گشته اسباب غرور و دلخوشی
یک زن لاغر سیاه و کشمشی
با قدی چون نردبانی بر چنار
کی توانم راه رفتن در کنار
دستها چون بیل و ناخن دسته بیل
در تنم خنجر کند چون سیخ و میل
موی سر کم پشت و صورت پر ز مو
ماه پر لک گشته این سیمینه رو
چون ببینی خنده هایش پر کشی
یک به یک دندان زرد و سیم کشی
با دماغی تیز و باریک و بلند
چهره اش کرده فریبا و لوند
چشم و ابرو در هم و مخموره حال
ریز چون بادام خشک و زرد کال
کی زبان آید به کامش در سکوت
میزند مغزم دگر زنگی و سوت
مادری دارد چو رستم پهلوان
نعره اش لرزد تن شیر ژیان
هفته ای ده شب بیاید خواهرش
پر کند از مرغ و ماهی هیکلش
گشته ام پیر و زمین گیر و علیل
هست تیره روزگار زن زلیل
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : جمعه 30 خرداد 1393 |
الهی به مردان در خانه ات
به آن زن ذلیلان فرزانه ات
به آنان که با امر روحی فداک
نشینند و سبزی نمایند پاک
به آنان که از بیخ و بن زی ذیند
شب و روز با امر زن می زیند
به آنان که مرعوب مادر زنند
ز اخلاق نیکوش دم می زنند
به آن شیر مردان با پیش بند
که در ظرف شستن به تاب و تبند
به آنان که در بچه داری تکند
یلان عوض کردن پوشکند
به آنان که بی امر و اذن عیال
نیاید در از جیبشان یک ریال
به آنان که با ذوق و شوق تمام
به مادر زن خود بگویند: مام
به آنان که دارند با افتخار
نشان ایزو نه، زی ذی نه هزار
به آنان که دامن رفو می کنند
ز بعد رفویش اتو می کنند
به آنان که در گیر سوزن نخند
گرفتار پخت و پز مطبخند
به آنان قرمه سبزی پزان قدر
به آن مادران به ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل
به آن اشک چشمان کیوان سبیل
به تن های مردان که از لنگه کفش
چو جیغ عیالاتشان شد بنفش
که ما را بر این عهد کن استوار
از این زن ذلیلی مکن برکنار
به زی ذی جماعت نما لطف خاص
نفرما از این یوغ ما را خلاص
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : جمعه 30 خرداد 1393 |
پریشون ِ زینب
بی سامون ِ زینب
شلوغه تو گودال
نرو جون ِ زینب
پاشو ای برادر
جلو چشم مادر
تو خوردی زمین و
اومد شمر با خنجر
من و می دید
خنجر رو حنجر می كشید
وحشیونه شمر پلید
سر از تن ِ تو می برید
***
خدایا پرم سوخت
خدا معجرم سوخت
زآتیش خیمه
تمام سرم سوخت
سنان نیزه داره
تنم لرزه داره
میترسم برادر
چشم هرزه داره
كو قمرم
دارن میان سمت حرم
با چی بپوشونم سرم
حالا كه سوخته معجرم
حزینه ام
یه دنیا غم تو سینه ام
میترسم از این كوفیا
دلواپس سكینه ام
غوغاشده
برا سرت دعوا شده
خودم دیدم برادرم
سرت رونیزه جا شده
دلم شكست
وای از چشم خولی مست
بابام كجاست تا ببینه
دشمن تو دستم و بست
***
مادرم و نزن،نزن نزن
از كوچه خوندن دردسر داره
كی از حال حسن خبر داره
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |
[]
یكی از آقایان اهل منبر به نام حاج شیخ حسن علی طهرانی،در مجلس میرزایبزرگ،میرزای شیرازی(قدس الله نفس الزكیه)،یك عبارتی خوانده بود،فوراً میرزا دستبرده بود عمامه رو از سرش زمین زده بود،مرحوم میرزا فرموده بود:حاج شیخ حسن علی بسه دیگه،بگذار ما همین كلمه رو اداكنیم دیگه نخون،آن كلمه چی بود كه میزرا عمامه زد به زمین؟آن كلمه این بود گفت:دخلتزینب علی ابن زیاد....1 آن روزی كه اهل بیت روبردند دارالاماره سر مطهر هم توی مجلس بود،در این اثناء دیدن پسر ابن زیاد،گریهكنان بلند شد رفت،آمدند دنبالش،كجا میری؟ چرا گریه كردی؟گفت:اونی كه من دیدم شماندیدید، من یك منظره ی دلخراش دیدم،نتونستم طاقت بیارم،نشسته بودم دیدم سر مطهر یهنگاهی به این بی بی ها كردند،یه نگاهی به خواهراشون كردند،به عمه هاشون كردن،بعددیدم چند قطره خون از چشم های امام حسین.. یعنی خواهرم تو كجا اینجا كجا؟
1- (هنگامی که زینب به مجلس پسر زیاد در آمد)
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |

اللّهُمَّصَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیهابِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک
اهل ولا چو رو به سوی خداكنند،اول برای یوسف فاطمه دعا كنند.
دعای فرج امام زمان عجل اللهتعالی فرجه الشریف رو همه با هم زمزمه می كنیم:
اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَبَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِالاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکیوَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلیمُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْوَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاًعاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یاعَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُماناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَاَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَالْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِالطّاهِرینَ.
با حمید و به حق محمد،یا عالی و به حقعلی،یا فاطر و به حق فاطمه،یا محسن و به حق الحسن،یا قدیم الاحسان بحق الحسین علیهالسلام، ده مرتبه،یا الله و یا الله و .........
خدایا فرج امام زمان(عج) مارا برسان،در ظهور ارباب و ولی نعمت ماتعجیل بفرما،قلب حضرت رو از ما راضی و خوشنود بگردان،چشمان آلوده و گنهكار ما روبه دیدار حضرتش روشن و منور بگردان،ما رو ناكام از این دنیا مبر،داغ كربلا و مدینهبر این دلهامون مگذار،دستان آلوده و گنهكار ما رو به ضریح شش گوشه اباعبداللهالحسین علیه السلام برسان،رهبر مارو در سایه لطف آقا امام زمان(عج)مصون و محفوظشبدار،بر توفیقاتش بیفزای ،طول عمر با عزت به ایشان عطا بفرما،انقلاب مارا بهانقلاب امام زمانمان متصل بگردان،این قلیل توسلات رو از ما قبول و ذخیره شب اولقبرمان قرار بده،لحظه مرگ ، قبر و قیامت علی و اولاد علی را به فریاد ما برسان،ازبانیان خیر به احسن وجه قبول بفرما،مرگ ما را در مجالس امام حسین قرار بده،آخرینذكر ما را یا حسین قرار بده،مرگ ما را شهادت در راه خودت قرار بده،ما را حسینیزنده بدار،حسینی بمیران،ما را تا نیامرزیده ای از این دنیا مبر،گناهان ما بریرآبروی ما مریز،شهداء،امام شهداء،اموات ما،اونایی كه تو این مجلس خدمت كردن الان سربه سینه ی تراب نهادند،اموات،بانی مجلس خصوصاً....،......،...... الساعه برسرسفرهاحسان اباعبدالله الحسین علیه السلام مهمان بفرما.ما هم كه به جایگاه ایشان رسیدیمبر ما ترحم و تفضل بفرما، پدر و مادر ما را ببخش و بیامُرز،نسل و ذریّه ما رو دشمنو بی تفاوت به آل الله قرار مده،اونایی كه دارن تو این مملكت خدمت می كنند در هرپُست و مقامی كه هستند نصرت و یاریشان بگردان،اونایی كه دارن خیانت می كنند، در هرپست و مقامی كه هستند اگر قابل هدایت،هدایت،و اِلا ریشكن و نابودشان بگردان،بهمردان ما غیرت اباالفضلی ،به زنان ما عفت زینبی عطا بفرما،به ما توفیق عبادت،شبزنده داری،خدمت، ترك معصیت عطا بفرما،خدایا چنان كن سرانجام كار،كه تو خوشنود باشیو ما رستگار، تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ،شادی ارواحطیبه شهدا،امام شهدا، شادی روح اموات :رحمه الله من یقرا ،فاتحة مع اخلاص مع صلوات
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |
جان نثارانی که جان را زیر پابگذاشتند
پا فراز قلّه ی قرب خدا بگذاشتند
تا ز صهبای حقیقت جرعه ای کردند نوش
با بلا قول و قرار کربلا بگذاشتند
ما به خود مشغول و آنان بهر تحصیلکمال
با براق عشق پا در جبهه ها بگذاشتند
مابه دنیا بسته دل آنان زهستی شستهدست
کین چنین پا در حریم کبریا بگذاشتهاند
تا وضو با خون گرفتند این شهادتپیشگان
سر به سجده در منای قرب لا بگذاشتهاند
این بر مردان که در عالم ندیدهروزگار
گوی سبقت برده وحسرت بهرما بگذاشتهاند
ما به عشق کربلا دلشاد و آنان رهنمون
با نثار خون در این ره رد پا بگذاشتهاند
با تن صد پاره گر رفتند از اینخاکدان
صد هزاران خاطره ازخود به جا بگذاشتهاند
شاعر ژولیده می گوید که اندر دار فنا
ما قدم را در کجا آنان کجا بگذاشتهاند
ژولیده
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |
رفیقانم دعا کردند و رفتند
مرا تنها رها کردند و رفتند
رفیقان رسم همدردی کجا رفت
جوانمردان جوانمردی کجا رفت
در باغ شهادت را نبندید
کلیدش را چرا یا رب شکستند
در باغ شهادت را نبندید
به ما بیچارگان ز آنسو نخندید
سنگر خوب و قشنگ داشتیم
روی دوش خو تفگی داشتیم
مرا ، اسب سفیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |
از ملک ادب حکم گذاران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که در دامن صحراست
گوید چه نشینی که سواران همه رفتند
داغ است دل لاله و نیلی است بر سرد
ز باغ جهان لاله عذاران همه رفتند
گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست
کز کاخ هنر نادره کاران همه رفتند
افسوس که افسانه سرایان همه رفتند
اندوه که اندوه گساران همه رفتند
فریاد که گنجینه طرازان معانی
گنجینه نهادند به مارام همه رفتند
باد ایمنی ارزانی شیران شکاری
کز شومی ما شیر شکاران همه رفتند
یک فرع گرفتار در این گلشن ایران
تنها بقفس ماند و هزاران همه رفتند
خون بار بهار از مژده در فرقت احباب
کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند
ملک الشعرای بهار
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |
بس که در نزد خدا قدر و بها داردشهید
ارتباط مستقیمی با خدا دارد شهید
روز محشر سوی جنت بی حسابش می برند
چون حسابی با خدای خود جدا دارد شهید
نص قرآن مرگ بهر او شروع زندگی است
زآنکه روزی نزد ذات کبریا دارد شهید
خون او هرگز نگردد خشک در دیوان عشق
چون خدا را در حقیقت خونبها داردشهید
هر زمینی کربلا هر روز عاشورایی اوست
چون نشانی از شهید کربلا دارد شهید
لاف نبود گر بگویم پای میزان عمل
از خدای حقّ شفاعت در جزا دارد شهید
احترام خون او بر هر مسلمان واجب است
بس که خونش نزد حق قدر وبها داردشهید
گر در آتش پا نهد او را نسوزد چونخلیل
چون به دل حب ّ علی مرتضی دارد شهید
افتخار شاعر ژولیده فردا این بود
زآنکه فرزند سلحشوری فدا دارد شهید
ژولیده
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |
در بساط خویش دارد بهترین کالا شهید
می کند کالای خود را با خدا سوداشهید
بهر استقلال اسلام از خم چوگان مرگ
گوی سبقت را ز میدان می برد تنهاشهید
سرخط آزادی ما را به میدان نبرد
می کند با خون سرخ خویشتن امضا شهید
می شود وارد به جنت روز محشر بی حساب
بسکه دارد قرب ، نزد خالق یکتا شهید
مرگ او بنیان گذار خشت کاخ زندگی است
ز آنکه دین رامی کندباخون خود احیاشهید
هیچ می دانی چرا ازظلم و بیداد یزید
شد حسین بن علی در روز عاشورا شهید
از من ژولیده بشنو جان بده در راهدین
چونکه نامش هست جاویدان به نزدماشهید
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |