربعین حسینی
متن اشعارولادت امام حسن عسکری (ع)
تصاویر متحرک
تصاویر متحرک
متن اشعاروفات حضرت معصومه (ص)
احادیث حضرت زهرا(س)
اشعارشهادت امام صادق(ع)
متن اشعارعیدمبعث
متن اشعارولادت حضرت رقیه(س)
متن اشعاردرباره عیدنوروزوبهار
فروشگاه بیت الائمه(س)
متن اشعارولادت امام حسین (ع)
متن اشعارشب سوم محرم
متن اشعارشب چهارم محرم
متن پیامک روز زن -همسر
متن اشعارروز عرفه
لینک مستقیم به مطالب وب سایت های دوستان
مطالب متفرقه وب سایت
نويسندگان وب سایت
آمار و امكانات
»تعداد بازديد امروز: 1176

طراح قالب

Template By:

درباره وبگاه

وب سایت پایگاه شعربیت الائمه (ع)باترویج اشعارمذهبی ونوحه وسینه زنی و... طراحی گردیده که به یاری خداونظرات شمادوستان کارخویش راادامه ودرزمینه ائمه اطهار(ع)گام برمی دارد.
آرشيو مطالب
» متن اشعارشب اول محرم (مسلم(ع))12

تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست

بین این قوم کسی تشنه ی آقایم نیست

هیچ کس نیست که سرگرم تماشایم نیست

نفسم مانده و جانی به سر و پایم نیست

 

 

من که شرمنده ام ای تشنه به اندازه ی شهر

چشم بر راه توام بر سر ِ دروازه يِ شهر

 

 

یک نفر بودم و یک شهر مرا زخم زدند

یک تن امّا همه از رسم و وفا زخم زدند

بی کس ام دیده ولی در همه جا زخم زدند

سنگ آورده و از بام و هوا زخم زدند

 

 

زخم بر من زده و کرده تماشا کوفه

امتحان کرده نوک نیزه ی خود را کوفه

 

 

تیری آماده شد و با بدنم تمرین کرد

تیغه ای ساخته شد، روی تنم تمرین کرد

پنجه ای سرزده با پیروهنم تمرین کرد

سنگ انداز ببین با دهنم تمرین کرد

 

 

خواستم تا بپرم از بدنم بال افتاد

کارم آخر به تهِ گودی گودال افتاد

 

 

آنکه دیروز نظر بر نظرم می انداخت

دیدی امروز چه خون بر جگرم می انداخت

چوب آتش زده از دور و برم می انداخت

شاخه ي شعله ور و نخل سرم می انداخت

 

 

دست من بند زده، موی مرا می سوزاند

دستگرمی سر ِگیسوی مرا می سوزاند

 

 

وای اگر یک نفر اینجا تک و تنها گردد

آنقدر داغ ببیند که قدش تا گردد

بعد، از دشنه و سر نیزه محیّا گردد

آنقدر زخم زنندش که معمّا گردد

 

 

به سرم آمده و باز همان خواهد شد

رسم این است و سرم سهم سنان خواهد شد

 

 

رسم این است که اوّل پر او می ریزند

بعد از او دور و بر پیکر او می ریزند

بعد با خنجر خود بر سر او می ریزند

بعد از آن هم به سر خواهر او می ریزند

 

 

آخرش هم همه بر روی تنش می کوبند

نعل تازه زده و بر بدنش می کوبند

حضرت مسلم بن عقیل(ع)

 

تصویر ماه را کسی از چاه می کشد

 شب رو به کوفه می کند و آه می کشد

سمت وقوع فاجعه‌ای تازه پا گذاشت

 مرد غریبه ای که به دروازه پا گذاشت

افتاد ماه روی زمین و جنازه شد

 تاریخ زخم کهنه اش انگار تازه شد

این سوگ بادهاست که هی زوزه می‌کشند

 در شهر، گرگ‌ها به زمین پوزه می کشند

حالا دوباره کوفه سراسر کبود شد

 پهلوی نخل های تناور کبود شد

تو می رسی و فاجعه آغاز می شود

 درهای دوزخ از همه سو باز می شود

بیهوده است موعظه در گوش مرده ها

 این شهر، خواب رفته در آغوش مرده ها

در گوش، با صدای تو انگشت می کنند

 فریاد می زنی و به تو پشت می کنند

افکار مرده در سرشان خاک می خورد

 در خانه اند و خنجرشان خاک می خورد

در دستشان چه هست به جز چند مشتِ سنگ

 رد می‌شوی و پاسخ تو سنگ پشت سنگ

رد می شوی و پنجره ها بسته می شوند

 سمت سکوت حنجره ها بسته می شوند

ماندی کسی ندید تو را کوفه کور شد

 شب، خانه کرد و شهر پُر از بوف کور شد

روی تن تو این‌ همه کرکس چه می کنند

 با تو سرانِ خشک مقدس چه می کنند

حالا که از مبارزه پرهیز کرده اند

 خنجر برای کشتن تو تیز کرده اند

شب می‌شود تو می رسی و ماه می رود

 در آسمان کوفه سَرَت راه می رود

تصویر ماه را کسی از چاه می کشد

 شب رو به کوفه می کند و آه می کشد

كاش از آمدن كوفه حذر مي كردي
از پي دفع خطر ترك سفر مي كردي
زير شمشيرم و از پرده دل مي گويم
كاش آهنگ سفر جاي دگر مي كردي
چاك مي كرد به تن پيرهن صبر ايوب
گر از اين شهر پر از فتنه گذر ميكردي
آب در دست من آغشته به خون مي گردد
كاش مي ديدي و احساس خطر مي كردي
روز پيش نظرت تيره تر از شب مي شد
گر بر احوال من خسته نظر مي كردي
پاره پاره بدنم گر ز ستم مي ديدي
جاري از ديده خود خون جگر مي كردي
قبل از آني كه شود كشته جوانت اي كاش
ديده را محو تماشاي پسر مي كردي
كاش از واقعه حرمله و تير و گلو
مادر غمزده اش را تو خبر مي كردي
ذكر روز و شب ((ژوليده)) بود بهر تو اين
كاش از آمدن كوفه حذر ميكردي

 

آقا سلام می دهم از جان و دل به تو

تا این که بشنوم «وَ علیک السّلام» را

آقا کمی اجازه بده درد دل کنم

امّا خودت بگو که بگویم کدام را؟!

 

کوچه به کوچه می روم و گریه می کنم

از دست بی وفایی این نانجیب ها

گفتم بیا به کوفه پشیمان شدم حسین

کوفه میا امام غریب قریب ها!

 

این مردمی که بنده ی دینار و درهمند

 یک یک تمام بیعتشان را شکسته اند

این نان به نرخ روز خوران قسم فروش

دست مرا ز حیله و نیرنگ بسته اند

 

تّجار کوفه فکر ادای نماز شکر

از بس که کارشان سر و سامان گرفته است

فهمیدم از شلوغی بازارهای شهر

کار تمام نیزه فروشان گرفته است

 

این جا همه به فکر خرید لوازمند

اجناسشان شده سپر و خنجر و کمان

در انتظار روز پذیرایی تواند

آذین شهرشان شده سرنیزه و سنان

 

بازی کودکانه ی اطفالشان شده

پرتاب سنگ بر نوک نیزه ز روی بام

وقتی که می خورد به هدف ضربه هایشان

حس می کنند از این که گرفتند انتقام

 

دیدم به دست حرمله تیر سه شعبه ای

کز دیدنش تنور دلم پر شراره شد

از هر هزار تیر یکی هم خطا نرفت

از ضرب شست او جگرم پاره پاره شد

 

نقشه برای دخترک تو کشیده اند

کوفه میا که کوفه پر از قوم کافر است

در بین هر محله شان هر شبانه روز

حرف از کنیز بردن و خلخال و معجر است

خدا کند که از این ره امیر برگردی

ز قبل آن که شوی بی سفیر برگردی

دعا کنم که خدا در دل تو اندازد

که هرچه زودتر از این مسیر برگردی

ز پیش از اینکه شوم تا قیامت از خجلت

به نزد مادر تو سر به زیر برگردی

به استخوان شکسته تو را قسم بدهم

به حق ((جابرعظم الکسیر)) برگردی

به نازکی گلوی علی کنی رحمی

نخورده حنجر شش ماهه تیر برگردی

ز قبل آنکه شود ضرب تیر سه شعبه

یگانه رازق طفل صغیر برگردی

ز قبل آنکه شود دختر سه سالۀ تو

به بوسه ای ز لبان تو پیر برگردی

خدا کند که عدو تا به نیزه نگرفته

ز پهلوی تو تقاص غدیر برگردی

قسم به قامت رعنای شیر ام بنین

قسم به غیرت مردی دلیر برگردی

ز قبل آنکه شود خواهر تو بی معجر

میان کوچه و بازار اسیر برگردی

ز قبل آنکه کند وقت دفن تو پسرت

تن تو جمع میان حصیر برگردی

ز قبل آنکه بچیند یکی یکی دشمن

به نیزه رأس صغیر و کبیر برگردی

 



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : دوشنبه 08 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» متن اشعارشب اول محرم (مسلم(ع))1

تشنه ام تشنه ولی آب گوارایم نیست

بین این قوم کسی تشنه ی آقایم نیست

هیچ کس نیست که سرگرم تماشایم نیست

نفسم مانده و جانی به سر و پایم نیست

 

 

من که شرمنده ام ای تشنه به اندازه ی شهر

چشم بر راه توام بر سر ِ دروازه يِ شهر

 

 

یک نفر بودم و یک شهر مرا زخم زدند

یک تن امّا همه از رسم و وفا زخم زدند

بی کس ام دیده ولی در همه جا زخم زدند

سنگ آورده و از بام و هوا زخم زدند

 

 

زخم بر من زده و کرده تماشا کوفه

امتحان کرده نوک نیزه ی خود را کوفه

 

 

تیری آماده شد و با بدنم تمرین کرد

تیغه ای ساخته شد، روی تنم تمرین کرد

پنجه ای سرزده با پیروهنم تمرین کرد

سنگ انداز ببین با دهنم تمرین کرد

 

 

خواستم تا بپرم از بدنم بال افتاد

کارم آخر به تهِ گودی گودال افتاد

 

 

آنکه دیروز نظر بر نظرم می انداخت

دیدی امروز چه خون بر جگرم می انداخت

چوب آتش زده از دور و برم می انداخت

شاخه ي شعله ور و نخل سرم می انداخت

 

 

دست من بند زده، موی مرا می سوزاند

دستگرمی سر ِگیسوی مرا می سوزاند

 

 

وای اگر یک نفر اینجا تک و تنها گردد

آنقدر داغ ببیند که قدش تا گردد

بعد، از دشنه و سر نیزه محیّا گردد

آنقدر زخم زنندش که معمّا گردد

 

 

به سرم آمده و باز همان خواهد شد

رسم این است و سرم سهم سنان خواهد شد

 

 

رسم این است که اوّل پر او می ریزند

بعد از او دور و بر پیکر او می ریزند

بعد با خنجر خود بر سر او می ریزند

بعد از آن هم به سر خواهر او می ریزند

 

 

آخرش هم همه بر روی تنش می کوبند

نعل تازه زده و بر بدنش می کوبند



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : دوشنبه 08 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» استقبال ازمحرم6

 

هر کس که در دست محرم دست دارد
بر آتش سوزان این غم دست دارد

عشق حسین ابن علی(ع)بی شک و تردید
در ذره ذره کار عالم دست دارد

بر روی نی دیوانه کرده عالمی را
زلفی که در آن باد درهم دست دارد

ما کربلایی زاده ایم و تربت تو
از ابتدا در خلق آدم دست دارد

تاثیر روضه چشم را حساس کرده
حتی به هر مردی که خاتم دست دارد

اینجا به یاد کف العباس علمدار
نقش و نگار روی پرچم «دست» دارد

تنهای تنها کربلایت قاتلم نیست
مشهد ، نجف ،. . . او چند تا هم دست دارد

 

باز این رسیده شور و هوای عزای تو
وقت دگر رسیده به یاد نوای تو

تا بیرق عزای تو باشد که بر قرار
گشتم اسیر لطف و صفای سرای تو

تا آن زمان که جن و ملک نوحه میکنند
من چون کبوتر ره کرب و بلای تو

چون سر ز تن بریده بدندت حرامیان
تنها بدین شهادت و مردن سزای تو

بخشیدن و شفاعت مردم به روز حشر
گشته جواب آن مه اشک این جزای تو

هر بنده ای که گشته اسیر ولای دوست
حاتم بگشته هر شب و روزش گدای تو

در ظهر محشری که به پا شد به دشت خون
هر عاشقی گرفته ز جانش هوای تو

این سی شب محرم آخر نباشدم
باشد که عمر بی هدفم شد فدای تو

در جنگ تن به تن که تو کردی به دشت خون
رحمی نشد به راس و به قلب و ردای تو

از رفتن و شهادت تو درسمان چه شد
آسان گذشتن از همه دنیا ندای تو

 

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

برای شانۀ افتاده ام پری بدهید

دلِ شكستۀ ما را به دلبری بدهید

محبتی بكنید و مرا حرم ببرید

نشان راه به چشم كبوتری بدهید

كجاست خیمۀ سبزت؟ مسافرم برگرد

برای دركِ شما كاش باوری بدهید

شنیده ایم كه شب پای روضه ها هستی

نشسته ایم بنالیم حنجری بدهید

چقدر مثل شما می شویم این شب ها

اگر به سینه زنت دیدۀ تری بدهید

برای شور گرفتن بهشت هم تنگ است

چه می شود كه به ما جای بهتری بدهید

نمی رود به خدا جای دور جان شما

اگر برات حرم را به نوكری بدهید

خبر رسیده خرابه شكسته ای می گفت:

چه می شود كه به ما چند روسری بدهید

 



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : دوشنبه 08 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» استقبال ازمحرم1

باز هم ماه عزا وماتم است
ماه ماتم ، ماه اندوه و غم است
سنج ها بر سینه و سر می زنند
باز هم زنجیرها پر می زنند
طبل هم دلتنگ و محزون می شود
نی نیستانی پر از خون می شود
خیمه های سوگ برپا می شوند
دیده ها از اشک دریا می شوند
شهر بر تن رخت ماتم می کند
از خجالت ، آب ، سر خم می کند
دیده تر کن ، فصل ماتم آمده ست
کن سیه بر تن ، محرم آمده ست
با محرم کربلایی می شویم
با شهیدانش خدایی می شویم
+++++
+++++
کربلا در دیده ها خون می کند
عاشقان را بازمجنون می کند
کربلا از عاشقان دل می برد
هستی ما را به اشکی می خرد
کربلا میقات مردان خداست
کربلا راه تمام انبیاست
کربلا یک قطعه در تاریخ نیست
کربلا آموزگار زندگی ست
کربلا درسش جهاد و عزت است
دست رد بر سینه ی هر ذلت است
کربلا درس شهادت می دهد
درس مردی و رشادت می دهد
کربلا منظومه ای بی انتهاست
دفتر شعر شهیدان خداست
سطر سطر نکته هایش خواندنی ست
شور و حالش در دل ما ماندنی ست
+++++
+++++
کاروان عشق را رهبر حسین (ع)
برتمام عاشقان سرور حسین (ع)
خون در رگ ها ی او ، خون خداست
در مسیر عشق ، «مصباح الهداست »
خلق وخویش ، خلق وخوی مصطفاست
در شجاعت ، ذوالفقار مرتضی ست
تاکه چشم خویش را وا کرده است
رشد در دامان زهرا (س) کرده است
او سخاوت از « حسن » آموخته
جانش از صبر برادر سوخته
با « حسن » آن رهبر نیکو سرشت
اوست آقای جوانان بهشت
شمع بزم می پرستان می شود
ساقی دل های مستان می شود
اختیار عاشقان در دست او
سرخوشان جام کوثر ، مست او
می شود آموزگار عاشقان
می برد با خود قرار عاشقان
از جهادش می شود آموخت عشق
در نگاهش بی گمان می سوخت عشق
می کند آغاز ، راه یک سفر
در ره مقصود بی خوف و خطر
از طواف کعبه اش تا کربلا
« پله پله تا ملاقات خدا »
کن تماشا خلق یک اعجاز را
عشق را ، بال و پر پرواز را
هرکسی در دل هوای عشق داشت
عهد و پیمان با خدای عشق داشت
هرکه بهر دین حق دلتنگ بود
شاهد صد فتنه و نیرنگ بود
هرکه در دل داشت عشق مصطفی(ص)
هرکه برلب داشت نام مرتضی(ع)
هرکه از جام ولایت مست بود
در نگاهش ، مرگ ، خوار و پست بود
هرکه پیمان با رسالت بسته بود
دل به آیین امامت بسته بود
همسفر با آشنای راه شد
با حسین بن علی (ع) همراه شد
تا امام خویش را یاری کنند
خون خود را دررهش جاری کنند
در سپاه عشق ، سرباز ی کنند
در کنار دوست ، جانبازی کنند
آشنا با رمز و راز عاشقی
بسته قامت تا نماز عاشقی
هرکدام از آن یکی شوریده تر
از رموز جان سپردن با خبر
آسمان سرمست از دیدارشان
چشم گیتی مات از پیکارشان
واهمه افکنده از ایمانشان
در دل دشمن ، رجز خوانی شان
کوه عشق و صبر و ایمان و یقین
آیت نورند بر روی زمین
محودلدارند ، هفتاد و دو تن
مست دیدارند ، هفتاد و دوتن



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : دوشنبه 08 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» استقبال ازمحرم2

 

گل نرگس ،گل نرگس، محرم

دل ما شیعه هاسرشار ِه ازغم

همی دونم که تو هم داغداری

مثال مادرت زهــرای اعظم

***

گل نرگس بیا غم داره شیعه

محرم گشته ماتم داره شیعه

بیاروضه بخون تا خون بگریه

بیـا جانا، تــرا کم داره شیعه

***

گل نرگس،بیا شیدابگرییم

ز داغ ظهر عاشـورا بگرییم

به جون مادرت زهرا بیا تا

کنار ِت کربلا آقا بگرییم

خدا نوشت : محرم سیاه بر تن کرد

دوباره حضرت خاتم سیاه بر تن کرد

زمین حسینیه شد، روضه خوان آن خورشید

و هر چه بود در عالم سیاه بر تن کرد

شکست بغض خدا با نماز ظهر تو

و کعبه – بیت خدا- هم سیاه بر تن کرد

قلم به شوق تو برخاست شاعری بکند

نوشت مصرعی از غم سیاه بر تن کرد

حسین وغم؟! چه غمی؟ عشق غم ندارد که

کجاست کرببلا؟! دل حرم ندارد که

چه غصه ای؟ که پر از شوق و شور و زیبایی است

محرم اول دلدادگی و شیدایی است

تو ترجمان غدیری که حیدر آورده

تو آب چشمه ی عشقی که کوثر آورده

مرا ببین که سیاه است سینه ام ز گناه

مرا ببخش به این اشک و این لباس سیاه

هنوز خیمه و هیئت به پا کند چشمت

تو محشری و قیامت به پا کند چشمت

و عشق...آه...چه آورده بر سر زینب؟

فدای خطبه ی از جنس حیدر زینب

دوباره عشق سر از شعر من در آورده

و بیت های مرا سوی دیگر آورده

فدای غربت آن شاه بی سپاهی که

دلاوری به بزرگی اصغر آورده

برای جذب نگاه تمامی تاریخ

جمال خوش قد و بالای اکبر آورده

چه باک از این همه لکشر که در مقابل اوست؟

حسین لشکری از جنس دیگر آورده

حسین لشکری از جنس یاس از عباس

به هیبت و به شکوه برادر آورده

برای خواندن قرآن به روی نیزه ببین

که سرسپرده ی عشق خدا سر آورده

حسین سوره ی حمد است، کوثرعشق است

حسین اول عشق است، آخر عشق است



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : دوشنبه 08 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» استقبال ازمحرم3

محرم
اي دل بيا كه ماه محرم بر آمده
اين مه به قلب شيعه چنان خنجر آمده
از بهر قتل شاه زمان پور بو تراب
در كربلا ببين كه دو صد لشكر آمده
در اين مه حرام حسين سبط مصطفي
از ظلم اشقيا زچه رو بي سر آمده
فرزند مرتضي و سرور دل نبي
از سوز تشنگي به لبش اخگر آمده
سقاي كربلا بنگر در كنار آب
لب تشنه تير كينه به چشم تر آمده
ناموس كردگار به دو چشمان اشكبار
بر سر زنان با سر بي معجر آمده
سينه زنان و نوحه سرا بهر تعزيت
با حوريان فاطمه ي اطهر آمده
بهر شهادت عمل شمر نا بكار
در قتلگه حضرت پيغمبرآم
نوباوه رسول و جــــگر گوشــــه بتــول
كرد اين چنين دعوت حق را ز جان بتول



روزي كه خواست جانب كوفه سفر كند
اهل زمانه را ز سفر با خبر كند
با خيل ياوران و زنان و نوادگان
رفع بلا ز امت خير البشر كند
از بيم كسر حرمت كعبه خداي عشق
مجبور گشت حج خدا مختصر كند
نوبــــاوه رســــول و جگر گوشه بتول
كرد اين چنين دعوت حق را زجان قبول

آه از دمي كه لشكر بن سعد بي حيا
طبل ظفر نواخت به نزديك خيمگاه
پژمرده بود باغ نبي از سر عطش
زينب در اضطراب و حسينش به قتلگاه
رو سوي خيمگاه نهادند رو بهان
بردند هر چه بود ز جمله طلا و كاه
نامرد دهر شرم ز زهرا نكرد و زد
سيلي به بروي دختر زيبا ي همچو ماه
دست ستم خرگه دلدادگان بسوخت
دشت ستم بود لبالب ز دود و آه
نو باوه رسول و جـــــگر گـــوشه بتول
كرد اين چنين دعوت حق را زجان قبول
سرهاي شاهدان چو به ني آشيانه كرد
دخت نبي ساز سفر را بهانه كرد
از طرف بوستان خزان ديده چون گذشت
تير فراق را دل زينب نشانه كرد
جانا سرت كجاست تماشا كني دمي
نيلي رخ رقيه كه با تازيانه كرد
زنجير كين كه بسته به پاي شهنشه اي
با اشتري لجوج به كوفه روانه كرد
نازم به دختري كه ز زهرا گرفته خط
باخطبه اي كه خواند حسين جاودانه كرد
نو باوه رسول و جــــگر گوشـــه بتول
كرد اين چنين دعوت حق را زجان قبول



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : دوشنبه 08 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» استقبال ازمحرم4

پر میکشد چشمان من امشب به سویت
یک عمر مانده این دلم در آرزویت

میسوزم و حسرت به دل آقای خوبم
تا که بیایم کربلا در جستجویت

از این حرم تا آن حرم وصل به عشق است
یک کهکشان اعجاز دارد خاک کویت

گرچه گنه بسیار کردم، نا امیدم
من واقفم کم کرده ام از آبرویت

عشق تو را دارم به دل اما دوباره
باعث شدم تا بشکند بغض گلویت

مولای من لب تشنه ام دریاب آقا
ای کاش میشد من بنوشم از سبویت

بوی محرم میرسد از هر طرف باز
چشمان مشتاقان به دست چاره جویت



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : دوشنبه 08 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» استقبال ازمحرم5

پیراهن سیاه کجایی رفیق من؟

 اندوه و اشک و آه کجایی رفیق من؟

 بوی محرم است فضارا گرفته است

 ای بی نظیرماه،کجایی رفیق من؟

 ده ماه حسرت تو شده غصه دلم

 فصل عزای شاه کجایی رفیق من؟

 بی تو عجیب زندگی ام بی صفاگذشت

 ای شور قتلگاه کجایی رفیق من؟
 
درپای روضه های تو نفسم خدایی است
 
ای نفس سربراه کجایی رفیق من

 گه گاه نیمه شب به تو مشغول میشدم

 ای لطف گاه گاه کجایی رفیق من؟

 یک گوشه چشم کردی و آتش گرفته ام

 عمری از آن نگاه کجایی رفیق من؟
 
یادش بخیر بعد خطا توبه داشتیم

جبران اشتباه کجایی رفیق من؟



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : دوشنبه 08 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» اشعاراستقبال ازمحرم

آماده میشویم دو رکعت عزا کنیم
حی علی العزا، که قیامی به پا کنیم

قد قامت العزا که شنیدیم میرویم
تا حق روضه های عزا را ادا کنیم

بوی محرمش همه جارا گرفته است
وقتش رسیده تا دو سه ماهی صفا کنیم

زیبا ترین وضوی محرم که گریه است
باید که اشک را به نظر کیمیا کنیم

سجاده سنگ صحن و عبا پیرهن سیاه
نیت برای غربت خون خدا کنیم

آنقدر با لباس عزا سینه میزنیم
تا تار و پود پارچه را نخ نما کنیم

در این نماز عشق چه مستانه میشود...
پشت سر امام زمان اقتدا کنیم

اینجا رکوع ما دم درب ورودی است
عرض ادب به ساحت کرببلا کنیم

الحق که کعبه سنگ نشانی برای ماست
باید به نحو دیگری یاد خدا کنیم

با این که سمت قبله هنوزم درست هست
تیری به نیت دونشانه رها کنیم

اول به سمت کرببلا روضه الحسین
دوم به سمت کوفه کسی را صدا کنیم

از خاک هم مضایقه کردند کوفیان
اصلا چگونه یادی از این ماجرا کنیم

سر های قدسیان همه بر زانوی غم است
چون پیکری به خون شده هفتاد چاک و نیم

هفتاد زخم پیکر او از گناه ماست
نیمی برای کرببلا...، پس حیا کنیم

اینجا قنوت ما به قناتی رسیده است
باید که سید الشهدا را صدا کنیم

تا گفتم السلام علیکم سلام داد
باید به جان حضرت فطرس دعا کنیم

حالا که حکم کرببلا را گرفته ایم
باید دعا به جان امام رضا کنیم

شرمنده، لفظ واژه ی "باید" زیاد شد

باید به عهدِ گفتن باید، وفا کنیم



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : دوشنبه 08 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
» دعا

دعا خالص ترین عبادت

دعا بهترین، خالص ترین و ناب ترین عبادت معرفی شده است (الدعا مخ العبادة)(۱)

«مخ» یعنی «ناب»(۲) خالص ترین و ناب ترین عبادت را دعا نام نهاده اند.

آنقدر دعا اهمیت دارد که طبق بعضی از روایات ثواب نماز که رکن دین و معراج مؤمن است را به مقدار دعای در نماز و طول قنوت آن می دهند.(۳) چراکه نماز، ذکر است ولی دعا از ذکر هم بالاتر است. در هر دعایی ذکر هست ولی در هر ذکری دعا نیست، آنکه خدا را می خواند خود را نمی بیند بلکه فقط آن کس را که می خواند می بیند ولکن ذاکر هم خود و هم ذکر و هم مذکور را می بیند.

امیرالمؤمنین(ع) دعا را «احب الاعمال الی الله سبحانه فی الارض معرفی می کند و آن را سلاح مبارز با دشمن درون و برون و کلید روزی می داند»(۴) امام صادق(ع) دعا را بُرنده تر و نافذتر از سلاح آهنی معرفی کرده آن را عمود دین، نور آسمان و زمین می داند (ان الدعا انفذ من السلاح الحدید و منها ان الدعا عمود الدین و نورالسموات و الارضین)(۵)

نقش زمان و مکان در دعا

نقل است امام هادی(ع) بیمار شد. به این جهت فرمودند یک نفر را اجیر کنید تا از مدینه برود کربلا و در آنجا کنار حائر حسینی برای من دعا کند. فردی را اجیر کردند؛ آن شخص گوید من پیش خود گفتم امام حسین(ع) هم امام است، امام هادی(ع) هم امام، پس چرا من از کنار امامی به کنار امام دیگر بروم و آنجا دعا کنم خود امام هادی(ع) دعا کند. لذا به محضر مقدس حضرت رسیدم و سؤال خود را عرض نمودم حضرت فرمود درست است ولیکن خدای سبحان بعضی از مکان ها را محل استجابت دعا قرار داده است و دوست دارد در آن مکان ها از او یاد شود من هم به تبعیت از خدای سبحان دوست دارم در آن مکان ها مرا دعا نمایید و حائر و کربلای حسینی مکان استجابت دعا است برای این است که من می خواهم تو به آنجا بروی و در آنجا خدای سبحان را بخوانی و مرا دعا کنی (انما فی مواطن یحب الله ان یذکر فیها فانا احب ان یدعولی حیث یحب الله ان یدعو فیها و الحیر من تلک المواضع)(۶) و در نقلی دیگر چنین وارد شده است (ان الله بقاعاً یحب أن یدعا فیها فیستجیب لمن دعا و الحیر منها).(۷)وجود اقدس سیدالشهدا اباعبدالله الحسین(ع) خود در ضمن بیانی به این مهم (کربلا موضع استجابت دعا است) اشاره می فرمایند (و قد اختارها الله تعالی یوم دحا الارض و جعلها معقلا لشیعتنا و محبینا تقبل اعمالهم و صلواتهم و یجاب دعائهم).(۸)

این بیان نورانی مؤید است بر این معنا که بعضی از مکان ها محل استجابت دعا هستند.

در بعضی از زمان ها دعا اثر خاصی دارد. مثل شب جمعه یا روز جمعه، در روایت آمده که پروردگار عالم در هر شب جمعه از اول شب تا طلوع فجر ندا می کند به بندگان خود از فوق عرش که آیا نیست بنده مؤمنی که بخواند مرا در این وقت و حاجتی از من بخواهد، خواه حاجت دنیا و خواه حاجت آخرت که من حاجت او را برآورم و مطلب او را روا کنم و آیا نیست بنده مؤمنی که در این وقت از گناهان خود توبه کند و به من بازگشت نماید تا من بیامرزم او را و توبه او را قبول کنم، آیا نیست بنده مؤمنی که معاش او تنگ باشد و از من بخواهد وسعت معاش را، تا من اجابت کنم او را و آیا نیست صاحب بیماری و مرضی که از من سؤال کند صحت خود را تا من او را صحت بخشم و عافیت کرامت فرمایم و یا محبوس باشد تا او را خلاصی دهم، یا ظلم کسی به او رسیده باشد تا او را از ظلم ظالم نجات دهم و از جمله اوقات دعا اول وقت زوال جمعه است و آخر روز جمعه.(۹)

نقل است سیدة نساءالعالمین حضرت زهرا(س) در روز جمعه به غلام خود چنین می فرمودند: (اصعد علی الظراب، فاذا رأیت نصف عین الشمس قد تدلی للغروب فاعلمنی حتی ادعو) (۱۰) آن حضرت در روز جمعه به غلام خود می فرمود: «بر بلندی قرار گیر، هرگاه که دیدی نصف قرص خورشید در حال غروب است مرا آگاه کن تا دعا نمایم.»

دعا همیشه مستجاب است

دعا چون خواندن خدای سبحان است پس هیچ گاه بدون استجابت نخواهد بود آنکه بگوید من دعا کردم ولی مستجاب نشد در حقیقت دعا نکرده است بلکه خواسته است نعوذبالله خدای احد و صمد را امتحان کند.احمدبن محمدبن ابی نصر که صحابی امام رضا(ع) است می گوید به حضرت عرض کردم جعلت قداک انی قدسالت الله حاجة مثل کذا و کذا سنة و قد دخل قلبی من ابطائها شیء فقال: یا احمد ایاک و الشیطان). قربانت شوم من چند سال است که از خدای احد و صمد حاجتی را درخواست دارم و از تأخیر اجابتش در دلم شبهه و نگرانی آمده است، حضرت(ع) فرمود: «ای احمد از شیطان برحذر باش و مراقب باش که شیطان به این وسیله در دل تو راهی باز نکند و تو را ناامید نکند.» (ان ابا جعفر صلوات الله علیه کان یقول: ان المؤمن یسأل الله عزوجل حاجة فیوخرعنه تعجیل اجابته حبالصوته) امام باقر(ع) همیشه می فرمود: ممکن است مؤمن دعایی کند و خدا برای این که او بیشتر خدا را بخواند دادن حاجت او را تأخیر می اندازد چرا که خیر مؤمن بنا به تشخیص و حکمت خدای سبحان ممکن است در عدم دادن حاجت یا تأخیر آن قرار گرفته باشد. (۱۱)

اقسام دعا

همانطور که عده ای عبادت می کنند از ترس آتش، عذاب و عقاب خدای سبحان؛ عده ای هم از ترس دعا می کنند (الدعا ترس المؤمن)(۱۲) یعنی برای اینکه آسیب نبینند دعا می کنند و دعا را سپری در برابر بلیات قرار می دهند.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: (ما المبتلی الذی قد اشتد به البلاء با حوج الی الدعا الذی لایامن البلاء)(۱۳) آنکه در امن و آسایش است به دعا بیشتر احتیاج دارد تا انسان گرفتار و لذا عده ای خائفانه و از ترس دعا می کنند همانطور که بعضی خائفانه عبادتی دارند.قسم دوم آنهایی هستند که شائقانه و از روی طمع عبادت می کنند یعنی به شوق بهشت و به طمع نعمات بهشت خدا را عبادت می کنند در مقام دعا هم، عده ای اهل دعا هستند اما از روی طمع دعایی دارند (الدعاء سلاح المؤمن) (۱۴) می خواهند به سبب دعا و با سلاح دعا نعمتی را کسب کنند.در مقام سوم همانطور که عده ای نه از ترس آتش و نه به شوق بهشت بلکه آزادانه عبادت می کنند در موقع دعا هم آنها آزادانه دعا می کنند «الدعاء مخ العبادة».

شاکله دعا

دعا احکام، آداب و اسراری دارد و از این سه صورت شکل گرفته است.

احکام دعا

احکام دعا عبارت است از این که انسان از خدای سبحان چیزی طلب کند که حرام نباشد. چیزی که آسیب به داعی و یا به غیر داعی نرساند و در یک جمله آنچه که روزی او قرار داده نشده طلب نکند. (ولا تعنتی بطلب مالم تقدر لی فیه رزقا) (۱۵)

آداب دعا

دعا آدابی دارد، مثل این که داعی اول حمد خدای را به جای آورد، به گناهان خود اعتراف کرده استغفار نماید، بوی خوش استعمال کند، با صدای بلند دعا نکند. یعنی دعای او با تضرع و خفا همراه باشد (البته این خوف، خوف نفسانی نیست بلکه هراس عقلانی است که مناسب با مقام ربوبی است) حالت ابتهال و گریه داشته باشد، انگشتر عقیق در دست کند، رو به قبله بنشیند، با طهارت باشد، دست های خود را بلند کند، در جای با شرافت قرار بگیرد و...

اسرار دعا و ارکان دعا

دعا دارای سه رکن است، داعی، مدعو، ادب دعا. داعی همان عبد مستمند و نیازمند است که با تمام وجود خود خدای سبحان را می خواند یعنی همان کمال فقر به این معنا که مثل فقیر، برای خود ستون فقرات و محل اتکایی نبیند و قوام خود را جز با توکل و اتکا بر خدای سبحان نداند. پس داعی همان حقیقت و عین فقر و مستمندی است.

مدعو، خدای رحمان است که دارای اسماء حسنی بوده (قل ادعوا الله اودعوا الرحمن ایا ما تدعوا فله الاسماء الحسنی)(۱۶)

ادب دعا هم که رکن سوم دعا ذکر شده است در دو کلمه خلاصه شده است تضرعاً و خفیة که البته خفیة بودن دعا نه یعنی با صدای آهسته دعا کردن و با پنهانی و مخفیانه دعا نمودن؛ چرا که دستورات معارض با این معنا هم وارد است که نمونه ای از آن نقل شد و همچنین در دعای سراسر رحمت کمیل مسطور است. امیرالمؤمنین که مؤدب ترین داعی است و خود ممسوس فی ذات الله است گاهی عرضه می دارد (لا ضجن الیک) زمانی فریاد می زند (لا صرخن الیک) چرا که شعاع اینگونه خطابات به سوی ذات اقدس الهی زجهت طلبمندی نیست بلکه بر مبنای (لای الامورالیک اشکو و لما منها اضج و ابکی) است.

اگر کسی ارکان دعا را شناخت آن ادب بندگی را رعایت کرده نه تنها از غیر خدا چیزی نمی خواهد بلکه از خدای سبحان هم چیزی طلب نمی کند و فقط او را می خواند.



نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : یکشنبه 07 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران