رفیقانم دعا کردند و رفتند
مرا تنها رها کردند و رفتند
رفیقان رسم همدردی کجا رفت
جوانمردان جوانمردی کجا رفت
در باغ شهادت را نبندید
کلیدش را چرا یا رب شکستند
در باغ شهادت را نبندید
به ما بیچارگان ز آنسو نخندید
سنگر خوب و قشنگ داشتیم
روی دوش خو تفگی داشتیم
مرا ، اسب سفیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |