فروشگاه تجارت حلال
فروشگاه هایپرثنا
سایت آپلود2
غریب مادر (شعر آیینی)
سایت هیئت های خراسان رضوی (لیست هیئت ها)
ساخت اسلایدمتحرک
وب سایت تکدید(شعر)
وب سایت شعر(مجتبی دسترنج)
وب سایت یاس کبود
معاونت حقوقی مجلس( کتابخانه)
دانلودنوحه
پایگاه تخصصی اهل بیت
ديوان شعر اهل بيت ع
وب باشگاه شعرآئینی
وب سایت توصیه های اخلاقی و..
وب سایت یامرتضی علی (ع)
وب سایت شوریده (دانلودنوحه)
در گذرگاه زمان
عطش روضه
وب سایت تقاطع
وب سایت زندگینامه مشاهیرواشخاص معروف و..
وب سایت اسلامیه
وب سایت بینات
علوم غریبه و...
شگفتی های قرآنی
وب سایت حکایات وحکمت
وبلاگهای منتخب درمیهن بلاگ
وبلاک هیئت محبان الزینب(س) جاده سیمان
سامانه ارسال پیام رایگان(پرند)
سامانه ارسال پیام رایگان(گیل پیامک)
سامانه ارسال پیام رایگان(پارسه)
سامانه ارسال پیام رایگان2
سامانه ارسال پیام رایگان
وب سایت های ارئه دهنده بنررایگان
ساخت بنر رایگان
سایت بعثه مقام معظم رهبری خراسان
سایت دانشگاه علمی کاربردی شهرداریهای خراسان
پایگاه مداح اهل بیت علیمی
پایگاه شخصی حاج مهدی اکبری
پایگاه شخصی حاج محمودکریمی
مرکز تنظیم آثارآیت ا... بهجت
سایت آیت ا... حکیم
سایت آیت ا... مدرسی
سایت بنیاداسلامی آیت ا... خویی
سایت آیت ا... وحیدخراسانی
سایت آیت ا...میرزاجوادتبریزی
مجمع احیای غدیر شهرستان ساری
پایگاه تخصصی اشعار اهل بیت
سازمان بسیج مداحان همدان
هئیت محبان الزهرا(س)بسیج بیشه سر
هیئت رزمندگان اسلام
پایگاه سادات
بانک اطلاعات شهرمشهد مقدش
هیأت مذهبی باب الحسین(علیه السلام)مشهد
هیئت حیدر کرار - مشهد مقدس
هیئت متحده غمزدگان حضرت رقیه (س) مشهد
پایگاه اطلاع رسانی جلسات هیئت های مذهبی
هیئت مکتب الحسین(ع) اصفهان
سایت هیئت محبان الرضا(ع)
سایت محمل (اشعارمذهبی)
وب سایت شخصی شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
مداحی وشعر
مشق هیئت (اشعارمذهبی )
وب سایت صلوات آنلاین
هیئت قمربنی هاشم
مسکین باخرزی
وب سایت عمیت عین لاتراک
هیئت کف العباس (ع)رودسر
پایگاه تخصص مدح
ازدحام گودال (شعر)
فریادالعطش (شعر)
وبلاک شعرشاعر(شعر)
وبلاک سهیل عرب(قاسم بن الحسن(ع))
وبلاک غمخانه رباب (س)
لیست کامل سایت های خبری ، روزنامه ها و خبرگزاری های فارسی
پایگاه های اطلاع رسانی و روزنامه های کشور
فهرست روزنامه های ايران
وبلاک باب الحرم جدید(شعر)
وبلاک کربلا
شعر
وبلاگ رضیع الحسین(ع)
اوج پرواز
مداحین اشعار
وبلاگ اشعار کامل شاعران
سایت هیئت محبان الرضا(ع)
سایت سادات
رئوف اهل بیت (شعر)
هیئت انصارالرضاع(مشهد)
هئیت جنت العباس اصفهان
وبلاک خادمین حسین بن علی آبدانان
سایت هیئت های تهران
سایت حسینیه (نوحه )شعر
سایت باب الحرم (جدید)
بزم اشک (شعرمداحی)
سایت فاطمه(س)
سایت قائمیه اصفهان(دانلودنرم افزار)
بانک اشعارمذهبی2
مادحین (اشعارمذهبی)
دینی(اشعار)
اشعار(یاحسین)
سایت اشعارمذهبی
سایت مداحی (متن اشعارمذهبی)
خیمه دلسوختگان
سایت حرم شاه
بانک اشعارمذهبی
2- پخش زنده از حرم های ائمه (ع)
1- پخش زنده از حرم های ائمه (ع)
پخش زنده حرم حضرت عباس(ع)
پخش زنده حرم امام رضا (ع)
پخش زنده ومستقیم حرم امام حسین (ع)
سایت امام 8
سایت معراج
سایت باب الحرم
بعثه مقام معظم رهبری (خراسان رضوی)
ردیاب ماشین
جلوپنجره اریو
اریو زوتی z300
جلو پنجره ایکس 60
لطفاجهت استفاده از اشعارمذهبی ویادانلودکلیک فرمایئد
(برگرفته از وب سایت باب الحرم)
لطفاجهت استفاده از اشعارمذهبی ویادانلودکلیک فرمایئد
(برگرفته از وب سایت شهید آوینی )
نوحه - مرثیه - اشعار به مناسبت شهادت ائمه اطهار(علیهم السلام) | مدیحه - مولودی - اشعار به مناسبت ولادت ائمه اطهار(علیهم السلام) |
حضرت محمد (ص) | حضرت محمد (ص) |
حضرت علی(ع) | حضرت علی(ع) |
حضرت فاطمه(ص) | حضرت فاطمه(ص) |
حضرت امام حسن مجتبی(ع) | حضرت امام حسن مجتبی(ع) |
حضرت امام حسین(ع) | حضرت امام حسین(ع) |
حضرت عباس (ع) | حضرت عباس (ع) |
حضرت امام سجاد(ع) | حضرت امام سجاد(ع) |
حضرت امام محمد باقر(ع) | حضرت امام محمد باقر(ع) |
حضرت امام جعفر صادق(ع) | حضرت امام جعفر صادق(ع) |
حضرت امام موسی کاظم(ع) | حضرت امام موسی کاظم(ع) |
حضرت امام رضا(ع) | حضرت امام رضا(ع) |
حضرت امام جواد(ع) | حضرت امام جواد(ع) |
حضرت امام هادی(ع) | حضرت امام هادی(ع) |
حضرت امام حسن عسگری(ع) | حضرت امام حسن عسگری(ع) |
حضرت مهدی(ع) | حضرت مهدی(ع) |
برسرخوانت نمک گیرشدم
من که زیرعلمت پیرشدم
ذکرتوگویم نیفتم برزمین
جان فدای یل ام البنین (س)
****
آیدنوایی از جنان ابوالفضل(ع)
ذکرلب علم کشان ابوالفضل(ع)
ذکرلب هرپهلوان الوالفضل(ع)
داردزحیدر(ع)اونشان(ع)
****
پیش توشیران دشمن از مگس هم کمتراست
ذکرتواوج عبادات منواز حج رفتن هم بهتر است
قوت بازوی تو کوه رااز جا می کند
رجز وقت نبردت یاامیرالمومنین(ع)حیدر(ع)است
****
صحبتت باکودکان باشدلطیف
قدرتت صدمردجنگی راحریف
آری آری قدرت حق شدعیان
ای که داری از علی(ع)صدهانشان
****
کاری کردی که مستم
باتومن حق پرستم
من دخیل عاشقی را
برسرکوی توبستم
****
درمان دل اهل ولائی عباس(ع)
درهردوجهان امیدمائی عباس(ع)
ای به قربان توو آن دست قلمت
تاابدباشد به دوشم علمت
****
تیغ ابروی توگشته قبله گاهم یاابوالفضل(ع)
من گداودردوعالم پادشاهم یاابوالفضل(ع)
من زیرعلم چو پهلوانم
من بی تودگرزنده نمانم
****
غیرتودگریارندارم
عشق توشده باغ وبهارم
این است دعایم هم شبها
تازیرعلم جان بسپارم
****
حک شدبه دلم داغ غم تو
من می کشم بردوش علم تو
شدقبله عشاق حرم تو
شرمنده شدم از کرم تو
****
یاحسین(ع)ای عشق عالم دل من رو تو ربودی
اگه نالایقت هستم چرا دربه روم گشودی
من که بد بوده ام اما توبودی گرفتی دستم
هرچه بدباشم ای آقا عاشق کربلات هستم
شده ام مست صبویت بخدا شدم گرفتار
همه می خونن ماهارو نوکرعباس علمدار(ع)
می خونم ذکرابوالفضل (ع) تا بشم که افضل الناس
چی میشه آقابیام من یه روز ی به کهف العباس(ع)
نه یهودم ، نه مسیحم نه کلیمم نه خوارج
همه می خونن ماهارو نوکر باب الحوائج
ای که ذکر تو ابوالفضل(ع) به همه دردها دوایه
بخدا درمون این دل یه برات کربلایه
بخدا به عشق مولا خون تو رگهام می چوشه
اگه می بینی که مستم فقط به عشق شش گوشه
*****
به خاطردست قلم –می گیرم من زیرعلم
الهی که همه یه روز- راهی بشیم تابه حرم
****
ای پهلوان که به میدان حریف نداری
خون حیدر(ع)در رگت ولی بی قراری
جهان به خود ندیده چنین یلی
کیستی که می بوسددست توراعلی(ع)
قمراگرقمرشدچون تو قمر هستی
به که رفتی که اینگونه جنگاورهستی
به که رفتی که بی سپرمی جنگی
چقدر تو مانند حیدر(ع) می جنگی
الگوی رزمی برای قاسم(ع)واکبر(ع)
تیغ در دست تو خود را می کندباور
توصیف تو از زبان ما خارج است
همین بس که نامت باب الحوائج(ع)است
ای پدر فضل و کرم ابوالفضل(ع)
تنها توئی صاحب علم ابوالفضل(ع)
برکلاه خودتو حک شده ای علمدار(س)
لافتی الا علی لاسیف الاذالفقار
جنگ خود،حیران ازجنگیدن توست
حتی خدا هم مشغول دیدن توست
ذکر لبت یاحسین(ع) و رجز نبردت یاعلی (ع)
شمشیرگرفتن وجنگیدنت مونمی زندباعلی(ع)
دوباره به میدان نبردزنده کردی حیدر(ع)را
دوباره بادست یداللهی زجاکندی خیبررا
چنان شمشیر زدی ای سردار بی قرین
که خداهم به تو گفت یاابوالفضل (ع)آفرین
بااین همه عظمت و شکوه ، ای پهلوان
آمدی بردر خیمه حسین(ع)،ای شیرژیان
زانو زدی در پیش حسین(ع) ، شاه دین
گفتی که مرا خوانده غلام تو ام البنین (س)
رخصت ای شاه،غربت تو تنهادردمن است
اجازه بده که حالا وقت نبرد من است
زد به میدان جنگ و جنگ آغاز کرد
زد به دل لشکر و راه باز کرد
یک چشم سوی علقمه ویک چشم سوی حرم
به یک دست شمشیرگرفت و به یک دست علم
به پشت بستی مشک و به سینه بستی زره
همه می گویندتنها بادست تو وا شود این گره
رساند خودرابه علقمه و پرکردمشک
جاری شداز چشمانش بارانی از اشک
تو اینجاباشی و خیمه ها در تب و تاب
بیابرویم به حرم تاجان نداده طفل رباب
ای آب ، ای سند آبرویم پیش فاطمه (س)
آبروداری کن تاسربلندبرگردم از علقمه
****
الایاایهاناس –دلی دارم پراحساس
به روی سردرآن –نوشته بیت العباس(ع)
****(مدح عباس(ع))
استاددرس نبردزخیمه نظاره گر
نظاره گررزم پسران برادر
آن طرف قاسم (س)زده بردل لشکر
این طرف غوغانموده علی اکبر(ع)
چونکه می دید رزم شاگردانش علمدار
ماشاءا...می گفت به پسران حیدرکرار(ع)
بماندکه به میدان نبرد چه رخ داد
کاری کردندکه به میدان رود استاد
آمدمقابل ارباب واذن میدان خواست
نمی توانم ببینم که مولایم تنهاست
نگاهی به اوکردوآهی از دل حسین(ع)برخواست
علمدار،تاتوهستی خیمه هایم پابرجاست
غیرت ا...که هنوزلباس رزم نپوشیده بود
تشنگی کودکان اهل حرم را دیده بود
فرمودکه تحمل ندارم بیشتر
از طرفی مرانامیده غلامت مادر
چونکه مولایش اذن میدان فرمود
واردخیمه شد،لباس رزم برتن نمود
تاکه جنگ خویش آغاز کرد
زدبه دل لشکروراه باز کرد
رجزی خواندمنم یل هاشمی نسب
انااخ الحسین(ع)،قتال العرب
دوباره زنده کردبه میدان حیدر(ع)کرار
حسین(ع)می گفت ماشاءا... علمدار
همه رابرخاک می انداخت صف به صف
همه لشکریک طرف وعباس(ع)یک طرف
دیدندنمی شوندحریف یل ام البنین(ع)
برای کشتنش دربین نخلهاکردندکمین
دیدندنمی تواننداینگونه اوراکشت
دست راستش جداکردنداز پشت
مشک رابه دست چپ گرفت وعازم
یاداطفال حرم درسرداشت دائم
تمام لشکربه سوی اوتاختند
دست دیگرش از بدن انداختند
باهزارامیدمشک آب رابه دندان گرفت
دشمن چودیداین صحنه راجان گرفت
نانجیبی برداشت عمودی آهنین را
شکافت فرق سریل ام البنین(س)را
چنان کاری بودکه تاآبرو رسید
ناگهان کنارخویش صدائی شنید
غرف خون شدسروروی وپیکرش
مادرش فاطمه(س)آمدبه سرش
منم زهرا(س)دختر رسول (ص)
حجت ابوالفضل(س)باشد قبول
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
****
حضرت حیدر(ع)به نام فاطمه (س)حساس بود
خلقت از روز ازل مست از عطر گل یاس بود
ای که درکوچه ها سیلی زدی برفاطمه (س)
گردنت رامی شکست آنجااگرعباس (ع)
****
پرزنداین دل به سربام ابوالفضل (ع)
کرببلائی شدم از نام ابوالفضل (ع)
می بزنید امشبواز جام ابوالفضل(ع)
****
منم زینب (س)که داغم راکران نیست
ابوالفضلی ترازمن درجهان نیست
چه می گویم که اورب کرم بود
ابوالفضلی تراز من مادرم بود
****
عباس دلی بسان دریادارد
دست کرمی چنان زهرا(س)دارد
درکرببلاجان رابه فدای حسین(ع)کرد
گرماجان رابه فدایش کنیم جادارد
****
امشـب شهـادت نـامهی عشاق، امضا میشود
فردا ز خون عاشقان، ایــن دشـت دریا میشود
امشب کنار یـکـدگـــر،بنشــستــه آل مـصـطـفـی
فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا میشود
امشــب بــود برپــا اگــر، ایـن خـیمهی ثـاراللهی
فردا به دست دشمنــان، برکنده از جــا میشود
امــشب صــدای خــواندن قـرآن به گوش آید ولی
فردا صدای الامــان، زین دشــت بــر پــا میشود
امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است
فــردا خـدایــا بستــرش، آغــوش صحـرا میشود
امشب که جمع کودکان، در خـواب نــاز آسودهاند
فردا به زیر خـــــارها، گـمگــشتـه پیــدا میشود
امــشب رقیــه حلــقهء زریــن اگـر دارد به گوش
فردا دریغ ایــن گوشــوار از گــوش او وا میشود
امشب بـه خـیـل تشنگان، عباس باشد پاسبان
فردا کنــار علقمــه، بــی دسـت سقّـا میشود
امشب که قاسم، زینت گلـــزار آل مصطــفـاست
فردا ز مرکب، سرنگون، ایــن سـرو رعنا میشود
امشب گـــرفته در میــــان، اصحـــاب، ثـــارالله را
فـردا عــزیــز فاطمـه، بی یــار و تنــها میشود
امشب به دست شاه دشت،باشد سلیمانی نگین
فردا به دست ساربان، این حلقه یغما میشود
امــشــب سـرسِــرّ خــدا بــر دامـــن زینـب بود
فــردا انیس خولی و دیــر نصــــاری مــیشود
ترسم زمین وآسمان، زیر و زبر گردد "حسان"
فردا اســــارت نامهی زینب چو اجرا میشود
ای نثارت اشک پیوسته
تشنه لب بار سفر بسته
یا اخا آهسته آهسته
ای همه هست من مرو از دستِ من
ای حسینم، ای حسینم
ای قیامت قد و بالایت
ای به قامت چشم زهرایت
تاکند زینب تماشایت
ای همه هست من مرو از دستِ من
ای حسینم، ای حسینم
ای جمالت شمع محفل ها
ای به دنبالت همه دل ها
می روی در بین قاتل ها
ای همه هست من مرو از دستِ من
ای حسینم، ای حسینم
نیزه ها گریان بر احوالت
تیر دشمن ها پر و بالت
زینب و زهرا به دنبالت
ای همه هست من مرو از دستِ من
ای حسینم، ای حسینم
ای سرشکم وقف دیدارت
بین دشمن می شوم یارت
جای عباس علمدارت
ای همه هست من مرو از دستِ من
ای حسینم، ای حسینم
اصغرت در موج خون خواب است
دخترت در خیمه بی تاب است
تشنه ی یک جرعه ی آب است
ای همه هست من مرو از دستِ من
ای حسینم، ای حسینم
صبر کن دور سرت گردم
جانشین اکبرت گردم
در غریبی لشگرت گردم
ای همه هست من مرو از دستِ من
ای حسینم، ای حسینم
بریزم اشک پیوسته، حسین بار سفر بسته
برادر جان! برادر جان! برو آهسته آهسته
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم
همه بودم، همه هستم، شتابان رفتی از دستم
من آخر خواهرت هستم، برو آهسته آهسته
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم
توقف کن دراین صحرا، که جای مادرم زهرا
ببوسم حلق خشکت را، برو آهسته آهسته
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم
فدای کام عطشانت فدای چشم گریانت
نگاهی کن به طفلانت، برو آهسته آهسته
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم
تو با من یار و هم دردی، وداعی در حرم کردی
که دیگر بر نمی گردی، برو آهسته آهسته
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم
دعا کن تا بمیرم من، عزا برتو نگیرم من
که بعد از تو اسیرم من، برو آهسته آهسته
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم
تمام آرزوی من، نگاهی کن به سوی من
سپس از پیش روی من، برو آهسته آهسته
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم
ببین حال دل زارم، مرو ای آخرین یارم
که من تنها تو را دارم، برو آهسته آهسته
حسین جانم حسین جانم
حسین جانم حسین جانم
حرمت زهرا را دریدند در قتلگه خنجر کشیدند
حسین او را سر بریدند
از این غم شد به پا شور قیامت
فاطمه فاطمه! سرت سلامت
******
رنگ از رخ زینب پریده گردیده زهرای شهیده
زائر رگ های بریده
از این غم شد به پا شور قیامت
فاطمه فاطمه! سرت سلامت
******
امت عجب شرم از خدا کرد حق محمد را ادا کرد
سر حسینش را جدا کرد
از این غم شد به پا شور قیامت
فاطمه فاطمه! سرت سلامت
******
قاتل برون آمد زگودال زهرا رود او را به دنبال
حسین می زند پرو بال
از این غم شد به پا شور قیامت
فاطمه فاطمه! سرت سلامت
******
بین زنان داغدیده یک اسب بی صاحب رسیده
از سوز دل شیهه کشیده
از این غم شد به پا شور قیامت
فاطمه فاطمه! سرت سلامت
******
صحرا پر از آتش و دود است صورت دختری کبود است
گناه او مگر چه بوده است
از این غم شد به پا شور قیامت
فاطمه فاطمه! سرت سلامت
******
صدپاره پیکر حسین است بریده حنجرحسین است
ای وای این سر حسین است
از این غم شد به پا شور قیامت
فاطمه فاطمه! سرت سلامت
![]() |
![]() |
![]() |
|||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||||||||||
|
|||||||||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|||||||||||||||
|
||||||||||||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
امام حسن (ع) | ||||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||
![]() |
|
امام حسین (ع) | ||||||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
|
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
امام علی (ع) | |||||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
حضرت زهرا (س) | ||||||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|||||||
![]() |
|
|
![]() |
|
|||||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
![]() |
||||||
![]() |
|
|
مدح
اين شير بچه هاي من از نسل ِحيدرند
همزاد پاكي و كرم از خونِ جعفرند
در اوج خويش اگر چه به طيار ميرسند
اي رُكن ِ عشق من، به شما سجده ميبرند
رخصت دهيد لشكرِ طاغوت و جبت را
با ذكر يا عليمدد از پا در آورند
در عشق رفته اند به دائيِ ماهشان
آئينه هاي رزم علمدار ِ لشگرند
سوگند خورده اند كه قربانيت شوند
من مطمئنم آبرويم را نميبرند
شمشير بسته، مستِ كفن، تشنه ي وصال
بر جان خويش درد و بلاي تو ميخَرند
سهمي مرا ز داغ ِ جگر گوشه ها دهيد
اين دو اميدِ آبروي من به محشرند
تا زير كعبِ نيزه نيفتاده ام ز پا
بگذار تا به پاي تو از خويش بگذرند
دِق ميكنند معجر من جا به جا شود
حساس و غيرتي به سرانجام مادرند
اسباب خجلت است كريمانه كن قبول
اين دو ذبيح تحفه ي ناچيز ِ خواهرند
در ازدحام ِ نيزه و شمشيرها اگر
ديدي كه قطعه قطعه و در خون شناورند...
...دلخوش نكن به ياوري خواهرانه ام
پاها مرا ز خيمه برونم نميبرند
شرم ِحضوِر ِخواهر ِ خود را قبول كن
قربانيانِ اصغرِ خود را قبول كن
------
دید زینب چون به دشت کربلا
گشته بی یاور حسینش از جفا
کرد بهر یاری آن ممتحن
هر دو طفل خویش را در بر کفن
بوسه زد از مهربانی رویشان
زد گلاب و شانه بر گیسویشان
آمد و آورد با افغان و آه
آن غزالان حرم را نزد شاه
گفت روزی کز مدینه با نوا
من شدم عازم به دشت کربلا
گفت عبدالله که چون دیدی ز کین
شد حسینت بی کس و یار و معین
اذن بنما حاصل آن شهریار
تا دو فرزندم کنندش جان نثار
یاری او از دل و از جان کنند
در ره او جان خود قربان کنند
کرد اجاب این تمنا بی درنگ
دادشان رخصت پی میدان جنگ
آن غزالان از حرم بیرون شدند
سوی جلادان در آن هامون شدند
حسین برات یه دنیا غم آوردم
گلام رو با خودم آوردم
ببخش كه هدیه كم آوردم
حسین ستاره ی عرش برینم
بشنو صدای آتشینم
تو دست رد نزن به سینه ام
حسین
بارون رحمت من
به خواهرت نزول كن
داداش به جون مادر
بچه هامو قبول كن
نگاه به قدشون كن
ببین مرد نبردند
می خوان مثل خود من
دور سرت بگردند
بذار فدای اكبرت شن
غرق به خون برابرت شن
تا افتخار خواهرت شن
حسین
قول میدم این گل های زیبام
اگه برن از جلو چشمام
از خیمه ام بیرون نمیآم
غصه نخور غریبی
فدای نیم نگاهت
من و دوتا جوونم
اینجا میشیم سپاهت
می خوام دو یاس پرپر
میون گلزارت شن
بذار بلاگردون
چشم علمدارت شن
-----------
سینه زنی سنگین
ما دو مرد رهیم یار ثار اللهیم در رهت جان دهیم یا بن الزهرا
اذن میدان بده شهد جانان بده زاده زینبیم یا ابن الزهرا
محرم عشق تو در منا ییم حا جیان ره کربلاییم یا حسین یا حسین
ما اسیر توییم تو اسیر خدا ای شه کربلا یا ابن الزهرا
جان زهرا قسم تحفه خواهرت رد مکن از وفا یا ابن الزهرا
تاب تنهاییت را نداریم کربلایی شویم جان سپا ریم
یا حسین یا حسین
گر چه دیر آمدیم سر به زیر آمدیم نزد وجه خدا یا ابن الزهرا
ما فدا یی تو عاشق اکبریم کشته هل اتی یا ابن الزهرا
ما غلام ابو فاضل تو زاده زینب و حا صل تو
ای برادر جان شوم من بلا گردان تو
دسته گلهایم شوند جملگی قربان تو
جان زهرا رد احسانم مکن ای برادر دل پریشانم مکن
یا اخا یاحسین یا حسین (2)
در میان دشمنان بس که دیدم غربتت
جای دستم دسته گل آورم بر بیعتت
روز عاشورا کنم یاد غدیر بهر یاری دسته گلهایم بگیر
یا اخا یا حسین یاحسین (2)
جسم گلهای مرا آورید از قتلگاه
می کشد روی زمین پایشان تا خیمه گاه
من نمی آیم برون از خیمه ها تا نگردی شرمسارم اخا
یااخا یا حسین یا حسین (2)
-
دید زینب چو برادر تنهاست بهر یاری برادر برخاست
دو جگر گوشة خود را طلبید به موی هر دو پسر شانه کشید
روی بر حجت داور آورد هر دو را نزد برادر آورد
از تو سر در ره حق باختن است
سهم من سوختن و ساختن است
دو جگر گوشه من منتظرند خبر از ما سوی مادر ببرند
ای برادر تو دوای دردم با چه رویی به حرم برگردم
این دو گل هست به دوران ثمرم هدیه بفرست به سوی پدرم
گفت ای خواهر غم پرور من بس بود داغ علی اکبر من
گفت ای نور دو چشمان من ای که هستی سرو سامان من
سینیه زنی تک
گلهای خواهر ، گردیده پرپر شد هدیه هایی ، بهر برادر
تنها نه گلها ، بلکه فدایت دارو ندار هستی خواهر
مظلوم حسینم ، مظلوم حسینم
از پشت پرده ، در خیمه دیدم آید ز میدان، ای پور حیدر
بر روی دستت ، چون دسته گل گلهای سرخم، در خون شناور
مظلوم حسینم ، مظلوم حسینم
بگرفتی از چه ، سر را به پایین هرگز نبینم ، شرم تو دیگر
گفتم نیایم ، از خیمه بیرون تا که نباشد ، شرمنده دلبر
مظلوم حسینم ، مظلوم حسینم
یا رب نگردد ، از مَحرم خود شرمنده یک تن، تا روز محشر
روزی مدینه ، با حال خجلت دیدم پدر را ، در پیش مادر
مظلوم حسینم ، مظلوم حسینم
آن مام خسته ، پهلو شکسته این دستت بسته ، سردار خیبر
این با طنابی ، رو سوی مسجد آن پشت در بود در خون شناور
مظلوم حسینم ، مظلوم حسینم
آن ضربه ها که ، دشمن بر در زد در کربلا هم ، گشته مکرر
اینجا دوباره گردید نیلی گلهای یاس آل پیمبر
مظلوم حسینم ، مظلوم حسینم
گرچه برادر ، نیلو فرانم گشته فدایت ، در پیش لشکر
مظلوم حسینم ، مظلوم حسینم
سینه زنی شور
اشعار شب چهارم محرم – روضه طفلان حضرت زینب(س)
چه وداعی چقدر جانسوز است
کربلا کرب والبکاء شده است
مادری پشت پرده ی خیمه
دست بر دامن دعا شده است
**
گریه های حرم سؤالی شد
راستی بانوی قبیله کجاست
شیرِ مردانِ زینب کبری ....
...کمی آهسته ؛پس عقیله کجاست
**
سخت از پیله خیمه دل کندید
بال پروازتان تَقَلّا کرد
نام زهرا گره گشاتان شد
قسم عشق کار خود را کرد
**
گرگهای گرسنه ی این دشت
در کمینند با خبر باشید
این خلیفه پرستهای حریص
لاله چینند با خبر باشید
**
نوه ی مرتضی شدن جُرم است
خونتان را حلال می بینند
تازه اسلام نابتان را هم
زیر تیغ سؤال میگیرند
**
شعله های نفاق این مردم
از سقیفه زبانه میگیرد
جان زهرا به فکر خود باشید
پهلو ها را نشانه می گیرند
**
خونِ دل روزی علی کردند
پشت پا می زنند این مردم
کوفه را با مدینه فرقی نیست
بی هوا میزنند این مردم
**
کوچه وا میکنند با حیله
کینه فتوای لاله کوبی داد
تجربه گفت:اولین کوچه...
....در مدینه جواب خوبی داد
**
راستی،سمت حرمله نروید
شرح این درد، مو به مو مانده
به خدا حیف چشمهای شماست
چند تیری برای او مانده
********************
اشعار شب چهارم محرم – روضه طفلان حضرت زینب(س) –
اینان کم از دو لاله احمر که نیستند
از یاوران خوب تو کمتر که نیستند
هر چند نور چشم من اما عزیز تر....
....از حنجر بریده اصغر که نیستند
هر چند سرو قامت آنها قیامت است
هرگز به دلربایی اکبر که نیستند
گیرم شهید گشته ، فدای تو می شوند
در کربلا سیاهی لشگر که نیستند
با آنچه مادر از سفر شام گفته بود
در پیج و تاب و حادثه ، بهتر که نسیتند
*****************
اشعار شب چهارم محرم الحرام – روضه طفلان حضرت زینب(س)
تا هست خدا در دل من کرب و بلا هست
از درد غمت گریه بی چون و چرا هست
این دشت زیارتکده ی منظر توست
بی روی تو عالم همه در آتشِ آه ست
این قدر نگو یار نمانده ست و غریبم
تا دختر زهرا و ابر مرد خدا هست
تو تیغ بده تا که به طوفان غیورم
معلوم شود زینب تو مرده و یا هست
از هل مِن پر سوز تو فهمیده دل من
در قافله ی نیزه سواران توجا هست
هر هاجر خونین جگری هدیه ای آورد
ای کعبه من حال بگو نوبت ما هست؟
تو ناز نفرما که بمیرند به پایت
یک گوشه ی چشمی که کفن پوش دوتا هست
من کار به برگشت پسرهام ندارم
خوش هستم از این که دو نفس با تو مرا هست
**
********************
اشعار شب چهارم محرم – روضه طفلان حضرت زینب(س)
از زبان امام حسین(ع):
چگونه آب نگردم کنار پیکرتان
که خیره مانده به چشمم نگاه آخرتان
میان هلهله ی قاتلانتان تنها
نشسته ام که بگریم به جسم پرپرتان
چه شد که بعد رجزهایتان در این میدان
چه شد که بعد تماشای رزم محشرتان
ز داغ این همه دشنه به خویش می پیچید
به زیر آن همه مرکب شکسته شد پرتان
شکسته آمدم اینجا شکسته تر شده ام
نشسته ام من شرمنده در برابرتان
خدا کند که بگیرند چشم زینب را
که تیغ تیز نبیند به روی حنجرتان
میان قافله ی نیزه دارها فردا
خدا کند که نخندد کسی به مادرتان
و پیش ناقه ی او در میان شادی ها
خدا کند که نیفتد ز نیزه ها سرتان
*******************
اشعار شب چهارم محرم – روضه طفلان حضرت زینب(س) -
حضرت عاطفه لطف تو اگر بگذارد
دل آیــینه ای ام قصــد تقــرب دارد
آسمانم همه ابری است ، تماشایش کن
«نه» نگو چون به تلنگر زدنی می بارد
حرفم این است که لطمه به غرورم نزنی
دست رد بر جگــر تنگ بلــورم نزنی
مهلتی تا که کنــار تو تلالــؤ بکنم
با دل سوخته ات بیعتی از نو بکنم
نذر کردم که به اندازه ی وسعم آقا!
همه هستی خود نذر سر تو بکنم
دو پســر نزد تو با چشـــم ترم آوردم
دو جگر گوشه ز جنس جگرم آوردم
هر دو بر گوشه ی دامان شما ملتمس اند
بر در خانه ی احساس شما ملتمس اند
در دل کوچکشان عشق شما می جوشد
تا که گردند به قربان شما ملتمس اند
هر دوتا شیر مرا با غم تو نوشیدند
از شب پیش برای تو کفن پوشیدند
حضرت آینه بگذار سرافراز شوم
در شعاع کرمت بشکُفم و باز شوم
تپش ام کند شده مرحمتی کن آقا!
تا به پایان نرســم بازهم آغاز شوم
این حریصان شهادت ز پی نان توأند
هر دو از روز ازل دست به دامان توأند
پیش از آنی که بیایند تفأّل زده اند
عطر بر پیرهن و شانه به کاکل زده اند
یک دهه فاطمیه گریه به زهرا کردند
تا که بر دامن تو چنگ توسل زده اند
********************
اشعار شب چهارم محرم – روضه طفلان حضرت زینب(س) –
فتوا
تا صوت قرآن از لب آنها مي آيد
كفرِ تمام نيزه ها بالا مي آيد
دجال هاي كوفه درحال فرارند
دارد سپاه زينب كبري مي آيد
سدّ سپاه كفر را درهم شكستند
تكبيرهاي حضرت سقا مي آيد
انگار كه زخم فدك سر باز كرده
ازهرطرف فرياد يا زهرا مي آيد
- خون علي گويان عالم را بريزيد-
اي دشنه ها، تازه ترين فتوا مي آيد
آداب جنگ كربلا مثل مدينه است
چون ضربه هاشان سمت پهلوها مي آيد
اي نيزه داران، نيزه هاتان را مكوبيد
روز مبادا،عصرعاشورا مي آيد
خون گلوشان خاك را بي آبرو كرد
آسيمه سربا طشت خود يحيي مي آيد
اي تيغ هاي كند، با تقسيم سرها
چيزي از آنها گيرتان آيا مي آيد؟
اين اولين باريست كه از پشت خيمه
دارد صداي گريه ي آقا مي آيد
زينب بيا از خيمه ها بيرون، كه تنها
با ديدن تو حال آقا جا مي آيد
*******************
اشعار شب چهارم محرم– روضه طفلان حضرت زینب(س) –
مادر شهيد
بغض نگاه خسته تان،اي مسيح من
مانند سنگ ؛شيشه ي قلب مرا شكست
دار و ندار زندگيم نذر خنده ات
غصه نخور،كه ارتش زينب هنوز هست
**
در راه پاسداري آيين كردگار
عمريست در كنار شما ايستاده ام
اين بچه هاي دست گلم را زكودكي
من با وضو و حب شما شير داده ام
**
سرمست باده هاي طهورايي توأند
شمشير دست هر دوشان تيز و صيقلي است
پروانه وار منتظر اذن رفتنند
رمز شروع حمله شان ذكر يا عليست
**
اي پادشاه- تا تو رضايت دهي- ببين
سربند ياعلي به سرخويش بسته اند
برفوت و فن نيزه و شمشير واقف اند
چون پاي درس ساقي لشگر نشسته اند
**
عباس گفته: خواهرمن!مرحبا به تو
اين مردهاي كوچك تو، شيرشرزه اند
مبهوت سبك جنگ و رجزهايشان شدم
شاگردهاي اول پرتاب نيزه اند
**
گفتم به بچه هاي عزيزم كه تا ابد
غمگين زخم سينه ي يك ياس پرپرم
تا آخرين نفس به عدو تيغ مي زنيد
با نيت تلافي سيلي مادرم
**
در آزمون صبر و محن، مادر شما
با نمره ي قبولي تان گشت رو سپيد
در دفتر كرامت من دست حق نوشت
اي دختر شهيد، شدي مادر شهيد
**********************
اشعار ماه محرم - اشعار شب چهارم -
از زبان امام حسین:
دوباره در دل من خیمهی عزا نزنید
نمک به زخم من و زخم خیمهها نزنید
شکستهتر ز منِ پیر دیگر اینجا نیست
مرا زمین زده است اکبرم، شما نزنید
برای آنکه نمیرم ز شرم مادرتان
میان این همه لبخند دست و پا نزنید
خدا کند که بگوید کسی به قاتلتان
فقط نه اینکه دو بیکس، دو تشنه را نزنید
که در برابر چشمان مادری تنها
سر دو تازه جوان را به نیزهها نزنید
*******************
اشعار ماه محرم - اشعار شب چهارم محرم - روضه طفلان حضرت زینب(س)
قامت کمان کند که دو تا تیر آخرش
یک دم سپر شوند برای برادرش
خون عقاب در جگر شیرشان پر است
از نسل جعفرند و علی این دو لشکرش
این دو ز کودکی فقط آیینه دیده اند
آیینه ای که آه نسازد مکدرش
واحیرتا که این دو جوانان زینب اند
یا ایستاده تیر دو سر در برابرش؟
با جان و دل دو پاره جگر وقف می کند
یک پاره جای خویش و یکی جای همسرش
یک دست,گرم اشک گرفتن ز چشم هاش
مشغول عطر و شانه زدن دست دیگرش
چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبر
چشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرش
زینب به پیشواز شهیدان خود نرفت
تا که خدا نکرده مبادا برادرش ...
زینب همان شکوه که ناموس غیرت است
زینب که در مدینه قرق بود معبرش
زینب همان که فاطمه از هر نظر شده است
از بس که رفته این همه این زن به مادرش
زینب همان که زینت بابای خویش بود
در کربلا شدند پسرهاش زیورش
گفتند عصر واقعه آزاد شد فرات
وقتی گذشته بود دگر آب از سرش
********************
اشعار ماه محرم - اشعار شب چهارم محرم - روضه طفلان حضرت زینب(س)
همچون غريبه با من دلخسته تا مكن
طفلان خواهرت ز سر خويش وا مكن
يكبار مي شود كه فداي غمت شوند
حالا كه وقتش آمده چون و چرا مكن
دو نوجوان زينب و اين قتلگاه تو
بي بهره ام ز قافله ي كربلا مكن
يك عمر بوده ام همه جا در كنار تو
سهم مرا ز سفره ي سرخت جدا مكن
يكبار كار من به تو افتاد يا اخا
رد قسم به عصمت خيرالنساء مكن
مراسم دهه اول محرم 1392
برادران وخواهران
بانوای : شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جها ن میهن وبرادرجلیل نجاتی
تلاوت زیارت عاشورااوروضه خوانی وسینه زنی و....
ساعت شروع : 8/30
آدرس : مشهد مقدس -رسالت شمالی -شهرک همت آباد-نبش طالقانی -ساختمان زینبیون(س)
*****(متن اشعارشب هشتم-حضرت علی اکبر(ع))
درمدح حضرت علی اکبر(ع)
شاگرددرس عباس(ع)،فرزندمولا
علی اکبر(ع)حسین(ع)،فرزندلیلا
برون زخیمه آمد مه بنی هاشم
همه محو آن قدوقامت رعنا
تاآن دم حرفی نزدتاکه دید
دشمن رجزمی خواندوغریب است بابا
زانوی ادب زدبه پیش مولایش
اذن میدان خواست تاکندغوغا
حلقه زداشک درچشم حسین(ع)
نگاهی کردبرآن قدو بالا
گفت کمی مقابل پدرراه برو
ای شبیه پیمبرخلقاًوخلقا
خواهرانت می خواهندتماشایت کنند
بروبا اهل خیام وداعی نما
وارد خیمه شدهمه گرفتند دوروبرش
مادردرآغوش گرفت وعمه می کرددعا
ناگه صدایی از لشکردشمن بلندشد
حسین(ع)،آیاکسی نیست بجنگدباما؟
گیسوان را،لباس را،زدست محرمان کشید
ای اهل خیام رهایم کنید رها
مگرنمی بینیدکه رجزمی خواندعدو
نمی توانم ببینم بیشترغربت آقا
لباس رزم به تن وسوارمرکب
زدبه دل لشکروبازکرد راه
آن طرف عباس(ع)تکبیری گفت
وبلندفریادزد ماشاء ا....
این طرف همه اهل خیام می گفتند
لاحول ولاقوه الابالله
پیرمردان لشکردشمن می گفتندبهم
آمدبه جنگ مارسول(ص) خدا
مانمی جنگیم بااین جوان دلیر
پیچید میان لشکردشمن این صدا
ناگهان صدایی بلندشدکه رجزمی خواند
اناعلی بن حسین بن علی مرتضا(ع)
پدرم حسین(ع)وجدم رسول ا...(ص)
منم زنسل علی (ع)وحضرت زهرا(ع)
تاشنیدندکه اوزنسل علی مرتضاست(ع)
آنهایی که مانده بودنداز مدینه درکوچه ها
دیدندکه حریف اوتک به تک نمی شوند
هرکس که نیزه داشت می زددرآنجا
چه بگویم که بااوچه کردند،واویلا
آنقدرزدند که علی (ع)شدارباًاربا
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
***(روضه علی اکبر(ع))
برخیز که زهرا(س)از جنان رسیده
دست به کمرودوان دوان رسیده
گریه می کند ومی گویدای وای
عمرتوچه زودبه پایان رسیده
---
ارباًارباشدی به زیرسم مرکب
پدررامی خواندی هردم به لب
بگفتی قصه ای درسینه دارم
زبعدمن چه آیدبرسرزینب(ع)
---
جوانان بنی هاشم بیائید
علی(ع)رابردرخیمه رسانید
نگوئیدمادرش لیلابیاید
کفن برقامت اکبر(ع)نماید
خداداندکه شرمنده ازاویم
چگونه من جواب اوبگویم
چطوری من ببینم مادرش را
علی اکبرش(ع)شدارباًاربا
بگوئیدخواهرم زینب(س)بیاید
عبایم رابگیردپهن نماید
---
ازتبارعشقم ولبریزاحساسم
شاگردکلاس درس عباسم(ع)
غیرتم ازمدینه تلاطم گرفت
دائم به یادپرپرشدن یاسم
اگرتمام لشکرحمله کندبه من
آماده جنگم و نمی هراسم
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
***(شعرسینه زنی سنگین حضرت علی اکبر(ع))
حضرت علی اکبر(ع)
پاشوای اکبرم(ع)-اومدم ببرم
توروسوی خیمه های حرم
نمی تونی بابا-که پاشی توزجا
می بینم که شدی توارباًاربا
اکبرم(ع)-ای عسای پیری ام پیرم مکن
اکبرم(ع)- تونروبابا زمین گیرم مکن
اکبرم(ع)-پاشوتا یار باباشی
نه بابا- پا نشو از هم می پاشی
علی اکبر(ع)علی(ع)4
دائم می خوانم –پسرجوانم
پاشوبابا ببین قدکمانم
تشنه جان دادی –رو خاک افتادی
یک تنه بادشمناتوایستادی
اکبرم(ع)- مادرت منتظره توی حرم
اکبرم(ع)- پاشوباز پیش بابابزن قدم
اکبرم (ع)-پاشوبابا آبروموبخر
اکبرم (ع)-عمه روازبین نامحرم ببر
علی اکبر(ع)علی(ع)4
می خوام برگردونم-اما نمی تونم
بدن توباباکرده کمونم
بیازینب(س)خواهر-تاببریم اکبر(ع)
ازبس پاره پاره گشته این پیکر
اکبرم(ع)-چقدرقدتوباباکشیده است
اکبرم(ع)-کی بااسب روبدن تودویده ست
اکبرم (ع)-پاشوکه منتظره خواهرت
اکبرم(ع)-پاشوکه منتظره مادرت
علی اکبر(ع)علی(ع)4
پاشوگشتم تنها-پاشوپیش بابا
بعدتوعلی(ع)خاک برسردنیا
پاشوای دلاور-بودی من رویاور
چشم به راه توئه توخیمه مادر
اکبرم(ع)-چطوری من ببرم پیکرت
اکبرم (ع)-توخیمه منتظره مادرت
اکبرم (ع)-چی شد اون زلفای سیاه تو
اکبرم(ع)-بگوباباچی بوده گناه تو
علی اکبر(ع)علی(ع)4.
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
***(سینه زنی شور-حضرت علی اکبر(ع))
حضرت علی اکبر(ع)
شدی زبون زداکبر(ع)-وقتی زدی به لشکر
انگارزجاکندعلی(ع)-دوباره درب خیبر2
قدرتی داری-علی(ع)
ضربتی داری - علی(ع)
شیرشکاری- علی(ع)
کردی تویاری- علی(ع)
علی(ع) علی(ع) 4
هرکی اومدسوی-قدرت بازوی تو
به خاک کشانددشمنو-تیغ دوابروی تو2
ا...اکبر- علی(ع)
شیردلاور- علی(ع)
شبیه حیدر(ع)- علی(ع)
کندتوخیبر- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)4
گرچه توهستی جوون-دشمن از توهراسوم
می جنگی همچون حیدر(ع)-داری از حیدر(ع)نشون 2
ای اسدا...- علی(ع)
تویدا...- علی(ع)
وقتی می جنگی –می گند
همه ماشاءا..- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)4
چیکارکنم که پاشی-یاردل باباشی
می ترسم که ببوسم –داری ازهم می پاشی2
ای ارباًاربا- علی(ع)
عزیززهرا(ع)- علی(ع)
رحمی به حالم –نما
شدم من تنها- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)4
پهلوت شکسته اکبر(ع)-شبیه زهرا(س)مادر
آتیش زدند به خیمه-به یادکوچه ودر2
رفتی جوانم- علی(ع)
پاشوکمانم- علی(ع)
پاشوکه بعدت –بابا
زنده نمانم- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)4
قصه ای توچشاته-دلت همچون فراته
الهی من بمیرم-رقیه (س)چشم به راته2
شبه الپیمبر(س)- علی(ع)
ا...اکبر- علی(ع)
منتظرت –نشسته
توخیمه مادر- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)2
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
****
سینه زنی سنگین (محرم )
نصرمن ا... وفتح غریب
رسیده بازمحرمت-این دل توحرمت
نظرنمااز کرمت –این دل توحرمت
سرم به زیرقدمت-این دل توحرمت
دوباره این دلم هوائی حرم شد
سینه زن وگریه کن زیرعلم شد
شکرخدادوباره بازتوهیئت هستم
سهم من از باتوبودن آقاکرم شد
نوکردرگاه توام چون حبیب- نصرمن ا... وفتح غریب
ارباب ماسینه زنا-شاه کربلا
ارباب مادیوونه ها-شاه کربلا
تنها توئی مشکل گشا-شاه کربلا
هستی من زنده شد ازهست تو
زنجیرنوکریم باشه دست تو
به شوروشوق دل من نظرکن
این دل عاشق شده باز مست تو
شنیده ام که بودی آقای غریب - نصرمن ا... وفتح غریب
میون ذکریاربم-عبدالزینبم(س)
ذکرتوروی لبم-عبدالزینبم(س)
کربلاخواب هرشبم-عبدالزینبم (س)
زینب(س) نبینه روی نیزه ها سرتو
قرآن نخوان طاقت نداره خواهرتو
بلند شوای عزیز قلب مادرمن
به قتله گاه اومده امشب مادرتو
ذکرلب مادربودام یجیب - نصرمن ا... وفتح غریب
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
*****(متن اشعارشب هشتم-حضرت علی اکبر(ع))
درمدح حضرت علی اکبر(ع)
شاگرددرس عباس(ع)،فرزندمولا
علی اکبر(ع)حسین(ع)،فرزندلیلا
برون زخیمه آمد مه بنی هاشم
همه محو آن قدوقامت رعنا
تاآن دم حرفی نزدتاکه دید
دشمن رجزمی خواندوغریب است بابا
زانوی ادب زدبه پیش مولایش
اذن میدان خواست تاکندغوغا
حلقه زداشک درچشم حسین(ع)
نگاهی کردبرآن قدو بالا
گفت کمی مقابل پدرراه برو
ای شبیه پیمبرخلقاًوخلقا
خواهرانت می خواهندتماشایت کنند
بروبا اهل خیام وداعی نما
وارد خیمه شدهمه گرفتند دوروبرش
مادردرآغوش گرفت وعمه می کرددعا
ناگه صدایی از لشکردشمن بلندشد
حسین(ع)،آیاکسی نیست بجنگدباما؟
گیسوان را،لباس را،زدست محرمان کشید
ای اهل خیام رهایم کنید رها
مگرنمی بینیدکه رجزمی خواندعدو
نمی توانم ببینم بیشترغربت آقا
لباس رزم به تن وسوارمرکب
زدبه دل لشکروبازکرد راه
آن طرف عباس(ع)تکبیری گفت
وبلندفریادزد ماشاء ا....
این طرف همه اهل خیام می گفتند
لاحول ولاقوه الابالله
پیرمردان لشکردشمن می گفتندبهم
آمدبه جنگ مارسول(ص) خدا
مانمی جنگیم بااین جوان دلیر
پیچید میان لشکردشمن این صدا
ناگهان صدایی بلندشدکه رجزمی خواند
اناعلی بن حسین بن علی مرتضا(ع)
پدرم حسین(ع)وجدم رسول ا...(ص)
منم زنسل علی (ع)وحضرت زهرا(ع)
تاشنیدندکه اوزنسل علی مرتضاست(ع)
آنهایی که مانده بودنداز مدینه درکوچه ها
دیدندکه حریف اوتک به تک نمی شوند
هرکس که نیزه داشت می زددرآنجا
چه بگویم که بااوچه کردند،واویلا
آنقدرزدند که علی (ع)شدارباًاربا
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
***(روضه علی اکبر(ع))
برخیز که زهرا(س)از جنان رسیده
دست به کمرودوان دوان رسیده
گریه می کند ومی گویدای وای
عمرتوچه زودبه پایان رسیده
---
ارباًارباشدی به زیرسم مرکب
پدررامی خواندی هردم به لب
بگفتی قصه ای درسینه دارم
زبعدمن چه آیدبرسرزینب(ع)
---
جوانان بنی هاشم بیائید
علی(ع)رابردرخیمه رسانید
نگوئیدمادرش لیلابیاید
کفن برقامت اکبر(ع)نماید
خداداندکه شرمنده ازاویم
چگونه من جواب اوبگویم
چطوری من ببینم مادرش را
علی اکبرش(ع)شدارباًاربا
بگوئیدخواهرم زینب(س)بیاید
عبایم رابگیردپهن نماید
---
ازتبارعشقم ولبریزاحساسم
شاگردکلاس درس عباسم(ع)
غیرتم ازمدینه تلاطم گرفت
دائم به یادپرپرشدن یاسم
اگرتمام لشکرحمله کندبه من
آماده جنگم و نمی هراسم
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
***(شعرسینه زنی سنگین حضرت علی اکبر(ع))
حضرت علی اکبر(ع)
پاشوای اکبرم(ع)-اومدم ببرم
توروسوی خیمه های حرم
نمی تونی بابا-که پاشی توزجا
می بینم که شدی توارباًاربا
اکبرم(ع)-ای عسای پیری ام پیرم مکن
اکبرم(ع)- تونروبابا زمین گیرم مکن
اکبرم(ع)-پاشوتا یار باباشی
نه بابا- پا نشو از هم می پاشی
علی اکبر(ع)علی(ع)4
دائم می خوانم –پسرجوانم
پاشوبابا ببین قدکمانم
تشنه جان دادی –رو خاک افتادی
یک تنه بادشمناتوایستادی
اکبرم(ع)- مادرت منتظره توی حرم
اکبرم(ع)- پاشوباز پیش بابابزن قدم
اکبرم (ع)-پاشوبابا آبروموبخر
اکبرم (ع)-عمه روازبین نامحرم ببر
علی اکبر(ع)علی(ع)4
می خوام برگردونم-اما نمی تونم
بدن توباباکرده کمونم
بیازینب(س)خواهر-تاببریم اکبر(ع)
ازبس پاره پاره گشته این پیکر
اکبرم(ع)-چقدرقدتوباباکشیده است
اکبرم(ع)-کی بااسب روبدن تودویده ست
اکبرم (ع)-پاشوکه منتظره خواهرت
اکبرم(ع)-پاشوکه منتظره مادرت
علی اکبر(ع)علی(ع)4
پاشوگشتم تنها-پاشوپیش بابا
بعدتوعلی(ع)خاک برسردنیا
پاشوای دلاور-بودی من رویاور
چشم به راه توئه توخیمه مادر
اکبرم(ع)-چطوری من ببرم پیکرت
اکبرم (ع)-توخیمه منتظره مادرت
اکبرم (ع)-چی شد اون زلفای سیاه تو
اکبرم(ع)-بگوباباچی بوده گناه تو
علی اکبر(ع)علی(ع)4.
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
***(سینه زنی شور-حضرت علی اکبر(ع))
حضرت علی اکبر(ع)
شدی زبون زداکبر(ع)-وقتی زدی به لشکر
انگارزجاکندعلی(ع)-دوباره درب خیبر2
قدرتی داری-علی(ع)
ضربتی داری - علی(ع)
شیرشکاری- علی(ع)
کردی تویاری- علی(ع)
علی(ع) علی(ع) 4
هرکی اومدسوی-قدرت بازوی تو
به خاک کشانددشمنو-تیغ دوابروی تو2
ا...اکبر- علی(ع)
شیردلاور- علی(ع)
شبیه حیدر(ع)- علی(ع)
کندتوخیبر- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)4
گرچه توهستی جوون-دشمن از توهراسوم
می جنگی همچون حیدر(ع)-داری از حیدر(ع)نشون 2
ای اسدا...- علی(ع)
تویدا...- علی(ع)
وقتی می جنگی –می گند
همه ماشاءا..- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)4
چیکارکنم که پاشی-یاردل باباشی
می ترسم که ببوسم –داری ازهم می پاشی2
ای ارباًاربا- علی(ع)
عزیززهرا(ع)- علی(ع)
رحمی به حالم –نما
شدم من تنها- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)4
پهلوت شکسته اکبر(ع)-شبیه زهرا(س)مادر
آتیش زدند به خیمه-به یادکوچه ودر2
رفتی جوانم- علی(ع)
پاشوکمانم- علی(ع)
پاشوکه بعدت –بابا
زنده نمانم- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)4
قصه ای توچشاته-دلت همچون فراته
الهی من بمیرم-رقیه (س)چشم به راته2
شبه الپیمبر(س)- علی(ع)
ا...اکبر- علی(ع)
منتظرت –نشسته
توخیمه مادر- علی(ع)
علی(ع) علی(ع)2
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
****
سینه زنی سنگین (محرم )
نصرمن ا... وفتح غریب
رسیده بازمحرمت-این دل توحرمت
نظرنمااز کرمت –این دل توحرمت
سرم به زیرقدمت-این دل توحرمت
دوباره این دلم هوائی حرم شد
سینه زن وگریه کن زیرعلم شد
شکرخدادوباره بازتوهیئت هستم
سهم من از باتوبودن آقاکرم شد
نوکردرگاه توام چون حبیب- نصرمن ا... وفتح غریب
ارباب ماسینه زنا-شاه کربلا
ارباب مادیوونه ها-شاه کربلا
تنها توئی مشکل گشا-شاه کربلا
هستی من زنده شد ازهست تو
زنجیرنوکریم باشه دست تو
به شوروشوق دل من نظرکن
این دل عاشق شده باز مست تو
شنیده ام که بودی آقای غریب - نصرمن ا... وفتح غریب
میون ذکریاربم-عبدالزینبم(س)
ذکرتوروی لبم-عبدالزینبم(س)
کربلاخواب هرشبم-عبدالزینبم (س)
زینب(س) نبینه روی نیزه ها سرتو
قرآن نخوان طاقت نداره خواهرتو
بلند شوای عزیز قلب مادرمن
به قتله گاه اومده امشب مادرتو
ذکرلب مادربودام یجیب - نصرمن ا... وفتح غریبی اهل خیام رهایم کنید رها
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
مگرنمی بینیدکه رجزمی خواندعدو
نمی توانم ببینم بیشترغربت آقا
لباس رزم به تن وسوارمرکب
زدبه دل لشکروبازکرد راه
آن طرف عباس(ع)تکبیری گفت
وبلندفریادزد ماشاء ا....
این طرف همه اهل خیام می گفتند
لاحول ولاقوه الابالله
پیرمردان لشکردشمن می گفتندبهم
آمدبه جنگ مارسول(ص) خدا
مانمی جنگیم بااین جوان دلیر
پیچید میان لشکردشمن این صدا
ناگهان صدایی بلندشدکه رجزمی خواند
اناعلی بن حسین بن علی مرتضا(ع)
پدرم حسین(ع)وجدم رسول ا...(ص)
منم زنسل علی (ع)وحضرت زهرا(ع)
تاشنیدندکه اوزنسل علی مرتضاست(ع)
آنهایی که مانده بودنداز مدینه درکوچه ها
دیدندکه حریف اوتک به تک نمی شوند
هرکس که نیزه داشت می زددرآنجا
چه بگویم که بااوچه کردند،واویلا
آنقدرزدند که علی (ع)شدارباًاربا
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
***(روضه علی اکبر(ع))
برخیز که زهرا(س)از جنان رسیده
دست به کمرودوان دوان رسیده
گریه می کند ومی گویدای وای
عمرتوچه زودبه پایان رسیده
---
ارباًارباشدی به زیرسم مرکب
پدررامی خواندی هردم به لب
بگفتی قصه ای درسینه دارم
زبعدمن چه آیدبرسرزینب(ع)
---
جوانان بنی هاشم بیائید
علی(ع)رابردرخیمه رسانید
نگوئیدمادرش لیلابیاید
کفن برقامت اکبر(ع)نماید
خداداندکه شرمنده ازاویم
چگونه من جواب اوبگویم
چطوری من ببینم مادرش را
علی اکبرش(ع)شدارباًاربا
بگوئیدخواهرم زینب(س)بیاید
عبایم رابگیردپهن نماید
---
ازتبارعشقم ولبریزاحساسم
شاگردکلاس درس عباسم(ع)
غیرتم ازمدینه تلاطم گرفت
دائم به یادپرپرشدن یاسم
اگرتمام لشکرحمله کندبه من
آماده جنگم و نمی هراسم
سروده شاعرومداح اهل بیت برادرحاج مهدی جهان میهن
***(شعرسینه زنی سنگین حضرت علی اکبر(ع))
حضرت علی اکبر(ع)
نويسنده : خادم الرضا |
تاريخ : چهار شنبه 15 آبان 1392برچسب::اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,,:اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,اشعارشب 8محرم (حضرت علی اکبر(ع)) سروده شاعرومداح اهلب بیت برادرحاج مهدی جهان میهن,اشعارشب هشتم محرم,شعرعلی اکبر,متن اشعارحضرت علی اکبر,اکبر,شعرعلی اکبر,روضه علی اکبر,شعر,پایگاه شعر,دانلودشعر,نوحه,سینه زنی علی اکبر,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,,سینه زنی شور,سنگین,شعرمحرم,,, |
نوع مطلب :
<-CategoryName-> |