در فتح مکه شخصی به نام (هبار بن اسود ) زینب ؛ دختر رسول خدا (ص) را که محملشتر بود ؛ با نیزه ترساند و همین باعث شد که فرزندی كه در رحمش بود ،سقط شود .پیامبر (ص) برای خون هبار بن اسود احترامی قائل نشد (یعنی کشتن هبار را جایزدانست). یا رسول الله !اگر چنین است ؛ پس حکم کسانی که به خانه ی دخترت ؛ حضرتزهرا (س) هجوم آوردند ؛ سیلی و تازیانه زدند ؛ مادر و فرزند هر 2 را شهید کردندچیست ؟ای رسول خدا ! نبودی ببینی به جای حکم قصاص چگونه از قاتلان دخترت تقدیر وتشکر می کردند . حضرت عباس (ع) ازامیرالمومنین (ع) پرسید ؛ چرا عمر از قنفذ مالیات نگرفت ؛ همان گونه که از دیگرانمی گرفت ؟ حضرت علی (ع) به اطراف خود نگاه کرد و قطرات اشک از چشمانش سرازیر شد وفرمود : ( برای این که از ضربتی که قنفذ با تازیانه به فاطمه (س) زده بود تشکرکند. فاطمه (س) وقتی که از دنیا رفت ؛ اثر آن تازیانه مثل بازوبند در بازویش ماندهبود.
عمر به خاطر این چنین از قنفذ ؛ تفقد کرد . من نمی دانم چگونه توانستند ؛ ازشمر ذی الجوشن تشکر کنند. فاطمه (س) وقتی از دنیا رفت ،اثر آن تازیانه مثل بازوبنددر بازویش مانده بود .
عمر به خاطر این ضربه این چنین از قنفذ ، تفقد کرد . من نمی دانم چگونهتوانستند از شمر ذی الجوشن تشکر کنند ؛ آن زمانی که روی بدن مطهر نشسته و خنجرکشیده بود .......
منبع:كتابگریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست
انتشارات:صبح امید
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : چهارشنبه 23 بهمن 1392 |