عشقه عشقه عشقه
تو آسمون هوای
عشقه عشقه عشقه
تو سینه رد پای
عشقه عشقه عشقه
بهار عاشق های عشق
بارون بارون بارون
دوباره باز صدای
بارون بارون بارون
صدای خنده های
بارون بارون بارون
میاد از اوج آسمون
نوره نوره شب طراوته
نوره نوره فلک گذر گه عبور
نوره نوره تا بی کرانه های نور
ماه ماه ستاره ای که توی راهه
ماه شهاب این شب سیاهه
ماه که تاریکی بشه تباه
دل من که روشنه
تو گرمیه سرودنه
سرود سرخ بودنه
تو حالتی شبیه پر گشودنه
پی نشونه هر دری رو میزنه
برای محضر مسافر سحر
تو حسرت رسیدنه
عشقه عشقه تو آسمون هوای
عشقه عشقه تو سینه رد پای
عشقه عشقه بهار عاشق های عشق
بارون بارون دوباره باز صدای
بارون بارون صدای خنده های
بارون بارون میاد از اوج آسمون
رازه رازه تو قلب هر کی دل می بازه
رازه تبی که بین این نمازه
رازه تو شوق این شب دراز
آبه آبه طلوع جلوه های نابه
آبه تو پرده ای که از حجابه
آبه می باره گل مثل شهاب
شراب عشق باهر عشق
تو دست بی قرار عشق
تو چشم های خمار عشق
تو سینه های خسته ریشه داره عشق
کنار لحظه های انتظار عشق
قدم می ذاره روی عاشقونه ها
میون سبزه زار عشق
عشقه عشقه تو آسمون هوای
عشقه عشقه تو سینه رد پای
عشقه عشقه بهار عاشق های عشق
بارون بارون دوباره باز صدای
بارون بارون صدای خنده های
بارون بارون میاد از اوج آسمون
یاسه یاسه گلی که معنیه بهاره
یاسه شب ها از آسمون میباره
یاسه تموم میشه این انتظار
مادر مادر خرایم از شراب کوثر
مادر یه روز برات می میرم آخر
مادر فدا میشم با چشم تر
عشقه عشقه تو آسمون هوای
عشقه عشقه تو سینه رد پای
عشقه عشقه بهار عاشق های عشق
بارون بارون دوباره باز صدای
بارون بارون صدای خنده های
بارون بارون میاد از اوج آسمون
************
رسيده آنكه مقامش فراتر و برتر
رسيده بال عروج و كمال پيغمبر
وَ آمدي و به خلقت شما بها دادي
براي عالم و آدم شدي تو تاج سر
زبان من شده ألكن به وادي مدحت
چه گويم از تو من اي شأن سوره ي كوثر
به روز حشر نباشد مرا پريشاني
كه چشم من به دودست شماست در محشر
هر آنچه از تو سروديم لايق تو نبود...
تو از هرآنچه كه ما گفته ايم بالاتر
تويي كه چشمه ي فيضي و چشمه ي بركات
وَ هديه ام به تو مادر، شاخه گل صلوات
به غير مهر تو مادر مرا كمالي نيست
براي پرزدنم تا خدا كه بالي نيست
تصور تو و اوج مقام تو!!!هرگز
كه اين سخن به خدا هيچ هم خيالي نيست
هزار چشمه ي كوثر به زير پاي شماست
كه غير كوثر تو، چشمه ي زلالي نيست
تو دختري و براي پدر چو مادر بود...
وَ اينچنين كه براي كسي جلالي نيست
ارادتم به تو از قبل خلقتم بوده ...
ارادتم به تو محدود چندسالي نيست
دمي جدا دلم از ياد فاطمه نشود
جدا زِ رحمت اولاد فاطمه نشود
تو روشنايي دنيا و اهل دنيايي
شفيعه اي و اميد همه به فردايي
به لطف ناب كريمانه ات نظر دارم
تو صاحب همه دست هاي اين گداهايي
تويي تو سيب بهشتي كه آمد از معراج
تو هديه اي به پيمبر ، تو نور اعلايي
تو مثل كوهي و پشت علي درآمده اي
تو پشت گرمي حيدر،اميد مولايي
هزار شكر كه دستم به دامنت وصل است
هزار شكر كه بانو تو مادر مايي
تويي تو قوَّت شمشير ذوالفقار علي
تويي كه در همه جا بوده اي كنار علي
تمام دارو ندارم محبت زهراست
كه چشم حاجت من بر كرامت زهراست
اگر كه حبّ ولايت ميان دل دارم
چرا كه ارثيه اي از ولايت زهراست
تمام فخر من اين اين است ، حيدري هستم
كه حيدري شدنِ من عنايت زهراست
ميان كوچه شكست و ... فداي مولا شد
وَ اينهمه نمي از شور غيرت زهراست
خداكند برسد جمعه يوسف زهرا
كه دل، شكسته و بي تاب تربت زهراست
به دست داري همين كشور حسيني را
عطا نموده اي از سوي خود خميني را
گداي كوي تو چون من،هزار هزاران شد
كه چشم ما همه محتاج فيض احسان شد
خوشا به حال كسي كه شبي به دعوت تو
كنار لطف كريمانه ي تو مهمان شد
همين كه نام تو را من زِ جان و دل بردم
هزار درد نهفته به سينه درمان شد
ميان مجلست آيا به نيت عيدي ؟؟
برات كرببلا قسمت گدايان شد
زِ يازده قمر آسمان تو بانو
عزيز قلب شما، قبله گاه ايران شد
همان كه در دل من هست شوق پابوسش
همان كه دل گره خورده به مرقد طوسش
**************
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : پنجشنبه 28 فروردین 1393 |