[]
یكی از آقایان اهل منبر به نام حاج شیخ حسن علی طهرانی،در مجلس میرزایبزرگ،میرزای شیرازی(قدس الله نفس الزكیه)،یك عبارتی خوانده بود،فوراً میرزا دستبرده بود عمامه رو از سرش زمین زده بود،مرحوم میرزا فرموده بود:حاج شیخ حسن علی بسه دیگه،بگذار ما همین كلمه رو اداكنیم دیگه نخون،آن كلمه چی بود كه میزرا عمامه زد به زمین؟آن كلمه این بود گفت:دخلتزینب علی ابن زیاد....1 آن روزی كه اهل بیت روبردند دارالاماره سر مطهر هم توی مجلس بود،در این اثناء دیدن پسر ابن زیاد،گریهكنان بلند شد رفت،آمدند دنبالش،كجا میری؟ چرا گریه كردی؟گفت:اونی كه من دیدم شماندیدید، من یك منظره ی دلخراش دیدم،نتونستم طاقت بیارم،نشسته بودم دیدم سر مطهر یهنگاهی به این بی بی ها كردند،یه نگاهی به خواهراشون كردند،به عمه هاشون كردن،بعددیدم چند قطره خون از چشم های امام حسین.. یعنی خواهرم تو كجا اینجا كجا؟
1- (هنگامی که زینب به مجلس پسر زیاد در آمد)
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : جمعه 27 تیر 1393 |