قربانزخم حنجرت بابا ای بابا
گرددسکینه دخترت بابا ای بابا (2)
باباچرا سر در بدن نداری نداری(2)
باباچرا بر تن کفن نداری نداری (2)
باباچرا با من سخن نداری نداری (2)
رنجیدهاز من خاطرت بابا ای بابا (2)
باباکدامین مرتد ، ستمگر ستمگر
ببریدهحلق نازکت ز خنجر ز حنجر
باباکدامین ظالم بد اختر بد اختر
ببریدهاز پیکر سرت بابا ای بابا (2)
قربانزخم حنجرت بابا ای بابا
گرددسکینه دخترت بابا ای بابا (2)
باباسرت را از جفا بریدند بریدند
باباتنت در خاک و خون کشیدند کشیدند
قربانزخم حنجرت بابا ای بابا
گرددسکینه دخترت بابا ای بابا (2)
باباپس از تو ای پدر حقیرم حقیرم
بابابه دست کوفیان اسیرم اسیرم
باباچه خوش از بعد تو بمیرم بمیرم
گرددبه قربان سرت بابا ای بابا (2)
قربانزخم حنجرت بابا ای بابا
گرددسکینه دخترت بابا ای بابا (2)
ماندمغریب و خونجگر پدر جان پدر جان
گشتیمیتیم و دربدر پدر جان پدر جان
ایبع د تو خاکم به سر پدر جان پدر جان
بنگربه حال دخترت بابا ای بابا
قربانزخم حنجرت بابا ای بابا
گرددسکینه دخترت بابا ای بابا (2)
بابانوازش کن مرا یتیمم یتیمم
ازداغ هجرت دل ز غم دو نیمم دو نیمم
(نادب)بگفت از این عزا الیمم الیمم
بنگربه حال نوکرت بابا ای بابا
قربانزخم حنجرت بابا ای بابا
گرددسکینه دخترت بابا ای بابا (2)
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392 |