جان نثارانی که جان را زیر پابگذاشتند
پا فراز قلّه ی قرب خدا بگذاشتند
تا ز صهبای حقیقت جرعه ای کردند نوش
با بلا قول و قرار کربلا بگذاشتند
ما به خود مشغول و آنان بهر تحصیلکمال
با براق عشق پا در جبهه ها بگذاشتند
مابه دنیا بسته دل آنان زهستی شستهدست
کین چنین پا در حریم کبریا بگذاشتهاند
تا وضو با خون گرفتند این شهادتپیشگان
سر به سجده در منای قرب لا بگذاشتهاند
این بر مردان که در عالم ندیدهروزگار
گوی سبقت برده وحسرت بهرما بگذاشتهاند
ما به عشق کربلا دلشاد و آنان رهنمون
با نثار خون در این ره رد پا بگذاشتهاند
با تن صد پاره گر رفتند از اینخاکدان
صد هزاران خاطره ازخود به جا بگذاشتهاند
شاعر ژولیده می گوید که اندر دار فنا
ما قدم را در کجا آنان کجا بگذاشتهاند
ژولیده
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 |