شاکرم حضرت دلدار صدا کرده مرا
شاکرم بهر خودش یار جدا کرده مرا
از کجا لطف خدا شامل حالم شده است
گوییا یار سفر کرده دعا کرده مرا
من کجا محفل ذکر سحر دل شدگان
سبب از چیست که حق اهل بکاء کرده مرا
از خرابی گنه کیست نجاتم داده
آشنای حرم عشق خدا کرده مرا
روز پر معصیتم را چه کسی بخشیده
سائل نیمه شب خوان عطا کرده مرا
کیست ظلمت ز دلم برده و نورم داده
بین این سینه زنان جلوه نما کرده مرا
شکر حق هیئتیم سینه زنی پر شورم
کربلاییی شدم و یار صدا کرده مرا
خادم صحن و سرای پسر فاطمه ام
صاحب کرببلا کرببلا کرده مرا
آنكه خدا در ِجنان از رخ او كشد
هیبت او كل یلان را به زانو كشد
كعبه ی سیار كه دل را به هرسو كشد
نام علی كه میبرم عالمی هو كشد
محور افلاك علی
پدر خاك علی
خواجه ی لولاك
یل بی باك
آنكه بر او كعبه كند
گریبان چاك علی
یا علی حیدر مددی
كار ولایت علی شیعه سازی بود
شیعه ی او را به ملك سرفرازی بود
نماز بی ولای او بی نمازی بود
وضوی آن قسم به حق آب بازی بود
یك تنه لشكر شكند
در خیبر شكند
وصله ی نعلین علی
قیمت زر شكند
آنكه به یك غمزه ی او
عشق هم سر شكند
یا علی حیدر مددی
شمس كه مه از رخ او وام گیرنده است
در بر والشمس رخش باز شرمنده است
او اسدالله ست،یدالله ست و طوفنده است
هر كه به مسافش برود قبر خود كنده است
شیربه زنجیر كشد
تا كه شمشیر كشد
عرش به هم میریزد
تا كه تكبیر كشد
او كه به هنگام نماز
از تنش تیر كشد
یا علی حیدر مددی
با علی ای دیده دگر پی دلبر نگرد
ای نفس ار بی او فرو رفته ای برنگرد
ای كه به دور كعبه و منكر حیدری
كعبه ولادتگه اوست دور حیدر نگرد
كو زره پشت علی
فرش را كشت علی
مقدرات عالمی
بسته ی مشت علی
این كه جهنم یا بهشت
كار انگشت علی
یا علی حیدر مددی
نويسنده : beytolaemeh |
تاريخ : پنجشنبه 03 مرداد 1392 |