شبی در یک عبادتگاه مهری
ز یاری با وفا آمد به دستم
چو گل بوئیدم و بوسیدم آنرا
هنوز از عطر روح افزاش مستم
بگفتم از کدامین خاک پاکی
که دل از مهر بر مُهر تو بستم
بگفتا تربت پاک حسینم
که بر دامان احسانش نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : شنبه 13 اردیبهشت 1393 |