پایگاه شعرمذهبی به شمادوست گرامی خوش آمدمی گوید اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً - دوست گرامي شما مي توانيد اشعارخويش رابه وب سايت ماارسال تانمايش داده شود- شما مي توانيد جهت استفاده از اشعار شاعرومداح اهل بيت برادرحاج مهدي جهان ميهن باسبک جديد به لينک واقع در موضوعات سايت وياوب سايت شخصي ايشان مراجعه نماييد www.zeynabiuon@mailsara.comیاwww.zeynabiuon@mihanmail.irارسال فرمائید




   


   
موضوعات مطالب
فایل های اشعارمذهبی (به صورت word)
متن اشعارعیدغدیرخم
استخاره
شگفتی های قرآن
متن اشعارحربن ریاحی
متن اشعارسالروز ازدواج حضرت علی(ع) وحضرت زهرا(س)
متن اشعارشهادت امام جواد(ع)
تحقیق آماده (دانشگاه .دبیرستان.دبستان.راهنمایی)
اشعارحرکت کاروان کربلا
متن اشعارشب دهم محرم (عاشورا)
متن اشعارشب نهم محرم
متن اشعارشب هشتم محرم
متن اشعارشب هفتم محرم
متن اشعارشب ششم محرم
متن اشعارولادت حضرت معصومه
متن اشعاردهه کرامت
اشعارولادت امام رضا(ع)
متن اشعارمراسم عروسی- دامادی
اشعارسالروز تخریب بقیع
متن اشعارعیدسعیدفطر
متن اشعاراستقبال از محرم
متن اشعارشب اول محم
متن اشعارشب دوم محرم
متن اشعارشب پنجم محرم
متن اشعارشبهای قدر(لیله القدر)
متن اشعارولادت امام حسن مجتبی(ع)
متن اشعاروفات حضرت خدیجه (س)
متن اشعاررحلت پیامبر(ص)
صفحه تبلیغات وخریدوفروش رایگان اجناس شما(اقتصادی)
روزنامه ها وخبرنامه های کشوری
متن اشعارماه مبارک رمضان
متن اشعارصلواتی
اشعارولادت امام زمان (عج)
صفحه سیاسی
متن اشعارولادت حضرت علی(ع)
متن اشعارولادت امام جواد(ع)
متن اشعارماه رجب
متن اشعارولادت امام محمدباقر(ع)
متن اشعارولادت حضرت زهرا(س)
اشعاروفات حضرت ام البنین (س)
صفحه برچسب های وبلاک
متن شعردرباره کاظمین
متن شعردرباره نجف
متن شعر درباره سامرا
متن شعردرباره کربلا
متن شعردرباره مدینه
متن اشعارسیزده بدر
متن اشعار درمدح امام زمان(عج)
مباحث حقوقی(برای دانشجویان رشته های حقوق )
متن اشعار دهه فاطمیه
متن اشعاردرباره کربلا
متن اشعار مسلم بن عقیل (ع)
متن اشعارحضرت رقیه (س)
متن اشعارحضرت علی اکبر(ع)
متن اشعار حضرت علی اصغر(ع)
متن اشعارمناجات باخدا
متن اشعارامام رضا(ع)
متن اشعارمحرم
متن اشعارولادت امام سجاد(ع)
تصاویروعکس های مداحان اهل بیت (ع)
متن اشعارولادت حضرت عباس(ع)
متن اشعار شهادت امام سجاد(ع)
متن اشعار شهادت امام باقر(ع)
متن اشعار شهادت حضرت زهرا(س)
متن اشعار شهادت امام حسن مجتبی (ع)
متن اشعار رسوا.. (ص)
متن اشعارحضرت علی (ع)
متن اشعارامام زمان (عج)
صفحه اطلاع رسانی پایگاه بیت الائمه(ع)
متن اشعار سینه زنی امام حسین (ع)
متن اشعار حضرت عباس (ع)
متن اشعارولادت پیامبر(ص) وامام صادق(ع)
شهادت امام حسن عسکری (ع)
عکس های تاریخی وقدیمی مشهد(حرم امام رضا(ع))
کتابخانه الکترونیکی
دانلود نوحه (صوتی وتصویری)
اشعارشاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان (میهن)
متن اشعاروفات حضرت زینب(س)
متن اشعار اربعین حسینی
متن اشعارولادت امام حسن عسکری (ع)
تصاویر متحرک
تصاویر متحرک
متن اشعاروفات حضرت معصومه (ص)
احادیث حضرت زهرا(س)
اشعارشهادت امام صادق(ع)
متن اشعارعیدمبعث
متن اشعارولادت حضرت رقیه(س)
متن اشعاردرباره عیدنوروزوبهار
فروشگاه بیت الائمه(س)
متن اشعارولادت امام حسین (ع)
متن اشعارشب سوم محرم
متن اشعارشب چهارم محرم
متن پیامک روز زن -همسر
متن اشعارروز عرفه
لینک مستقیم به مطالب وب سایت های دوستان
مطالب متفرقه وب سایت
نويسندگان وب سایت
آمار و امكانات
»تعداد بازديد امروز: 1188

طراح قالب

Template By:

درباره وبگاه

وب سایت پایگاه شعربیت الائمه (ع)باترویج اشعارمذهبی ونوحه وسینه زنی و... طراحی گردیده که به یاری خداونظرات شمادوستان کارخویش راادامه ودرزمینه ائمه اطهار(ع)گام برمی دارد.
آرشيو مطالب
» متن اشعارحضرت علی اکبر(ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهادت علی اکبر

 

ون تو ای لاله در این دشت گلی پرپر نیست

واز این پیر جوانمرده کمانی تر نیست

دست و پایی نفسی نیمه نگاهی اهی

غیر خونابه مگر ناله در این حنجر نیست

در کنار تو ام و باز به خود می گویم

نه حسین، این تن پوشیده به خون اکبر نیست

هر کجا دست کشیدم زتنت گشت جدا

از من اغوش پر و از تو تنی دیگر نیست

دیدنی گشته اگر دست و سر سینه تو

دیدنی تر زمن و خنده آن لشگر نیست

استخوانهای تو پشت پدر هر دو شکست

باز هم شکر کنار من و تو مادر نیست

 

شهادت علی اکبر

 

روضه خوان گفت که لیلا پسری داشت که رویش به درخشندگی ماه که عباس عمویش
روضه خوان گفت که لیلا پسری داشت که مجنون
پسری داشت که می رفت و نگاه تو به سویش
پسری خوش قد و قامت، پسری صبح قیامت
روضه خوان گفت که در باد پریشان شده مویش
آسمان بار امانت نتوانست کشیدن
که بریدند خدایا، که شکستند سبویش
روضه خوان تاب نیاورد عمو آب نیاورد
روضه خوان آمد و زانو زد و بوسید گلویش  

 

 

شهادت علی اکبر

 

اي مرا آشفته کرده حال تو

 ديده و جان و دلم دنبال تو

عزم وصل حق تعالي کردهاي

 ترک جان يا ترک بابا کردهاي

روح من با اين شتاب از تن مرو

 اي تمام عمر من بي من مرو

کم ز هجر خويش قلبم چاک کن

 باز گرد از ديده اشکم پاک کن

راه غم بر قلب تنگم باز شد

غربتم با رفتنت آغاز شد

اي دل صد پارهام پيراهنت

اشک ثارالله وقف دامنت

ميروي اين قوم سنگت ميزنند

 گرگهاي کوفه چنگت ميزنند

صبر کن بابا تماشايت کنم

 سِير حسن و قدّ و بالايت کنم

بعدِ عمري حاصل من داغ توست 

 جان بابا قاتل من داغ توست

عهد من با دوست عهدي محکم است 

 هر چه بينم داغ در اين ره کم است

> 

عهد بستم تا که قربانت کنم

 غرق خون تقديم جانانت کنم

عهد بستم تا که در راه خدا

 عضو عضوت را کنند از هم جدا

زخم تو مشکل گشايي ميکند

 مرگ از تو دلربايي ميکند

من خليل الله، تو اسماعيل من

 داغ تو تسبيح من تهليل من

جسم مجروحت گلستان من است

 فرق خونين تو قرآن من است

خون گلاب و خاک صحرا مُشک توست

 آبروي من دهان خشک توست

زخم ما را خنده بر شمشيرهاست

 چشم ما چشم انتظار تيرهاست

گرچه خشک از تشنگي لبهاي توست

 رو که جدم مصطفي سقاي توست

ما به راه دوست هستي باختيم

 بعد از آن در قلب دشمن تاختيم
                                                                                                                                       "
غلامرضا سازگار"

 

شهادت علی اکبر

اي ياس چيده، اي گل نقش چمن، علي!

 قرآن آيه آيهي پامال من، علي

مانند قلب من دهنت پر ز خون شده

 خون گلوت گشته روان از دهن، علي

چسبانده خون به هم، دو لبت را ز گفتگو

 با چشم خويش حرف برايم بزن، علي

لب تشنه، چشم بسته، نفس مانده در گلو

 زخم تو گشته با دل من هم سخن، علي

تو مثل لالهاي که همه گشته برگ برگ 

 من مثل شمع سوخته در انجمن، علي

جايي براي بوسه نمانده به قامتت

 از بس که زخمت آمده بر زخم تن، علي

ممکن نشد ز روي زمينت کنم بلند 

 از بس که پاره پاره شده اين بدن، علي

ليلا در انتظار تو چشمش بُوَد به راه 

 زينب چگونه بي تو رود در وطن، علي

در حيرتم چگونه ز خونت خضاب شد 

 ماه جمال و زلف شکن در شکن، علي

فرياد من بلند ز اشعار ميثم است  

 سوزد ز سوز او دل هر مرد و زن، علي

 

شهادت علی اکبر

 

جای برگشتن علی می رفت سوی کوفیان
گوئیا این بود تنها آرزوی کوفیان

راه باز کردند تا اکبر بیاید بینشان
عقده ی دیرینه باز شد از گلوی کوفیان

جزر و مد تیغ شمشیر عدو بی سابقه است
شد پر از خون علی اکبر سبوی کوفیان

بعد از آنکه جان سالم به تن اکبر مباد
صحبت از مرگ حسین شد گفتگوی کوفیان

دشمنی باهر که رنگ و بویی از حیدر گرفت
بر علی سوگند بوده خلق و خوی کوفیان

گوئیا زهرا بدنبال علی در کوچه هاست
دخت حیدر می دود گریان بسوی کوفیان

 

 

شهادت علی اکبر

تسلی
علی برخیز و قدری یاریم کن
تسلای دلِ پر زاریم کن
ببین که دشمنان غرق سرورند
به لبخندی مرا دلداریم کن

گره
فلک آتش زدی بر این دلِ من
تو خاکستر نمودی حاصلِ من
جوانم را گرفتی پیش چشمم
زدی صدها گره بر مشکلِ من

هلهله
صدای هلهله بزم عزایت
میان دشمنان ماتمسرایت
غریبی همچو بابایم علی جان
بمیرد ای علی بابا برایت

خزان
علیِ اکبرم عمرم تو هستی
چرا ای یاورم از پا نشستی
تو رفتی و خزان کردی دلِ من
ز داغت قامت بابا شکستی

او میِ خود را بَرِ ساغر گذاشت

بر دهانِ عشق انگشتر گذاشت
قوّت آمد سوی اندامِ علی
پر شد از جام پدر جامِ علی
رفت فرزندش به سوی تیغ و تیر
کرد جنگی سرتر از صدها دلیر
لرزه آمد بر وجود دشمنان
از علی اکبر همان شیرِ ژیان
ناگهان ملغونی از معلونیان
آمد از پشت کمینش در میان
گفت جان را می گذارم پای او
تا گذارم داغ بر بابای او
زد به تیغی بر سرِ پورِ حسین
بر سر آهوی پر شورِ حسین
ناگهان دنیا به چشمش تار شد
ناله ای سر داد زار شد
خود به دست آویخت او بر یالِ اسب
خون سر را ریخت او بر بالِ اسب
چشم اسبش گشت از خونش کبود
اسب راه خیمه ها را گم نمود
ای خدا این اسب بین لشکر است
راکب آن نورِ چشمِ کوثر است
ای حرامیان چرا تیر و سنان
این همه آن هم به جسمی نوجوان>>

شهادت علی اکبر-کامل

در میان خیمه های کربلا
بود یک تازه جوانی در نوا
در خیالِ لحظه ای پرواز بود
با خداوند جهان در راز بود
رفت سوی خیمه ای با شور و شین
تا بگیرد اذن میدان از حسین
گفت بابا مرحمِ جانم بده
ای پدر تو اذن میدانم بده
قامتش بوسید شاه کربلا
گفت با آمال و عمرش گفته ها
مظهر عشق خدا شد منجلی
عاقبت راهی میدان شد علی
دم به دم بابا دعایی می نمود
شکر الطاف خدایی می نمود
گفت یارب این ز نسل کوثرست
نوجوانِ من علیِ اکبرست
شمس رخسارش به مانند نبی ست
نام و اندامش چو بابایم علی ست
این دلم تا یاد جدم می نمود
روی ماهش غصه هایم می زدود
رفت آن سرو بلندِ پر شرر
تا کند ارض و سما را در به در
خطبه ای را خواند پیش دشمنان
کرد دل ها را به لرزیدان روان
گفت سوگندم به ربِّ عالمِیْن
<
>من علی هستم علی بن حسین
هر که خواهد از حریمش بگذرد
تیغ شمشیرم دلش را می دَرَد
گشت مشغول ستیز و کار و زار
شد سیه پیش عدو این روزگار
گشت صدها از تبار ظالمین
همچو جدّ ِ خود امیر المؤمنین
خسته گشت و جسم او بی تاب شد
تشنه کام ِقطره ای از آب شد
آمد از میدان به سوی خیمه گاه
قطره ی آبی طلب کردی ز شاه
گفت بابا، گر کمی آبم دهی
قوّتی بر حالِ بی تابم دهی
می شود این خستگی از دیده پاک
می نمایم لشکر دشمن هلاک
گفت بابایش حسینِ تشنه لب
از من تشنه مکن آبی طلب
لحظه ای دیگر به سوز و اشک و آه
می روی دلبند من سوی اله
عشق جدم درّ نایابت کند
او به دست خویش سیرابت کند
بر دهان بنهاد مولای جهان
آن زبانِ حضرت شیرین زبان
یعنی ای آرامِ جانم ای پسر
از تو باشم من دهان خشکیده تر
یعنی از تشنه که هستی در برم
گر تو عطشانی منم عطان ترم
<< نعره یشیری ز سوی خیمه ها
کرد صحرا را حریم لرزه ها
شاه در اوج عزایش ناله کرد
لشکر کفار را آواره کرد
رفت بالای سر آهوی خویش
خاکِ ماتم ریخت بر گیسوی خویش
دشمنان با اینکه ترسان گشته اند
لیک بر این غصه خندان گشته اند
هر که با خود ساز و سرنا می زند
نغمه ی شادی به هر جا می زند
گفت بابا با پسر ای خسته جان
خیز تا با هم رویم از این میان
کار دشمن عمر من را کم کند
خنده هاشان قامتم را خم کند
خواست تا او را برد سوی خیام
کرد با قدی خمیده او قیام
جسم او برداشت از این سرزمین
قطعه می ماند آن سو برزمین
گریه آمد دیده ی شاهِ غریب
گفت دردِ دل به معبودِ حبیب
ای خدا رفت از کفم تازه جوان
بعد از این نفرین بر این دارِ جهان
ای بنی هاشم جوانان رو کنید
لاله ی من را به مقتل بود کنید
این گلی را که چو لاله پرپر است
روح و ریحانم علیِ‌ اکبر است
جانِ فطرس تشنه ی یک جامِ اوست
بر لبش پیوسته ذکرِ نامِ اوست

 

شهادت علی اکبر

 

یارب این لاله ی لیلا که سپردی به منش
این بنی هاشمیان سوی کجا می برنش؟
دیدم آن شبه پیمبر که مرا طاقت بود
زره اش پاره و گلگون شده این پیرهنش
دیدم آن لحظه جوانم که به خود می پیچید
دشمنان از همه جا تیر و سنان می زدنش
دیدم آن دم که دو چشمان علی غرق به خون
بسترش خاک شد و نقش زمین پاره تنش
دیدم آن آهوی مستم که خرامی می رفت
لاله گون گشته خزان، شبنم خون بر چمنش
دیدم آن جا که لبش خشک و دهانش بی آب
قاب انگشتر من بود مرادِ دهنش
هر کجا از بدنش را که به کف می گیرم
می خورد روی زمین جای دگر از بدنش
آخر ای دار فنا خون به دلم افشاندی
که به دستم بکُنم غنچه ی خود در کفنش
فطرس آید به جنون از غم عظمای علی
که حسین از غم او چاک زند پیرهنش

 

 

شهادت علی اکبر

ای تاب و توان من
ای تازه جوان من
بنگر بعد رفتنت
این قدِ کمان من
در خون نشسته ام
قلبِ شکسته ام
جانم علی علی ـ علی جانم (4)
بسته اهل آسمان
دل بر عشقِ تو جوان
این شادیِ دشمنان
آتش می زند به جان
تسکین بدهِ مرا
حرفی بزن بابا
جانم علی علی ـ علی جانم (4)
برخیز و نظاه کن
شب را پر ستاره کن
با چشمِ سیاه خود
بر من یک اشاره کن
اشکم روان شده
باغم خزان شده
جانم علی علی ـ علی جانم (4)

 

شهادت علی اکبر

 

ای علی جان ای امید قلب زارم
از غمت شبه پیمبر بی قرارم
قامت من را شکستی
تا که تو در خون نشستی
یا علی اکبر(4)
چشم خود وا کن تو ای خون بر دو دیده
میوه‌ی قلبِ‌ مرا آخر که چیده؟
در کنارت غصه دارم
سر ز جسمت بر ندارم
یا علی اکبر(4)
دشمنان چشمان خود را بر تو بندند
من کنم ناله ولی آنها بخندند
لاله گونِ چاکِ چاکم
سرو افتاده به خاکم
یا علی اکبر(4)
 

 

 

شهادت علی اکبر

 

پسرم مثلِ گوهر بود
صورتش قرص قمر بود
شیر میدان بلا بود
پسرم سینه سپر بود
* * *
ای خدا دردم همینه
اکبرم نقشِ زمینه
دشمنان به من می خندند
الهی زینب نبینه
* * *
ای خدا دلم خزونه
اکبرم تازه جوونه
می کشه پا روی خاکا
بابا رو کرده دیوونه

علی جان علی جان 

 

 

 

شهادت علی اکبر

 

چرا بابا پریشونی ـ چرا بلبل نمی‌خونی ـ چرا می‌روی ز پیشم ـ چرا ای گل نمی‌مونی ـ نظری کن تو به چشمام ـ از غمت خانه خرابم ـ بنما نظر به بابا ـ‌ مرغکِ خسته‌ی خوابم ـ در کنار قد خونین ـ نوحه خوانِ تو علی‌ام ـ پیشِ خنده‌های دشمن ـ روضه‌ خوانِ تو علی‌ام ـ فکرِ حالِ زارِ من کن ـ خنک این شرارِ من کن ـ با نفس‌های دوباره ـ بیشتر این قرارِ من کن ـ گشته‌ام خمیده از غم ـ ای به زخمام شده مرهم ـ چه کنم بعد تو اکبر ـ  من و این عظیمِ‌ ماتم
گل و گلدسته‌ی بابا ـ مرغِ پر بسته‌ی بابا ـ چه کند با تو عزیزم ـ قابِ بشکسته‌ی بابا ...

 

 

شهادت علی اکبر

 

ساقی و ساغرم بود ـ هم دل و دلبرم بود ـ شبه پیمبرم بود ـ دو دستِ حیدرم بود ـ کمی نفس نفس زن ـ پیر شدم علی جان ـ بعد تو از جهان هم ـ سیر شدم علی جان ـ پدر فدای رویت ـ خونیِ تارِ مویت ـ با دستِ لرزان خود ـ خون کشم از گلویت ـ خیز و ببین علی جان ـ شکسته ساغرم من ـ غریب و بی کس اینجا ـ بی یار و یاورم من ـ  ای تو گلِ خزانم ـ ببین که نیمه جانم ـ برای بردنِ‌ تو ـ نشسته ناتوانم ـ‌ حرف بزن که بابا ـ با تو کند صفایی ـ دیده‌ی تار بابا ـ ببیندت کجایی ...

 

 

 

 

شهادت علی اکبر

علی نما اشاره‌ای
جان پدر نظاره‌ای
می‌کشی‌ام ای پسرم
به حالِ من تو چاره‌ای
گر نظری به من کنی
مرهم جان و تن کنی
آه بکش که خونِ خود
برون ز این دهن کنی
آه زدی تو آتشم
پور عزیز و مه وشم
چگونه با قدِ خمم
تو را به خیمه‌هاکشم
برس به داد دلِ من
حل بنما مشکلِ من
مزن تو دست و پا پسر
که می‌شود قاتلِ من
دلم ز غم روان شده
سرخ که آسمان شده
بخنده گفته دشمنم
حسین بی جوان شده

 

شهادت علی اکبر

 

بنشینم و از سوز جگر ناله برآرم

بر صورت خونین تو صورت بگذارم

بردار دو دستت زکف خاک و دعا کن

تا من به سر کشته تو جان بسپارم

رسم است که بر نعش جوان لاله گذارند

من لاله به غیر از شرر لاله ندارم

از بس به تنت زخم روی زخم رسیده

ممکن نبود زخم تنت را بشمارم

با یاد لب خشک تو ای نور دو دیده

جا دارد اگر بر سر نی اشک ببارم




نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : یکشنبه 29 بهمن 1391 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران