پایگاه شعرمذهبی به شمادوست گرامی خوش آمدمی گوید اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً - دوست گرامي شما مي توانيد اشعارخويش رابه وب سايت ماارسال تانمايش داده شود- شما مي توانيد جهت استفاده از اشعار شاعرومداح اهل بيت برادرحاج مهدي جهان ميهن باسبک جديد به لينک واقع در موضوعات سايت وياوب سايت شخصي ايشان مراجعه نماييد www.zeynabiuon@mailsara.comیاwww.zeynabiuon@mihanmail.irارسال فرمائید




   


   
موضوعات مطالب
فایل های اشعارمذهبی (به صورت word)
متن اشعارعیدغدیرخم
استخاره
شگفتی های قرآن
متن اشعارحربن ریاحی
متن اشعارسالروز ازدواج حضرت علی(ع) وحضرت زهرا(س)
متن اشعارشهادت امام جواد(ع)
تحقیق آماده (دانشگاه .دبیرستان.دبستان.راهنمایی)
اشعارحرکت کاروان کربلا
متن اشعارشب دهم محرم (عاشورا)
متن اشعارشب نهم محرم
متن اشعارشب هشتم محرم
متن اشعارشب هفتم محرم
متن اشعارشب ششم محرم
متن اشعارولادت حضرت معصومه
متن اشعاردهه کرامت
اشعارولادت امام رضا(ع)
متن اشعارمراسم عروسی- دامادی
اشعارسالروز تخریب بقیع
متن اشعارعیدسعیدفطر
متن اشعاراستقبال از محرم
متن اشعارشب اول محم
متن اشعارشب دوم محرم
متن اشعارشب پنجم محرم
متن اشعارشبهای قدر(لیله القدر)
متن اشعارولادت امام حسن مجتبی(ع)
متن اشعاروفات حضرت خدیجه (س)
متن اشعاررحلت پیامبر(ص)
صفحه تبلیغات وخریدوفروش رایگان اجناس شما(اقتصادی)
روزنامه ها وخبرنامه های کشوری
متن اشعارماه مبارک رمضان
متن اشعارصلواتی
اشعارولادت امام زمان (عج)
صفحه سیاسی
متن اشعارولادت حضرت علی(ع)
متن اشعارولادت امام جواد(ع)
متن اشعارماه رجب
متن اشعارولادت امام محمدباقر(ع)
متن اشعارولادت حضرت زهرا(س)
اشعاروفات حضرت ام البنین (س)
صفحه برچسب های وبلاک
متن شعردرباره کاظمین
متن شعردرباره نجف
متن شعر درباره سامرا
متن شعردرباره کربلا
متن شعردرباره مدینه
متن اشعارسیزده بدر
متن اشعار درمدح امام زمان(عج)
مباحث حقوقی(برای دانشجویان رشته های حقوق )
متن اشعار دهه فاطمیه
متن اشعاردرباره کربلا
متن اشعار مسلم بن عقیل (ع)
متن اشعارحضرت رقیه (س)
متن اشعارحضرت علی اکبر(ع)
متن اشعار حضرت علی اصغر(ع)
متن اشعارمناجات باخدا
متن اشعارامام رضا(ع)
متن اشعارمحرم
متن اشعارولادت امام سجاد(ع)
تصاویروعکس های مداحان اهل بیت (ع)
متن اشعارولادت حضرت عباس(ع)
متن اشعار شهادت امام سجاد(ع)
متن اشعار شهادت امام باقر(ع)
متن اشعار شهادت حضرت زهرا(س)
متن اشعار شهادت امام حسن مجتبی (ع)
متن اشعار رسوا.. (ص)
متن اشعارحضرت علی (ع)
متن اشعارامام زمان (عج)
صفحه اطلاع رسانی پایگاه بیت الائمه(ع)
متن اشعار سینه زنی امام حسین (ع)
متن اشعار حضرت عباس (ع)
متن اشعارولادت پیامبر(ص) وامام صادق(ع)
شهادت امام حسن عسکری (ع)
عکس های تاریخی وقدیمی مشهد(حرم امام رضا(ع))
کتابخانه الکترونیکی
دانلود نوحه (صوتی وتصویری)
اشعارشاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان (میهن)
متن اشعاروفات حضرت زینب(س)
متن اشعار اربعین حسینی
متن اشعارولادت امام حسن عسکری (ع)
تصاویر متحرک
تصاویر متحرک
متن اشعاروفات حضرت معصومه (ص)
احادیث حضرت زهرا(س)
اشعارشهادت امام صادق(ع)
متن اشعارعیدمبعث
متن اشعارولادت حضرت رقیه(س)
متن اشعاردرباره عیدنوروزوبهار
فروشگاه بیت الائمه(س)
متن اشعارولادت امام حسین (ع)
متن اشعارشب سوم محرم
متن اشعارشب چهارم محرم
متن پیامک روز زن -همسر
متن اشعارروز عرفه
لینک مستقیم به مطالب وب سایت های دوستان
مطالب متفرقه وب سایت
نويسندگان وب سایت
آمار و امكانات
»تعداد بازديد امروز: 1183

طراح قالب

Template By:

درباره وبگاه

وب سایت پایگاه شعربیت الائمه (ع)باترویج اشعارمذهبی ونوحه وسینه زنی و... طراحی گردیده که به یاری خداونظرات شمادوستان کارخویش راادامه ودرزمینه ائمه اطهار(ع)گام برمی دارد.
آرشيو مطالب
» امام رضا(ع)

 

دوست عزیزم!
وبلاگ یا پایگاهى كه تو در آن قرار دارى ، پایگاه امام رضا علیه السلام است.
ما در این جا مى خواهیم تو را با امام رضا (ع) آشنا كنیم، حرم و شهر امام رضا (ع) را به تو بشناسانیم. برایت از زیارت امام بگوییم و داستانهایى را از زندگى ایشان بازگو كنیم. پس مى توانى با رفتن به بخشهاى گوناگون این پایگاه از اطلاعات گسترده اى كه در اختیارت قرار مى گیرد، استفاده كنى .
حتما مى دانى كه ما شیعیان دوازده امام داریم. یعنى معتقدیم كه پس از رحلت پیامبر اسلام (ص)، دوازده پیشواى معصوم براى راهنمایى مردم معرفى شده اند. براى همین است كه ما را دوازده امامى یا اثنى عشرى مى نامند. آیا نام این دوازده امام را مى دانى ؟
براى آشنایى تو با نام و تاریخ ولادت و شهادت این دوازده امام، جدولى تهیه كرده ایم كه مى توانى با امامان معصوم آشنا شوى.

 

 

آشنایى با امام رضا علیه السلام

همان گونه كه در جدول دیدى ، امام رضا (ع)، هشتمین امام از این پیشوایان پاك و گرامى است. امام رضا (ع) تنها امام از این عزیزان است كه قبر مطهرش در ایران قرار دارد كه شیعیان براى زیارت آن همواره به آن جا مى روند. آیا مى دانى زیارتگاه امام در كدام شهر است؟
در پایین نیز نقشه اى آورده ایم كه محل دفن امام در آن مشخص شده است.آیا مى دانى زیارتگاه امام در كدام شهر است؟

 

پیرامون آن شهر درجایى دیگر از این وبلاگ با تو سخن گفته ایم، در اینجا لازم است مطالبى را درباره امام رضا (ع) بدانى .

 

نامهاى امام


امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى یعنى حدود (1250) سال پیش در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر ایشان امام موسى بن جعفر(ع)، یعنى امام هفتم شیعیان و مادرشان بانویى بزرگوار و خردمند به نام (تكتم) یا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد كه پدربزرگ ایشان، یعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسید.
نام ایشان (على ) است، ولى بر اساس شیوه اى كه در میان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند. این گونه اسمها را (كنیه) مى نامند. علاوه بر نام و كنیه، گاه عنوان دیگرى نیز به افراد مى دهند كه آن را (لقب) مى گویند. امام هشتم داراى لقب هاى متعددى است. از جمله معروف ترین این القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غریب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معین الضعفاء) است. نامیدن هر فرد به این نامها، یعنى اسم، كنیه و لقب دلیل خاصى دارد. گفته اند كه وى را به این جهت (رضا) لقب داده اند كه خدا از او راضى است.
دوران كودكى و جوانى امام در مدینه گذشت. اخلاق نیكو، دانش فراوان، ایمان و عبادت بسیار از ویژگى هایى بود كه امام را مشخص مى ساخت.

 


شخصیت اخلاقى امام

از خوش اخلاقى امام سخن بسیار گفته اند. در این جا به چند نمونه آن توجّه كن و ببین كه امام در برخورد با مردم به چه نكات ریزى دقّت مى كرده است. همه اینها براى ما درس (چگونه زیستن) است:
ـ هیچ گاه با سخن خود، دیگران را آزار نداد.
ـ سخن هیچ كسى را قطع نكرد.
ـ به نیازمندان بسیار كمك مى فرمود.
ـ با خدمتگزاران خود بر سر یك سفره مى نشست و غذا مى خورد.
ـ همیشه چهره اى خندان داشت.
ـ هرگز با صداى بلند و با قهقهه نمى خندید.
ـ هنگام نشستن، هرگز پاى خود را در حضور دیگران دراز نمى كرد.
ـ در حضور دیگران هرگز به دیوار تكیه نمى زد.
ـ به عیادت بیماران مى رفت.
ـ در تشییع جنازه ها شركت مى جست.
ـ از مهمانان خود، شخصا پذیرایى مى كرد.
ـ وقتى بر سر سفره اى مى رسید، اجازه نمى داد تا به احترام او از جاى برخیزند.
ـ به پاكیزگى بدن، موى سر و پوشاك خود بسیار توجه داشت.
ـ بسیار بردبار و صبور و شكیبا بود.
اینها گوشه اى از اخلاق امام بود. آیا با داشتن این اخلاق و رفتار نباید خدا از او راضى و خرسند باشد؟ و آیا سزاوار نیست كه او را (رضا) بنامند؟
آیا كسى كه خدا از او خشنود است، مردم از او خرسند نیستند؟ این گونه هست كه نام (رضا) براى آن امام بزرگوار برازنده و سزاوار است.

 

 

 

شخصیت معنوى امام

گفتیم كه امام رضا(ع) از نظر توجه به مسائل معنوى و پرداختن به امور عبادى نیز برجسته بود. روایتها و داستانهاى بسیارى از این جنبه زندگى امام در كتابهاى تاریخى نقل شده كه شنیدن آن براى همه ما جالب است. ما وقتى مى بینیم كه امام ما و پیشوایى كه او را به رهبرى خود پذیرفته و زندگى او را الگوى خود قرار داده ایم، این چنین عبادت مى كند و این گونه به مسائل عبادى توجه دارد، خود نیز ناگزیریم كه همان شیوه را پیروى كنیم و از همان روش درس بیاموزیم.
در اینجا به چند نمونه از نكاتى كه تاریخ نویسان در این زمینه مورد توجّه قرار داده اند اشاره مى كنیم...
ـ شبها كم مى خوابید و بیشتر شب را به عبادت مى پرداخت.
ـ بسیارى از روزها را روزه مى گرفت.
ـ سجده هایش بسیار طولانى بود.
ـ قرآن بسیار تلاوت مى كرد.
ـ به نماز اول وقت پایبند بود.
ـ بجز هنگام نماز هم به مناجات به خدا انس داشت.
در كتابهاى تاریخ و حدیث، از امام رضا علیه السلام دعاهاى فراوانى نقل شده که در همین پایگاه با دعاهای امام علیه السلام آشنا میشویم

 

شخصیت علمى امام


امام رضا(ع) جایگاه علمى ویژه اى داشت. او از دانشى سرشار بهره مند بود و این برجستگى علمى او در رویارویى با دانشمندان ادیان و مذاهب دیگر، بهتر آشكار مى شد. جلسات و محافلى كه علما و دانشمندان مختلف گرد هم مى آمدند و به بیان دیدگاهها و نظرات خویش مى پرداختند، در آن زمان رونق خاصى داشت. حاكمان آن عصر، گاه براى جلوه دادن شكوه دربار خویش، گاه به منظور گرایش دانشمندان به دربار، و زمانى براى این كه بر عقیده كسى چیره شوند، در كنار مجالس دیگر، به برگزار كردن نشستهاى علمى نیز مى پرداختند. این محافل كه به جلسات (مناظره) معروف بود، بهترین مكان براى ابراز شایستگى هاى علمى افراد به شمار مى رفت.
در عصر امام رضا (ع)، آن گاه كه همه دانشمندان جمع مى شدند و به گفت و گو مى پرداختند و سرانجام در پاسخ دیگران فرو مى ماندند، دست به دامان امام رضا(ع) مى شدند تا بر حقانیت مطلب خویش گواهى دهند.
در بالا گفتیم كه یكى از مهم ترین و معروف ترین لقب هاى امام رضا (ع)، (عالم آل محمد) است. این كه از میان همه امامان شیعه، حضرت امام رضا به این لقب شهرت یافته است، خود دلیل برجستگى آن امام از جهت دانشهاى رایج در زمان خویش و یافتن فرصت براى آشكارسازى آن علوم مى باشد.
اباصلت كه یكى از یاران امام است، از برادرزاده امام رضا (ع) روایتى نقل مى كند كه خواندنى است. با توجه به این روایت تو هم مى توانى بفهمى كه این لقب حضرت از كجا آمده است. او مى گوید:
امام موسى بن جعفر(ع) به فرزندانش مى فرمود: برادرتان، على بن موسى (یعنى امام رضا)، عالم آل محمد است... نیازهاى دینى خود را از وى فرا بگیرید و آن چه را به شما آموزش مى دهد، به یاد داشته باشید، زیرا پدرم امام صادق(ع) بارها به من مى فرمود: عالم آل محمد در نسل توست و اى كاش من مى توانستم او را ببینم.
شنیدن این دو حدیث هم حتما براى تو جالب است. یكى از زبان شیرین خود امام است و دیگرى را یكى از یاران حضرت نقل كرده است....... حدیث نخست این است:
در حرم پیامبر(ص) مى نشستم و دانشمندان مدینه هرگاه در مسأله اى با مشكل روبرو مى شدند و از حلّ آن ناتوان مى ماندند، به سوى من رو مى آوردند و پاسخ مى گرفتند.
... و حدیث دوم را عبدالسلام هروى نقل كرده كه در بیشتر نشستهاى علمى امام حاضر بوده است.
هیچ كسى را از امام رضا (ع) داناتر ندیدم و هر دانشمندى كه او را دیده به دانش برتر او گواهى داده است. در نشستهایى كه گروهى از دانشوران و فقیهان و دانایان ادیان گوناگون حضور داشتند، بر تمامى آنها چیره شد، تا آن جا كه همه آنان به ناتوانى علمى خود و برترى امام اعتراف كردند و گواهى دادند.
یكى از نكاتى كه در بررسى شخصیت علمى امام مورد توجه همگان قرار گرفته و آن را بازگو كرده اند، این است كه امام رضا (ع) با هر گروهى به زبان خودشان سخن مى گفت و به تعبیر اباصلت، شیواترین و داناترین مردم به هر زبان و فرهنگى بود. اباصلت كه خود این سخن را مى گوید، از این تسلط امام به زبانهاى مختلف شگفت زده مى شود و این تعجّب خود را به امام اظهار مى نماید و امام در پاسخ مى فرماید:
من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه مى شود چنین فردى زبان آنان را درك نكند؟ مگر نشنیده اى كه امیرالمؤمنین على (ع) فرمود: به ما (فصل الخطاب) داده اند، و آن چیزى نیست، جز آشنایى با زبان دیگران.
اینها همه، نمونه اى از شخصیت علمى امام است. در كتابهاى تاریخى كه به بررسى ابعاد مختلف زندگى امام رضا(ع) پرداخته اند، این نكات به صورت گسترده مورد بحث قرار گرفته و رخدادهاى متعددى كه گواه برترى علمى امام است، بازگو شده است.


 

شخصیت سیاسى امام


تمام عمر امام رضا(ع)، چه آن زمان كه هنوز به مقام امامت نرسیده بود و چه آن گاه كه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام موسى كاظم(ع)، مسئولیت امامت و رهبرى شیعیان را بر عهده داشت، در زمان حكومت عباسیان بود.
عباسیان با ادعاى انتساب به پیامبر اكرم(ص)، و با بهره گیرى از احساسات مردم بر ضد امویان، توانستند آنان را از حكومت كنار بزنند و خود بر تخت فرمانروایى مسلمانان بنشینند. با سركوب امویان، آنان دیگر قدرت و توانى نداشتند كه خطر مهمى براى عباسیان به شمار روند. عباسیان تنها خطر براى حكومت خود را شیعیانى مى دانستند كه با فرمانبرى از امامان معصوم، حاكمان آن روزگار را ناحق مى شمردند و مى كوشیدند تا آنان را از حكومت ساقط كنند.
بنابراین، دشمن شماره یك حاكمان عباسى ، امامان شیعه بودند و به همین دلیل است كه همه امامانى كه در روزگار این حاكمان ستمگر مى زیستند، به دست آنان به شهادت رسیدند.... عباسیان ستم پیشه به اندازه اى بر شیعیان فشار آوردند و آنان را مورد تهدید و شكنجه و آزار و تبعید و آوارگى قرار دادند كه حتى تاریخ نویسان نیز از بازگو كردن آن دچار شرمندگى شده اند.
در نمودار پایین نشان داده ایم كه امام رضا(ع) با چه كسانى از حاكمان عباسى هم دوره بوده است.

ده سال از دوران امامت حضرت رضا(ع)، با حكومت هارون همزمان بود. در این ده سال، موقعیت مناسبى براى مبارزه علنى و رسمى براى امام رضا(ع) پدید نیامد و بیشتر تلاش سیاسى امام به صورت پنهانى رهبرى مى شد، اما در گوشه گوشه سرزمینهاى مسلمانان جنبشها و قیامهاى پیاپى شیعیان، حكومت عباسى را به تنگ آورده و هارون در برخورد با آنها دچار سردرگمى شده بود. به این گفت و گو كه میان هارون و یكى از درباریان قدرتمند وى رد و بدل شده است توجّه كن:
_ اى هارون! این على بن موسى است، كه بر جاى پدر خویش تكیه زده و امامت و رهبرى شیعیان را از آن خود مى داند. چه باید كرد؟
_ آن خطایى كه در كشتن پدرش موسى مرتكب شدیم براى ما بس است! یعنى مى خواهى تمام آنان را بكشم؟! مگر مى شود؟
اما... در میان همه حاكمان عباسى ، مأمون چهره اى دیگر داشت. او كه برادر خود، امین را كشت تا خود به حكومت برسد، در برخورد با شیعیان و به ویژه شخص امام رضا(ع) از راهى دیگر وارد شد و شیوه اى دیگر را در پیش گرفت.
در این جا خوب است به چند نمونه از اظهار نظر تاریخ نویسان درباره شخصیت پیچیده مأمون آگاه شوى تا دریابى كه امام رضا(ع) با چه انسان مرموزى روبرو بوده است.
یكى مى گوید:
مأمون از نظر دوراندیشى ، اراده قوى ، بردبارى ، دانش، زیركى ، بزرگى ، شجاعت و جوانمردى از همه عباسیان برتر بود.
دیگرى مى نویسد:
مأمون در عین حال كه در مجالس عیش و نوش شركت مى جست، به كتاب و فلسفه و بحث و جدل و مناظره علمى و مباحث فقهى و... علاقه شدید داشت!
دیگرى مى گوید:
گاهى مانند یك دیندار دلسوز، مردم را به علت كوتاهى در نماز و فرو رفتن در لذات و پیروى از شهوات و... نكوهش مى كرد و آنان را از عذاب الهى مى ترساند، و زمانى خودش در بزم خوشگذرانى و مجالس عیش و نوش شركت مى نمود.
یكى هم چنین اظهار مى دارد:
مأمون زیرك ترین حاكمان عباسى و داناترین ایشان به فقه و كلام بود.
... و از این یك بشنو كه مى گوید:
مأمون روزى ادعاى تشیع مى كرد و وجودش را لبریز از دوستى و عشق به على (ع) نشان مى داد و در فاصله اى اندك، نقاب از چهره برمى گرفت و تا آن جا پیش مى رفت كه حاضر نبود در مجلس او حتى از عنصر تبهكار و جلادى همچون حجاج بن یوسف، خرده بگیرند.
آیا همزمانى با چنین موجود پیچیده و ابهام آلودى كه تلاشى جز پایدارى بیشتر حكومت عباسى ندارد، اما در همان حال، بزرگترین مخالف خود، یعنى شخص امام رضا(ع) را به ولى عهدى خویش برمى گزیند، آسان است؟
به هرحال، مأمون با این خصوصیاتى كه داشت، پس از رسیدن به قدرت، و به منظور پایدار ساختن اركان حكومت خود، تصمیم گرفت با امام رضا(ع) به گونه اى دیگر برخورد نماید. پس، براى امام نامه نوشت و حضرت را به ولى عهدى خود منصوب كرد. امام ابتدا از پذیرش این امر خوددارى فرمود، اما پیگیرى و پافشارى مأمون و خوددارى امام، به آن جا انجامید كه مأمون دو تن را به نمایندگى از سوى خود كه در خراسان بود، روانه مدینه كرد و آنان در نزد امام هدف خود را چنین بیان كردند:
مأمون ما را مأمور كرده كه شما را به خراسان ببریم.
امام هم كه شیوه هاى حاكمان را مى شناخت و مى دانست مأمون كه از كشتن برادر خود پروا ندارد، از این تصمیم خود دست بردار نیست، ناگزیر از ترك مدینه شد.

هجرت امام به خراسان

امام رضا(ع) هنگامى كه خود را ناچار به سفر یافت، براى این كه ناخرسندى خود را از این سفر اعلام فرماید، چندین بار در كنار حرم مطهر پیامبر اكرم(ص) حضور یافت و به گونه اى به زیارت پرداخت كه همگان فهمیدند این سفر مورد رضایت امام نیست.
یكى از شاهدان این ماجرا نقل مى كند كه امام را در حال زیارت دیدم، نزدیك رفتم و براى این كه امام در آستانه سفر است به ایشان شادباش گفتم، اما حضرت چنین پاسخ داد:
مرا به حال خود بگذار! من از جوار جدم پیامبر(ص) خارج مى شوم و در غربت از دنیا خواهم رفت!
پس از آن هم، امام همه اقوام و نزدیكان خود را فراخواند و در جمع ایشان فرمود:
بر من گریه كنید! زیرا دیگر به مدینه بازنخواهم گشت.
این امر نشان مى دهد كه امام با نقشه شوم مأمون آشنا بوده، ولى راهى جز پذیرفتن تصمیم وى نداشته است.
بارى ، امام به همراه فرستادگان مأمون مدینه را پشت سرگذاشته، رهسپار خراسان شد، جایى كه مأمون در آن جا مى كرد.
بنا به فرمان مأمون، مسیر امام از مدینه تا خراسان، به گونه اى تعیین گردید كه مردم شهرهاى شیعه نشین از دیدار امام محروم شوند. زیرا اگر شیعیان موفق مى شدند از نزدیك امام خود را زیارت كنند و با ایشان دیدار نمایند و از سخنان آن حضرت بهره مند شوند، بیش از پیش به وى ارادت مى یافتند و این خود خطر بزرگى براى حكومت مأمون به شمار مى آمد. بنابراین، شهرهاى كوفه و قم از مسیر سفر امام حذف گردید. اما در این كه امام از كدام مسیر به خراسان و شهر مرو رسیده است، میان تاریخ نویسان اختلاف است. خلاصه مسیرهایى كه براى این سفر نقل شده از این قرار است:
1 ـ مدینه، بصره، اهواز، فارس (شیراز)، اصفهان، رى ، سمنان، دامغان، نیشابور، توس، سرخس، مرو.
2 ـ مدینه، بصره، اهواز،اصفهان، كوه آهوان، سمنان، نیشابور، توس، سرخس، مرو.
3 ـ مدینه، بصره، اهواز،اصفهان، یزد، طبس، نیشابور، توس، سرخس، مرو.
4 ـ مدینه، بصره، اهواز، فارس (شیراز)، كرمان، طبس، نیشابور، توس، سرخس، مرو.
 مسیر سفر تاریخى امام را بهتر در ذهن بسپارى .

 

 

عشق به عارفان عبادت است

 

 

 

امام رضا علیه السلام در خراسان


به هرترتیب، امام رضا(ع) وارد شهر مرو، مقر حكومت مأمون شد. مأمون مجلسى آراست و در آن امام را در مراسمى رسمى ، به ولى عهدى خود منصوب كرد. حضرت در آن مجلس، حكم مأمون را گرفته، بر آن یادداشتى نوشت و با تیزبینى و درایتى كه برخاسته از مقام امامت ایشان بود، به ارزشهاى والاى اسلامى اشاره نمود و در برابر دسیسه اى كه مأمون چیده بود با یاد و نام اهل بیت علیهم السلام، حقانیت ایشان و تصریح به عمر كوتاه خود، فهماند كه این منصب را با انگیزه شخصى نپذیرفته و تنها عامل قبول این سمت، پافشارى مأمون بوده است.
برخوردهاى حكیمانه امام با این مسأله، چه در طول سفر و چه در ایام اقامت در مرو، سبب شد تا بر خلاف پندار مأمون، امام بیش از گذشته در میان مردم شناخته شود و در دل ایشان جاى گیرد.. این امر موجب این شد كه مأمون در فاصله اى نه چندان دراز، از ترفند شكست خورده خود احساس ناراحتى كند و در اندیشه محدود ساختن فعالیت هاى امام و حتى از میان بردن ایشان فرو رود.
یكى از نشانه هاى این امر، جلوگیرى وى از برپایى نماز عید فطر به امامت حضرت رضا علیه السلام است.
دو تن از شاهدان، واقعه را چنین روایت كرده اند:
عید فطر فرا رسید... مأمون _ شاید _ به دلیل بیمارى ، به امام رضا(ع) پیام داد كه نماز عید را به جاى وى برپا دارد. امام، بر پایه آن چه قبلاً شرط كرده بود كه در مراسم حكومتى دخالت نكند، از قبول این امر خوددارى ورزید. اما مأمون پیك فرستاد كه هدف از این پیشنهاد، تثبیت امر ولایت عهدى شماست و دوست دارم مردم به این وسیله اطمینان پیدا كنند كه ولایتعهدى را براستى پذیرفته اى !
امام پیشنهاد وى را پذیرفت به این شرط كه نماز را همچون جدّش رسول خدا (ص) برپا دارد. مأمون هم قبول كرد و دستور داد تا نظامیان و درباریان و همه مردم صبح روز عید نزدیك خانه امام گرد هم آیند و امام را از منزل تا محل نماز همراهى نمایند.
امام از خانه خارج شد، در حالى كه خود را خوشبو ساخته، عبایى بر دوش انداخته، عمامه اى بر سر نهاده، عصایى در دست گرفته و با پاى برهنه، با گامهایى استوار رهسپار شد تا نماز عید را بخواند. امام كه تكبیر مى گفت، فریاد تكبیر مردم در سراسر شهر طنین انداخت، نظامیانى كه سواره بودند از مركب پیاده شدند، و همه به پیروى از امام، پاى خویش را برهنه ساختند.
فضل بن سهل، وزیر زیرك مأمون، با دیدن این صحنه، خود را به خلیفه رساند و مأمون را از جوّ شهر آگاه ساخت و یادآور شد كه اگر این گردهمایى ادامه یابد، جایگاه خلیفه در دیدگاه مردم از ارجمندى مى افتد و همه دلها به امام مى گرود. پس مأمون نیز فرمان داد كه امام را از نیمه راه بازگرداندند و نماز اقامه نشد.
در بازگشت، امام با اندوه بسیار فرمود:
بارخدایا! اگر وضعیت كنونى جز با مرگ من دگرگون نمى شود، هم اینك در آن شتاب فرما!

شهادت امام رضا علیه السلام


مأمون كه روز به روز گرایش بیشتر مردم به امام رضا(ع) را مى دید، در برابر هم مسلكان خود، یعنى خاندان عباسى هیچ بهانه اى نداشت. پس تصمیم گرفت راهى بغداد شود تا از نزدیك با ایشان به گفت و گو بنشیند.
اما آیا او در این سفر چه ارمغانى براى آنان به همراه داشت؟
آیا مى توانست امام را از ولایتعهدى بركنار كند؟
آیا مى توانست بیعت گسترده اى كه از مردم گرفته بود، نادیده بگیرد؟
آیا مى توانست واكنش مردم به بركنارى امام را تحمل كند؟
آیا مى توانست در برابر ناخرسندى انبوه شیعیان و پیروان امام، دلیل قانع كننده اى بیاورد؟
این جاست كه باردیگر مأمون چهره واقعى خود را نمایان مى سازد و به خشونت پنهان و سیاست بازى روى مى آورد.
او نخست، وزیرش فضل بن سهل را مى كشد و بر جنازه او اشك مى ریزد و براى یافتن قاتلان او جایزه تعیین مى كند و آن گاه كه آنان را دستگیر مى كنند، آنان شهادت مى دهند كه مأمون خود به این كار فرمان داده است، اما او ناباورانه آنان را مى كشد.
سپس برنامه حذف امام رضا(ع) را دنبال مى كند، اما مى كوشد كه این برنامه را به گونه اى عملى سازد كه دامان خود او از این امر پاك نشان دهد. پس در راه سفر به بغداد، در توس توقف مى كند و در همان جا با خوراندن انار یا انگور زهرآلود به حضرت، امام رضا(ع) را مسموم مى سازد و مانند آن چه پس از قتل فضل بن سهل كرد، در این جا نیز بر پیكر پاك امام اشك مى ریزد و حضرت را در كنار قبر پدر خود هارون الرشید دفن مى كند.
امام رضا(ع) پیشتر، شهادت خود به دست مأمون را به برخى از یاران خود گوشزد كرده بود. از جمله یك بار به دو تن از اصحاب خویش فرموده بود:
اینك هنگام بازگشت من به سوى خدا فرا رسیده و زمان آن است كه به جدم رسول خدا(ص) و پدرانم بپیوندم. تومار زندگى ام به انجام رسیده است. این حاكم خودكامه (مأمون) تصمیم گرفته است كه مرا با انگور و انار مسموم به قتل برساند.
در میان نقل قول هاى گوناگون درباره روز و ماه و سال شهادت امام رضا(ع)، مشهورتر آن است كه حضرت در روز جمعه، آخر ماه صفر سال 203 هجرى قمرى به شهادت رسیده، در حالى كه 55 سال از عمر مبارك امام سپرى شده است.
آیا مى دانى از آن تاریخ تا كنون چند سال مى گذرد؟
محل شهادت امام هم به گفته همه تاریخ نویسان، شهر توس و محل دفن ایشان نیز در باغ حمید بن قحطبه در سناباد بوده كه بعدها (مشهد الرضاـمحل شهادت امام رضا علیه السلام) نام گرفته و اینك به نام مشهد شهرت دارد.

آرى ... دوست عزیزم!
گویا چنین مقدّر بود كه فرزندى از نسل پاك پیامبر اكرم (ص) و امامى از امامان شیعه، در سرزمینى دور از مدینه پیامبر به شهادت رسد، تا مرقد نورانى اش قلب میلیونها انسان خداجوى دلباخته را به ولایت فراخواند و بارگاهش پناهگاه دلهاى شكسته اى باشد كه در این سوى خاك در پناه آن مزار با شكوه به آرامش رسند.
سلام بر هشتمین امام پاك!
سلام بر هشتمین جانشین پیامبر!
سلام بر او....
آن گاه كه زاده شد...
آن گاه كه مظلومانه به شهادت رسید..
و آن گاه كه در اوج عظمت و شكوه، گام بر صحنه رستاخیز گذارد.

 

عشق به عارفان عبادت است




نويسنده : beytolaemeh | تاريخ : یکشنبه 14 مهر 1392 | نوع مطلب : [Post_Cat_Title] |
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران